
تاب آوری و اتیسم
بهانه و کلام نخست این یادداشت گرامیداشت روزجهانی اوتیسم دوم آوریل مصادف با سیزدهم فروردین است.
تابآوری اتیسم برای والدین و فرزندان با توانایی مدیریت چالشهای روزمره و ناکامیها، از طریق مهارتهای حل مسئله و تفکر مثبت شکل میگیرد.
ایجاد محیطی قابل پیشبینی و ایمن، تمرین راهبردهای مقابله با اضطراب، و آموزش تنظیم هیجانات به آنها کمک میکند تا در مواجهه با تغییرات، سازگاری مثبت نشان دهند. توسعه عادات مثبتاندیشی و تقویت مهارتهای سازمانی مانند هدفگذاری نیز تابآوری را تقویت کرده و عبور از بحرانها را تسهیل میکند
تاب آوری عاملی است که توانایی یک خانواده را در برخورد با ناملایمات و چالش ها توسعه میدهد و این مهم را از طریق بگارگیری و بسیج همه منایع ، به اشتراک گذاری و هم افزایی قابلیتها ، معنویت ونگرش مثبت به انجام میرساند.
تاب آوری بعنوان یک راهبرد برای پرورش فرزندان مبتلا به طیف اختلالات اوتیسم که مستلزم توان حداکثری برای مقابله با مسایل و چالشهای ویژه است بخوبی میتواند راهگشا بوده و کارسازی کند در همین راستا میتوان به توانمند سازی کودکان برای حل مسایل خویشتن ، تقویت مهارتهای ارتباطی بمنظور افزایش پیوندهای اجتماعی ، تاکید و توجه بر یادگیری از طریق اشتباهات و تجربیات به جای احساس شکست و ناکامی و هم چنین توجه و نظارت ویژه بر منابع و تواناییهای خاص و چه بسا از همه مهمتر توسعه روابط هر چه بیشتر خانه و مدرسه از عمده ترین مولفه های توسعه تاب آوری در طیف اختلالات اوتیسم میباشد.
تاکید برقدرت امید ، خوش بینی و معنویت دستیابی به معانی و نتایج باشکوه در شرایط سخت را ممکن میسازد.
فرزندپروری مبتنی بر تاب آوری از انعطاف و کارآیی لازم برخوردار است.
تاب آوری به مراقب و مراقبت شونده بهره رسان است.
بنابراین کودکان ، والدین ، مددکاران ، مشاوران و روانشناسان حوزه طیف اختلالات اوتیسم از مزایای تاب آوری همزمان بهره خواهند برد.
تاب آوری از جهات زیر میتواند شایسته توجهات دیگرنیز باشد.بعنوان استراتژی برای مدیریت چالشی با عنوان ( اوتیسم ) کار ساز است.بخشی از تصورات رایج و غلط را به اختلالات طیف اوتیسم را ترمیم کند.
تاب آوری و اتیسم
یک برنامه عملی برای پرورش مهارتهای اجتماعی به خانواده ها ارایه میکند
آموزش تاب آوری به اعضا خانواده برای مواجهه ومقابله با استرس و فشارهای روانی کمک میکند.توسعه تاب آوری به معنای توسعه کیفیت زندگی وبهزیستی روانشناختی است.
تاب آوری به عنوان یک مهارت حیاتی برای کودکان طیف اتیسم، توانایی سازگاری با چالشها، مدیریت استرس و غلبه بر موانع را تقویت میکند.
این مهارت به آنها کمک میکند تا در مواجهه با ناملایمات، اضطراب را کنترل کنند، اعتمادبهنفس خود را افزایش دهند و در موقعیتهای دشوار عملکرد بهتری داشته باشند.
برای بررسی دقیق، موضوع را از سه زاویه پژوهشهای بالینی، تجربه زیسته افراد اتیستیک و نقش خانواده و محیط مطالعه میکنم. ابتدا منابع معتبر و بهروز را بررسی میکنم تا میان تابآوری واقعی، سازگاری ظاهری، پنهانسازی ویژگیهای اتیسم و پیامدهای سلامت روان مرز روشنی برقرار شود.
تابآوری یا resiliency در اتیسم به معنای تحمل همه فشارها، سازگارشدن با هر محیطی یا شبیهشدن به افراد نوروتیپیک نیست. تابآوری در این حوزه به ظرفیت فرد، خانواده و محیط برای حفظ بهزیستی، تنظیم فشارها، بازیابی پس از بحران و ساختن یک زندگی معنادار گفته میشود.
در گذشته، گاهی تابآوری فرد اوتیستیک با میزان توانایی او در پنهانکردن ویژگیهای اتیستیک، پیروی از قواعد اجتماعی یا تحمل محیطهای نامتناسب سنجیده میشد. این برداشت میتواند گمراهکننده باشد. فرد ممکن است در ظاهر بسیار سازگار به نظر برسد، در مدرسه یا محل کار عملکرد خوبی داشته باشد و رفتارهای اوتیستیک خود را پنهان کند؛ اما در درون با اضطراب، خستگی شدید، فرسودگی اوتیستیک و کاهش سلامت روان مواجه باشد.
نگاه امروزی، تابآوری را حاصل تعامل میان ویژگیهای فردی و شرایط محیطی میداند. به زبان ساده، تابآوری فرد اوتیستیک زمانی بیشتر میشود که محیط نیز مسئولیت خود را بپذیرد.
اتیسم چیست و چرا بحث تابآوری در آن اهمیت دارد؟
اتیسم یک تفاوت عصبرشدی است که میتواند بر ارتباط اجتماعی، پردازش حسی، انعطافپذیری رفتاری، علایق، زبان، توجه و شیوه تجربه جهان اثر بگذارد. شدت و شکل بروز این ویژگیها در افراد گوناگون متفاوت است.
برخی افراد اوتیستیک به حمایت گسترده نیاز دارند و برخی دیگر در بسیاری از حوزههای زندگی استقلال بالایی دارند. گروهی نیز در سالهای کودکی شناسایی نمیشوند، زیرا با کمک هوش، حافظه، تقلید اجتماعی یا ماسککردن، تفاوتهای خود را پنهان میکنند.
فشار اصلی همیشه از ویژگیهای اتیسم ناشی نمیشود. عواملی مانند انگ اجتماعی، قلدری، تبعیض، فقدان حمایت، محیطهای پرتحریک، تغییرهای ناگهانی، دشواری دسترسی به آموزش و اشتغال، مشکلات مالی و سوءتفاهمهای ارتباطی میتوانند فشار زندگی را افزایش دهند.
از این منظر، پرسش مهم این نیست که «چگونه فرد اوتیستیک را وادار کنیم با هر شرایطی کنار بیاید؟» پرسش دقیقتر این است که «چگونه فرد، خانواده، مدرسه، محل کار و جامعه میتوانند شرایطی بسازند که زندگی ایمن، معنادار و قابل پیشبینیتر شود؟»
تابآوری فردی در افراد اوتیستیک
تابآوری فردی در اتیسم مجموعهای از ظرفیتهاست که به فرد کمک میکند فشارهای روزمره را بشناسد، نیازهای خود را بیان کند، از حمایت استفاده کند و پس از تجربههای دشوار دوباره تعادل بیشتری پیدا کند.
این ظرفیتها میتوانند شامل شناخت محرکهای حسی، تشخیص علائم خستگی، درخواست کمک، تنظیم هیجان، برنامهریزی، حل مسئله، استفاده از علایق ویژه برای آرامسازی، شناخت نقاط قوت و شکلدادن به هویت مثبت باشند.
تابآوری فردی با «تحمل بیپایان» تفاوت دارد. تحمل مداوم فشار ممکن است در کوتاهمدت موفقیتآمیز به نظر برسد، اما در بلندمدت به اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، کنارهگیری، خودآسیبی یا فرسودگی منجر شود.
فرد اوتیستیک تابآور لزوماً کسی نیست که در محیط شلوغ، ارتباطهای مبهم و تغییرهای ناگهانی هیچ واکنشی نشان ندهد. ممکن است فرد تابآور کسی باشد که محیط مناسب خود را میشناسد، برای مدیریت انرژی برنامه دارد، در زمان لازم از موقعیت پرتنش خارج میشود و از دیگران کمک میگیرد.
نقش پذیرش هویت اوتیستیک
پذیرش هویت اوتیستیک یکی از عوامل مهم در سلامت روان و سازگاری پایدار است. پذیرش به معنای نادیدهگرفتن دشواریها یا انکار نیازهای حمایتی نیست. پذیرش یعنی فرد بتواند اتیسم را بخشی از تجربه شخصی خود بداند و ارزش انسانی، تواناییها و حق انتخاب خود را مستقل از تشخیص حفظ کند.
وقتی فرد همواره احساس کند که باید خودش را پنهان کند یا شبیه دیگران رفتار کند، ممکن است رابطه او با خود آسیب ببیند. در مقابل، آگاهی از تفاوتهای عصبی، شناخت نقاط قوت و یافتن افرادی که تجربه مشابه دارند، احساس تعلق را تقویت میکند.
پذیرش هویت میتواند به فرد کمک کند نیازهای خود را دقیقتر بیان کند؛ برای نمونه، درباره نور زیاد، سروصدا، تماس چشمی، زمان خلوت، شیوه ارتباط، برنامه روزانه یا شکل انجام کار گفتوگو کند.
پذیرش هویت با رمانتیککردن اتیسم تفاوت دارد. فرد اوتیستیک میتواند همزمان ویژگیهای ارزشمند و دشواریهای واقعی داشته باشد و برای هر دو بخش به حمایت مناسب نیازمند باشد.
ماسککردن و رابطه آن با تابآوری
ماسککردن یا پنهانسازی به مجموعه رفتارهایی گفته میشود که فرد برای شبیهشدن به الگوهای اجتماعی رایج انجام میدهد. تقلید از حالات چهره، تمرین گفتوگو، کنترل حرکات تکراری، پنهانکردن ناراحتی حسی و سرکوب واکنشهای طبیعی از نمونههای آن هستند.
ماسککردن گاهی راهی برای محافظت از فرد در برابر قضاوت، طرد یا تبعیض است. بنابراین نباید آن را بهصورت ساده یک انتخاب شخصی یا ضعف اخلاقی در نظر گرفت. در بسیاری از موقعیتها، جامعه فرد را به این سمت سوق میدهد.
مسئله زمانی شکل جدیتری پیدا میکند که ماسککردن دائمی شود و فرد فرصتی برای بازیابی انرژی و ابراز طبیعی خود نداشته باشد. مرورهای پژوهشی درباره رفتارهای camouflage و masking در بزرگسالان اوتیستیک، ارتباط آن را با اضطراب، افسردگی، خستگی و فرسودگی مطرح کردهاند.
از این رو، توانایی پنهانکردن ویژگیهای اتیستیک را نباید شاخص تابآوری دانست. تابآوری پایدار بیشتر با کاهش فشار برای ماسککردن، افزایش امنیت، حمایت اجتماعی و امکان زندگی هماهنگ با نیازهای عصبی ارتباط دارد.
فرسودگی اوتیستیک و کاهش تابآوری
فرسودگی اوتیستیک یا Autistic Burnout با خستگی معمولی تفاوت دارد. این وضعیت میتواند پس از دورهای از فشار طولانی، ماسککردن، محرومیت از استراحت، تغییرهای زیاد، مطالبات اجتماعی بالا یا تلاش مداوم برای انجام کارها در محیط نامتناسب ایجاد شود.
فرسودگی ممکن است با کاهش توانایی گفتوگو، افت عملکرد اجرایی، حساسیت حسی بیشتر، کاهش مهارتهای روزمره، نیاز شدید به خلوت، بیخوابی، اضطراب و احساس ناتوانی همراه باشد.
این وضعیت گاهی با تنبلی، بیانگیزگی یا لجبازی اشتباه گرفته میشود. چنین برداشتی فشار فرد را افزایش میدهد. برخورد مناسب شامل کاهش مطالبات، فراهمکردن زمان بازیابی، تنظیم محیط حسی، سادهکردن برنامه، حمایت ارتباطی و ارزیابی وضعیت سلامت جسمی و روانی است.
مرور نظاممند «فرسودگی آنگونه که افراد اوتیستیک تجربه میکنند» نشان میدهد که تجربه زیسته افراد باید در تعریف و ارزیابی این پدیده جایگاه مهمی داشته باشد. تشخیص فرسودگی نیازمند توجه به زمینه زندگی فرد است و نباید همه مشکلات به خود اتیسم نسبت داده شود.
تابآوری و تنظیم حسی
بسیاری از افراد اوتیستیک محرکهای حسی را با شدت متفاوتی تجربه میکنند. نور فلورسنت، صدای پسزمینه، ازدحام، بوها، تماس بدنی، لباس، گرما یا تغییرهای بصری میتوانند فشار زیادی ایجاد کنند.
وقتی بار حسی از ظرفیت پردازش فرد بیشتر شود، ممکن است واکنشهایی مانند meltdown یا خاموشی و کنارهگیری رخ دهد. این واکنشها معمولاً نشانه لجبازی یا تلاش برای جلب توجه نیستند؛ آنها میتوانند علامت فشار عصبی شدید باشند.
تنظیم حسی از راههایی مانند کاهش سروصدا، استفاده از هدفون، فراهمکردن فضای آرام، تنظیم نور، امکان حرکت، برنامهریزی برای وقفه، پوشش مناسب و اطلاع قبلی از تغییرها میتواند فشار را کم کند.
محیط سازگارشده، به فرد فرصت میدهد انرژی خود را برای یادگیری، کار، ارتباط و مشارکت اجتماعی مصرف کند. در این شرایط، ظرفیت تابآوری افزایش مییابد؛ زیرا بخش زیادی از انرژی فرد درگیر دفاع در برابر محیط نیست.
نقش پیشبینیپذیری و برنامه روزانه
پیشبینیپذیری برای بسیاری از افراد اوتیستیک نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. برنامه دیداری، اطلاع قبلی از تغییر، توضیح مرحلهبهمرحله فعالیتها، زمانبندی روشن و مشخصبودن انتظارات میتواند احساس امنیت را افزایش دهد.
با این حال، هدف از برنامهریزی، ایجاد وابستگی خشک به یک روال ثابت نیست. هدف این است که فرد تغییرها را در فضایی امن و با حمایت مناسب تجربه کند. انعطافپذیری نیز باید بهتدریج و متناسب با ظرفیت فرد آموزش داده شود.
قرارگرفتن ناگهانی در شرایط غیرقابل پیشبینی و سپس انتظار واکنش آرام، رویکرد مناسبی نیست. انعطافپذیری زمانی رشد میکند که فرد ابزار، اطلاعات، زمان و حمایت لازم را داشته باشد.
نقش حمایت اجتماعی و ارتباط با همتایان
انزوا یکی از عوامل کاهشدهنده سلامت روان در افراد اوتیستیک است. ارتباط با همتایان اوتیستیک میتواند احساس فهمیدهشدن، تعلق و امنیت را تقویت کند.
در گروههای همتایان، فرد الزام کمتری برای توضیحدادن تجربههای حسی و ارتباطی خود احساس میکند. چنین فضاهایی میتوانند به تبادل راهکارهای زندگی، شناخت حقوق، تقویت هویت و کاهش شرم کمک کنند.
حمایت اجتماعی باید با ترجیح فرد هماهنگ باشد. برخی افراد ارتباط حضوری را ترجیح میدهند، برخی ارتباط نوشتاری یا آنلاین را مناسبتر میدانند و گروهی به حمایت فردبهفرد نیاز دارند.
راهنمای NICE برای بزرگسالان اوتیستیک، دسترسی به گروههای خودیاری، گروههای حمایتی و حمایت یکبهیک را توصیه میکند. برای کودکان و نوجوانان نیز مشارکت خانواده، مدرسه و تیمهای چندرشتهای اهمیت دارد.
تابآوری، دلبستگی و تنظیم هیجان
دلبستگی ایمن میتواند زمینهای برای اعتماد، درخواست کمک و تنظیم هیجان فراهم کند. کودک اوتیستیک زمانی بهتر میتواند فشارها را مدیریت کند که مراقبان، نشانههای ارتباطی و حسی او را بشناسند و پاسخ قابل پیشبینی و مهربانانه ارائه دهند.
دلبستگی ایمن به معنای حذف همه بحرانها نیست. کودک همچنان ممکن است meltdown، اضطراب یا مقاومت در برابر تغییر را تجربه کند. تفاوت در این است که پس از بحران، فرد با سرزنش، طرد و تهدید مواجه نمیشود و فرصت بازیابی و ارتباط دوباره را به دست میآورد.
در بزرگسالی نیز روابط امن، دوستیهای قابل اعتماد، حمایت عاطفی و دسترسی به درمانگر آشنا با اتیسم میتوانند در سلامت روان و تابآوری نقش داشته باشند.
تابآوری خانوادههای دارای کودک اوتیستیک
تشخیص اتیسم میتواند زندگی خانواده را در زمینههای زمانی، عاطفی، اقتصادی، آموزشی و اجتماعی تغییر دهد. کیفیت تابآوری خانواده به عوامل متعدد وابسته است؛ از جمله شدت نیازهای حمایتی کودک، دسترسی به خدمات، وضعیت اقتصادی، سلامت والدین، حمایت خویشاوندان و کیفیت رابطه میان اعضای خانواده.
تابآوری خانواده به معنای آن نیست که والدین باید همه فشارها را تحمل کنند. خانواده تابآور خانوادهای است که میتواند نیازهای خود را بشناسد، از خدمات استفاده کند، مسئولیتها را تقسیم کند، برای بحران برنامه داشته باشد و فرصت استراحت و ارتباط اجتماعی را حفظ کند.
مطالعهای ایرانی درباره مادران کودکان اوتیستیک نشان داده است که تابآوری مادر با کیفیت زندگی خانواده ارتباط مثبت دارد و در رابطه میان شدت علائم کودک و کیفیت زندگی خانواده نقش میانجی ایفا میکند. این مطالعه مقطعی است؛ بنابراین برای اثبات رابطه علت و معلولی کفایت نمیکند، با این حال اهمیت حمایت روانی و اجتماعی از مادران را نشان میدهد.
مرور نظاممند منتشرشده در سال ۲۰۲۶ درباره مداخلات تابآوری خانواده، ۹ مطالعه مداخلهای را بررسی کرده است. در هشت مطالعه، اندازه اثر متوسط تا بزرگ برای بهبود تابآوری خانواده گزارش شد. با توجه به تعداد محدود مطالعات و حضور پررنگ مادران در نمونهها، برای نتیجهگیری قطعی به پژوهشهای گستردهتر نیاز است.
پدران، مادران و خواهر و برادرها
در بسیاری از برنامههای حمایتی، مادران سهم بیشتری از مراقبت روزانه را بر عهده میگیرند و به همین دلیل بیشتر در پژوهشها حضور دارند. این وضعیت نباید نیازهای پدران، مادربزرگها، پدربزرگها و خواهر و برادرها را کماهمیت جلوه دهد.
پدران نیز ممکن است با فشار عاطفی، اقتصادی، شغلی و اجتماعی روبهرو شوند، اما گاهی بیان این فشار برای آنان دشوارتر است. خواهر و برادرها نیز به اطلاعات متناسب با سن، فرصت گفتوگو و حمایت عاطفی نیاز دارند.
راهنمای NICE ارزیابی نیازهای جسمی، روانی، اجتماعی و عملی خانواده و مراقبان را توصیه میکند. مراقبت کوتاهمدت، استراحت خانواده، آموزش، برنامه اضطراری و برنامهریزی برای آینده میتوانند از فرسودگی مراقبان پیشگیری کنند.
تابآوری در مدرسه
مدرسه میتواند عامل محافظتی یا منبع فشار باشد. رابطه امن با معلم، برنامه روشن، کاهش محرکهای حسی، پذیرش شیوههای متفاوت ارتباط، حمایت در زنگ تفریح، مقابله با قلدری و آموزش کارکنان از عوامل مهم هستند.
اهداف آموزشی باید بر رشد واقعی و مشارکت کودک متمرکز باشند. توانایی نشستن طولانی، تماس چشمی یا سکوت کامل بهتنهایی معیار مناسبی برای تابآوری نیستند.
کودک اوتیستیک ممکن است در مدرسه رفتار آرامی داشته باشد و پس از بازگشت به خانه دچار فروپاشی شود. این وضعیت میتواند نتیجه تلاش شدید برای تحمل فشار مدرسه باشد. همکاری میان خانواده و مدرسه برای شناسایی این الگو اهمیت دارد.
آموزش مهارتهای خودadvocacy نیز مهم است. کودک باید بهتدریج بیاموزد که نیاز خود به وقفه، کمک، فضای آرام یا روش ارتباطی دیگر را بیان کند.
تابآوری در محل کار و معیشت
رابطه میان تابآوری و اتیسم با مسئله معیشت پیوند مستقیم دارد. فردی که شغل پایدار، درآمد کافی، محیط امن و حمایت حرفهای دارد، منابع بیشتری برای مدیریت فشار خواهد داشت.
در مقابل، بیکاری، اشتغال ناپایدار، تبعیض، درآمد کم، رفتوآمد دشوار و محیط پرتحریک میتوانند تابآوری را کاهش دهند. بنابراین تحلیل تابآوری اتیسم باید از سطح فرد فراتر برود و مسئله livelihood یا معیشت را نیز دربرگیرد.
تعدیلهای شغلی مانند محیط کمتحریک، دستورالعمل کتبی، امکان کار انعطافپذیر، زمان استراحت، کاهش جلسات غیرضروری، مصاحبه شغلی سازگارشده و ارتباط روشن میتوانند عملکرد و ماندگاری شغلی را بهبود دهند.
پذیرش هویت اوتیستیک زمانی به کیفیت زندگی کمک میکند که با فرصت واقعی برای آموزش، کار، درآمد، مسکن و مشارکت اجتماعی همراه باشد. هویت مثبت در شرایط محرومیت اقتصادی، به حمایتهای ساختاری نیاز دارد تا به زندگی پایدار تبدیل شود.
رابطه اتیسم و سلامت روان
اتیسم خودِ افسردگی یا اضطراب نیست، اما افراد اوتیستیک ممکن است به دلیل فشارهای اجتماعی، تجربه طرد، قلدری، مشکلات حسی، اختلال خواب، دشواری دسترسی به خدمات و فرسودگی، در معرض مشکلات سلامت روان قرار گیرند.
اضطراب، افسردگی، اختلال وسواس، ADHD، اختلال خواب، خودآسیبی و افکار خودکشی باید جدی گرفته شوند. وجود اتیسم نباید سبب شود همه نشانهها به ویژگیهای اوتیسم نسبت داده شوند.
راهنمای NICE بر شناسایی و درمان مشکلات سلامت روان، بررسی عوامل جسمی و محیطی، مدیریت خطر و مشارکت فرد در تصمیمگیری تأکید دارد. درمان باید با شیوه ارتباطی، وضعیت حسی و ترجیحات فرد سازگار شود.
ذهنآگاهی، ACT و مداخلات افزایشدهنده سازگاری
مرور نظاممند سال ۲۰۲۴ درباره مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی در افراد دارای اختلال طیف اتیسم، ۳۷ مطالعه را بررسی کرده است. نتایج کلی از کاهش پریشانی روانی، بهبود برخی مهارتهای شناختی و اجتماعی و کاهش مشکلات رفتاری حمایت میکرد، اما کیفیت کلی شواهد پایین گزارش شد.
این یافتهها نشان میدهد ذهنآگاهی میتواند برای برخی افراد در شناخت هیجان، توجه به بدن و کاهش فشار مفید باشد. با این حال، این مداخلات نباید بهعنوان راهی برای وادارکردن فرد به تحمل محیط آسیبزا استفاده شوند.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا ACT نیز بر انعطافپذیری روانشناختی، شناخت ارزشهای فرد و ارتباط سازنده با تجربههای دشوار تمرکز دارد. کاربرد آن در اتیسم باید با نیازهای ارتباطی و حسی فرد سازگار شود و جایگزین اصلاح محیط، حمایت اجتماعی یا درمان مشکلات روانی نشود.
نقش والدگری در پرورش تابآوری کودک اوتیستیک
والدگری حمایتگرانه برای کودک اوتیستیک بر شناخت، امنیت، پیشبینیپذیری و ارتباط استوار است. والد لازم است رفتار کودک را در زمینه آن بررسی کند. گرسنگی، خستگی، درد، اختلال خواب، تغییر برنامه، فشار حسی یا ناتوانی در بیان نیاز ممکن است پشت یک رفتار دشوار قرار داشته باشد.
آموزش والدین باید بر پاسخدهی به ارتباط کودک، افزایش فرصت انتخاب، تقویت استقلال، تنظیم محیط و آموزش مهارتهای روزمره تمرکز کند.
انضباط در اینجا به معنای تنبیه یا حذف رفتار با هر هزینهای نیست. هدف، فهم نیاز پشت رفتار و آموزش راهی امنتر برای بیان آن نیاز است.
کودک باید تجربه کند که درخواست کمک، استراحت، نهگفتن، انتخابکردن و بیان ناراحتی، رفتارهای پذیرفتهشده هستند. چنین تجربهای پایه مهمی برای خودکارآمدی و تابآوری آینده است.
چه چیزهایی تابآوری را کاهش میدهد؟
فشار برای تماس چشمی اجباری، سرکوب حرکات خودتنظیمی، تنبیه به دلیل واکنش حسی، قلدری، انزوای اجتماعی، تغییرهای ناگهانی، بیتوجهی به خواب و درد، درمانهای فاقد پشتوانه، مقایسه با همسالان و انتظارات غیرواقعی میتوانند تابآوری را کاهش دهند.
همچنین مراقبت فرساینده، کمبود خدمات، مشکلات مالی و نداشتن زمان استراحت برای والدین، بر وضعیت کودک اثر میگذارد. خانوادهای که از حمایت کافی برخوردار نیست، ممکن است در چرخه فشار، احساس گناه و خستگی قرار گیرد.
از دیدگاه تابآوری مبتنی بر هویت، باید میان «سازگاری سالم» و «تسلیم اجباری» تفاوت گذاشت. سازگاری سالم به فرد امکان انتخاب، رشد و مشارکت میدهد. تسلیم اجباری ممکن است ظاهر آرامی ایجاد کند، اما هزینه روانی بالایی داشته باشد.
مدل پیشنهادی تابآوری در اتیسم
میتوان تابآوری در اتیسم را در چهار سطح بررسی کرد.
در سطح فردی، شناخت خود، خودپذیری، تنظیم هیجان، خودمدافعهگری و مهارتهای زندگی اهمیت دارند.
در سطح رابطهای، دلبستگی ایمن، حمایت خانواده، دوستی، ارتباط با همتایان و رابطه درمانی قابل اعتماد مطرح هستند.
در سطح محیطی، مدرسه، محل کار، مسکن، دسترسی به خدمات، تنظیم حسی، پیشبینیپذیری و کاهش انگ اجتماعی نقش دارند.
در سطح ساختاری، قوانین حمایتی، حقوق افراد دارای معلولیت، خدمات سلامت روان، پوشش اقتصادی، آموزش عمومی و فرصتهای اشتغال اهمیت دارند.
این مدل نشان میدهد تابآوری یک ویژگی ثابت در شخصیت فرد نیست. تابآوری در تعامل میان فرد و محیط ساخته میشود و با تغییر شرایط میتواند افزایش یا کاهش پیدا کند.
چه زمانی باید کمک تخصصی گرفت؟
اگر فرد دچار افت ناگهانی عملکرد، انزوای شدید، اختلال پایدار خواب، اضطراب یا افسردگی، خودآسیبی، افکار خودکشی، پرخاشگری خطرناک، کاهش شدید غذاخوردن، فرسودگی طولانی یا ناتوانی در انجام کارهای روزمره شده است، ارزیابی تخصصی ضروری است.
در این ارزیابی باید سلامت جسمی، درد، مشکلات گوارشی، خواب، داروها، سلامت روان، محیط زندگی، بار حسی و فشارهای اجتماعی بررسی شود.
در صورت وجود خطر فوری برای جان فرد، خانواده باید از خدمات اورژانسی محل زندگی کمک بگیرد و فرد را در محیطی امن نگه دارد.
جمع بندی نهایی و پایان سخن اینکه ارتباط اتیسم و تابآوری یک رابطه یکطرفه نیست. اتیسم به خودی خود به معنای ضعف تابآوری نیست. بسیاری از افراد اوتیستیک ظرفیتهای ارزشمندی مانند تمرکز عمیق، صداقت، خلاقیت، پشتکار، حساسیت اخلاقی و توانایی حل مسئله دارند.
کاهش تابآوری معمولاً زمانی رخ میدهد که فرد در محیطی نامتناسب، پرتحریک، تبعیضآمیز یا غیرقابل پیشبینی زندگی کند و برای مدت طولانی مجبور به پنهانکردن ویژگیهای خود باشد.
تابآوری سالم در اتیسم از مسیر پذیرش هویت، حمایت اجتماعی، کاهش ماسککردن، تنظیم حسی، پیشبینیپذیری، درمان مشکلات سلامت روان، حمایت از خانواده، فرصت تحصیل و اشتغال و دسترسی به زندگی معنادار شکل میگیرد.
بنابراین هدف اصلی نباید ساختن فردی باشد که هر فشار اجتماعی را تحمل کند. هدف، ساختن فرد، خانواده و جامعهای است که در آن فرد اوتیستیک بتواند با امنیت، کرامت، اختیار و مشارکت زندگی کند.
(محمدرضا مقدسی، مدیر وموسس خانه تاب آوری)
منبع :
اولین سایت مددکاری اجتماعی ایران