رسانه تابآوری ایران؛ خانهای برای توسعه فرهنگ تابآوری
رسانه تابآوری ایران با نشانی اینترنتی `resiliency.ir` پایگاه اصلی و تخصصی فارسیزبان در حوزه تابآوری، سلامت روان و علوم رفتاری است. این رسانه با عنوان «خانه تابآوری ایران» فعالیت میکند و مأموریت خود را آموزش، ترویج، پژوهش و توسعه ادبیات تابآوری در جامعه میداند. تمرکز اصلی آن بر افزایش آگاهی عمومی، انتشار محتوای علمی و کاربردی، معرفی منابع تخصصی و فراهم کردن بستری برای گفتوگو درباره تابآوری فردی، خانوادگی و اجتماعی است.
تابآوری در این رسانه به معنای توانایی انسان، خانواده و جامعه برای روبهرو شدن با دشواریها، مدیریت فشارهای روانی، سازگاری با تغییرات و بازسازی زندگی پس از بحران تعریف میشود. از این دیدگاه، تابآوری یک ویژگی ثابت و ذاتی نیست؛ مهارتی است که میتوان آن را آموخت، تقویت کرد و در موقعیتهای مختلف زندگی به کار گرفت. رسانه تابآوری ایران تلاش میکند این مفهوم را از سطح یک اصطلاح تخصصی روانشناسی فراتر ببرد و آن را به بخشی از فرهنگ عمومی و زندگی روزمره مردم تبدیل کند.
بر اساس معرفی رسمی منتشرشده در وبسایت، خانه تابآوری ایران در تیرماه ۱۳۹۴ در کرمانشاه تأسیس شده است. مدیریت و بنیانگذاری این مجموعه بر عهده دکتر محمدرضا مقدسی است؛ فردی که سالها در زمینه تولید محتوا، ترجمه و آموزش تابآوری فعالیت داشته است. این رسانه در مسیر فعالیت خود، به موضوعهایی مانند تابآوری کودکان و نوجوانان، فرزندپروری، زنان، خانواده، معلولیت، سالمندی، تابآوری اجتماعی، تابآوری فرهنگی، گردشگری، اقلیم، رسانه، کسبوکار، تکنواسترس و تابآوری دیجیتال پرداخته است.
یکی از ویژگیهای مهم رسانه تابآوری ایران، گستردگی موضوعات آن است. تابآوری در این پایگاه تنها در چارچوب روانشناسی فردی بررسی نمیشود؛ ارتباط آن با جامعه، فرهنگ، آموزش، اقتصاد، محیط زیست و سبک زندگی نیز مورد توجه قرار میگیرد. چنین رویکردی نشان میدهد که تابآوری برای این رسانه مفهومی چندبعدی است و از تعامل میان توانمندیهای فردی، حمایت خانوادگی، سرمایه اجتماعی، کیفیت حکمرانی، دسترسی به منابع و ظرفیتهای فرهنگی شکل میگیرد.
بخش مقالات و یادداشتهای تخصصی، یکی از محورهای اصلی این رسانه است. در این بخش، مطالب آموزشی و تحلیلی برای گروههای مختلف منتشر میشود؛ از خانوادهها و والدین گرفته تا دانشجویان، پژوهشگران، روانشناسان، مددکاران اجتماعی، مربیان و فعالان اجتماعی. هدف این نوشتهها آن است که مفاهیم علمی با زبانی قابل فهم در اختیار مخاطب قرار گیرد و خواننده بتواند بخشی از آموختهها را در زندگی شخصی، روابط خانوادگی یا فعالیت حرفهای خود به کار ببرد.
خانه تابآوری ایران در کنار مقالهها، به معرفی و بررسی کتابهای مرتبط با روانشناسی، سلامت روان، مددکاری اجتماعی و تابآوری نیز میپردازد. ترجمه و معرفی آثار نویسندگان و پژوهشگران بینالمللی، توجه به دیدگاههای علمی روز و تولید محتوای بومی از دیگر زمینههای فعالیت این مجموعه است. کتابخانه تابآوری نیز با هدف گردآوری منابع آموزشی و تخصصی شکل گرفته و میتواند برای علاقهمندان و پژوهشگران، نقطه شروعی برای مطالعه منظم درباره این حوزه باشد.
پوشش اخبار کارگاهها، نشستها و رویدادهای آموزشی نیز جایگاه رسانهای این مجموعه را تقویت میکند. رسانه تابآوری ایران میکوشد میان تولید دانش، آموزش عمومی و فعالیتهای میدانی ارتباط برقرار کند. انتشار گزارشها و مطالب مربوط به دورههای آموزشی و برنامههای تخصصی، به مخاطبان کمک میکند از جریان فعالیتهای مرتبط با سلامت روان و تابآوری در ایران آگاه شوند.
از نظر هویتی، «خانه تابآوری ایران» یک نام مشخص و متمایز در فضای فارسی است. وبسایت، این عنوان را بهعنوان برند و هویت مستقل خود معرفی کرده و البته نام «خانه تابآوری» با شماره `۱۴۰۳۵۰۱۴۰۰۰۱۰۸۳۹۳۶` در مرکز مالکیت معنوی ثبت شده است؛ ثبت و تثبیت نام تجاری، بخشی از تلاش این مجموعه برای ایجاد یک مرجع منسجم و قابل شناسایی در حوزه تابآوری است.
مخاطبان رسانه تابآوری ایران گروههای متنوعی هستند. والدین میتوانند از مطالب مربوط به فرزندپروری و سلامت روان کودکان استفاده کنند. دانشجویان و پژوهشگران به مقالهها، کتابها و منابع علمی دسترسی دارند. متخصصان حوزههای روانشناسی، مشاوره، مددکاری اجتماعی و آموزش نیز میتوانند از محتوای تخصصی و تحلیلی آن بهره ببرند. افزون بر این، مدیران سازمانها، فعالان اجتماعی، مربیان و علاقهمندان به توسعه فردی و اجتماعی نیز در میان مخاطبان این رسانه قرار میگیرند.
در مجموع، رسانه تابآوری ایران را میتوان پایگاهی تخصصی برای آموزش و ترویج تابآوری در فضای فارسی دانست؛ رسانهای که میکوشد میان دانش علمی، تجربه اجتماعی و نیازهای روزمره مردم پیوند برقرار کند. اهمیت این فعالیت در جامعهای افزایش مییابد که افراد و خانوادهها با فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، بحرانهای محیطی، مسائل ارتباطی و سرعت بالای تحولات فناوری روبهرو هستند. در چنین شرایطی، آموزش تابآوری میتواند به تقویت سلامت روان، افزایش توان سازگاری و شکلگیری جامعهای آگاهتر و مسئولتر کمک کند.
رسانه تابآوری ایران با تکیه بر تولید محتوای آموزشی، معرفی منابع معتبر، انتشار دیدگاههای تخصصی و گسترش گفتوگو درباره تابآوری، تلاش دارد این مفهوم را به بخشی از زبان عمومی جامعه تبدیل کند. `resiliency.ir` برای کسانی که به دنبال شناخت علمی و کاربردی تابآوری هستند، دریچهای به سوی آموزش، آگاهی و مشارکت اجتماعی است.
تابآوری محلهمحور به مجموعهای از ظرفیتها، ارتباطات و تواناییهایی گفته میشود که در سطح یک محله یا اجتماع محلی شکل میگیرد و به ساکنان آن کمک میکند تا در برابر بحرانها، مشکلات اجتماعی، اقتصادی یا طبیعی مقاومت کرده، خود را با شرایط جدید سازگار کنند و دوباره به وضعیت پایدار بازگردند.
تابآوری محلهمحور رویکردی اجتماعی است که با تقویت مشارکت، حمایت متقابل و سرمایه اجتماعی، توان محله را برای مواجهه با بحرانها افزایش میدهد.
در این رویکرد، محله به عنوان یک واحد زنده و اجتماعی در نظر گرفته میشود که مردم آن با مشارکت، همکاری و همبستگی میتوانند در مدیریت بحرانها نقش فعال داشته باشند. تابآوری محلهمحور بر عناصر زیر تکیه دارد:
سرمایه اجتماعی: اعتماد، همکاری و حمایت متقابل بین ساکنان.
مشارکت محلی: حضور فعال مردم در تصمیمگیریها و برنامههای توسعه محله.
زیرساختهای محلی مقاوم: وجود امکانات و خدمات شهری که توانایی پاسخ به بحرانها را دارند.
حافظه و هویت جمعی: آگاهی از پیشینه، فرهنگ و ارزشهای مشترک که حس تعلق و همبستگی را تقویت میکند.
بهطور کلی، تابآوری محلهمحور یعنی افزایش توان درونی مردم برای مقابله با مشکلات از طریق همبستگی اجتماعی، استفاده از منابع محلی و حفظ ارتباطات انسانی، نه صرفاً اتکا به نهادهای بیرونی یا دولتی.
تاب آوری اجتماعی محله محور به توانایی یک محله برای مقابله، سازگاری، بازیابی و حتی رشد در مواجهه با استرس ، انواع شوک و بحران اطلاق می شود.
تاب آوری محله محور به معنای توانمندسازی جوامع محلی در مواجهه با تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی و تنشهای اجتماعی است.
تاب آوری محله محور به توانایی یک محله برای مقابله، سازگاری، بازیابی و حتی رشد در مواجهه با استرس ها، شوک ها، بحران ها و تغییرات، چه از نوع طبیعی (مانند سیل و زلزله) و چه از نوع انسانی (مانند رکود اقتصادی، جرم و جنایت یا تغییرات جمعیتی)، اطلاق می شود.
تاب آوری محله محور به عنوان یک رویکرد جامع، با تقویت مهارتها و مکانیسمهای حمایتی در سطح محله، به افزایش مقاومت اجتماعی افراد کمک میکند
در دنیای امروز با توجه به تغییرات اقلیمی، بحرانهای طبیعی، شیوع بیماریها و فشارهای اجتماعی و اقتصادی، مقوله تاب آوری محله محور به عنوان یک رویکرد جدید در مدیریت شهری و توسعه پایدار مطرح شده است.
تاب آوری محله محور توانایی محلههای شهری است تاب آوری محله محور برای مقاومت در برابر شوکها و تنشها، سازگاری با شرایط جدید و بازیابی سریع از بحرانها بکارمیرود.
این مفهوم که ریشه در علوم اکولوژیکی دارد، به مرور زمان وارد حوزههای اجتماعی، اقتصادی و شهری شده و به صورت یک رویکرد چندبعدی در مطالعات برنامهریزی شهری به کار گرفته میشود.
تاب آوری محله محور یعنی تقویت ظرفیتهای داخلی یک محله برای پاسخگویی به تهدیدات مختلف از طریق منابع موجود در خود جامعه محلی. این تاب آوری شامل بعد انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و محیطی است.
هدف اصلی این است که محلهها قادر باشند بدون وابستگی کامل به حمایتهای برونمرزی، بحرانها را مدیریت کنند و حتی از این بحرانها به عنوان فرصتی برای تحول و بهبود کیفیت زندگی استفاده کنند.
این رویکرد به جای تمرکز فقط بر زیرساختهای فیزیکی، بر شبکههای اجتماعی، مشارکت شهروندی، دسترسی به خدمات عمومی و مدیریت محلی تأکید دارد.
محله تاب آور چیست؟
محله تاب آور به آن دسته از مناطق شهری گفته میشود که دارای ساختارهای اجتماعی قوی، زیرساختهای انعطادپذیر، دسترسی منصفانه به منابع و خدمات، و مدیریت مؤثر از سوی جامعه محلی هستند.
یک محله تاب آور نه تنها قادر است در مقابل بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل و یخبندان مقاومت کند، بلکه میتواند در مواجهه با تنشهای اجتماعی، افزایش جمعیت، بیکاری و غیره نیز واکنش مناسبی نشان دهد.
این نوع محلهها از طریق تقویت شبکههای اجتماعی، افزایش سرمایه اجتماعی و بهرهمندی از تصمیمگیریهای محلی، بهبود کیفیت زندگی را رقم میزنند.
در واقع، یک محله تاب آور محلهای است که ساکنان آن به طور فعال در تصمیمگیریها مشارکت دارند، دارای اعتماد به یکدیگر هستند و منابع لازم برای مقابله با تغییرات و بحرانها را در اختیار دارند.
این محلهها دارای شبکههای حمایتی قوی، زیرساختهای سالم، خدمات عمومی مناسب و فضاهای عمومی فراگیر هستند.
بنابراین، تاب آوری محله محور نه تنها یک رویکرد مدیریتی است، بلکه یک فرهنگ زیست شهری نیز محسوب میشود.
رویکرد محله محور در تاب آوری شهری
در سالهای اخیر، رویکرد تاب آوری محله محور به عنوان یک استراتژی موثر در مقابله با چالشهای شهری مطرح شده است.
این رویکرد به جای تمرکز بر سطح کلان شهر یا کشور، بر سطح میکرو و محلی یعنی محلهها تمرکز میکند.
زیرا محلهها به عنوان واحدهای بنیادین شهر، بیشترین ارتباط را با زندگی روزمره شهروندان دارند و تغییرات و بحرانها ابتدا در این سطح احساس میشوند.
با این رویکرد، سیاستگذاران و برنامهریزان شهری میتوانند با شناسایی نقاط ضعف و قوت محلهها، برنامههای هدفمندی برای افزایش تاب آوری آنها تدوین کنند.
این موضوع به ویژه در شهرهای کلان که دارای تنوع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بالایی هستند، اهمیت بیشتری مییابد. محلههای مختلف در یک شهر، شرایط و نیازهای متفاوتی دارند، بنابراین راهکارهای یکسان برای تمام محلهها کارآمد نخواهند بود.
ویژگیهای یک محله تاب آور
برای شناخت یک محله تاب آور، چندین ویژگی کلیدی وجود دارد.
اولین و مهمترین آنها، وجود یک شبکه اجتماعی قوی و فعال است.
وقتی افراد یک محله با یکدیگر رابطه دارند و اعتماد متقابل دارند، میتوانند در مواقع بحران بهتر از هم حمایت کنند.
دوم، دسترسی منصفانه به منابع و خدمات اساسی مانند آب، برق، بهداشت، آموزش و بهداشت از ویژگیهای دیگر یک محله تاب آور است.
سوم، انعطافپذیری زیرساختها و مدیریت بحران در محله نقش برجستهای دارد.
این انعطافپذیری میتواند شامل زیرساختهای فیزیکی (مانند سیستمهای زهکشی سیلاب) یا زیرساختهای اجتماعی (مانند نظام مدیریت اضطراری محلی) باشد.
چهارم، وجود سازمانهای محلی و تشکلهای مردمی که میتوانند به عنوان اهرمی برای مقابله با بحران عمل کنند، نیز از ویژگیهای یک محله تاب آور است.
راهکارهای افزایش تاب آوری محله محور
برای افزایش تاب آوری محله محور، چندین راهکار کلیدی وجود دارد.
اولین گام، انجام ارزیابی دقیق از وضعیت فعلی محله از نظر اجتماعی، اقتصادی، محیطی و فیزیکی است. این ارزیابی باید با مشارکت ساکنان محله انجام شود تا بتوان نقاط ضعف و نقاط قوت را به درستی شناسایی کرد.
دوم، تقویت شبکههای اجتماعی از طریق ایجاد فضاهای تعاملی، برگزاری جلسات شورای محله و تشویق مشارکت شهروندی میتواند به تقویت تاب آوری کمک کند.
سوم، سرمایهگذاری در زیرساختهای سبز و مقاوم، مانند فضاهای سبز، سیستمهای زهکشی سیلاب و ساختمانهای مقاوم در برابر زلزله، از دیگر راهکارهای افزایش تاب آوری محلهها است.
چهارم، ایجاد سازمانهای محلی و تسهیم قدرت تصمیمگیری از مرکز به محله میتواند به افزایش تواناییهای خود مدیریتی محلهها کمک کند.
پنجم، آموزش و افزایش آگاهی ساکنان از نحوه مدیریت بحران و اقدامات پیشگیرانه نیز یکی از مراحل ضروری در افزایش تاب آوری محلهها است.
چالشهای پیش روی تاب آوری محله محور در شهرهای ایران
در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، تحقق تاب آوری محله محور با چالشهای متعددی روبرو است.
اولین چالش، عدم تعادل در توزیع منابع و خدمات بین محلههای مختلف شهری است. در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران، محلههای محروم از دسترسی به خدمات اساسی محروم هستند، که این امر توانایی آنها را برای مقابله با بحران کاهش میدهد.
چالش دوم، ضعف در مشارکت شهروندی و عدم وجود سازمانهای محلی مؤثر است. در بسیاری از موارد، ساکنان محلهها به دلیل ناامیدی، ناامنی یا فقدان فضاهای تعاملی، در امر مدیریت محله دخالتی ندارند. چالش سوم، کمبود دادههای محلهمحور و عدم وجود سیستمهای اطلاعاتی مناسب برای برنامهریزی است. بدون داشتن دادههای دقیق و به روز از شرایط محلهها، نمیتوان برنامههای مؤثری برای افزایش تاب آوری تدوین کرد.
چهارم، محدودیت منابع مالی و انسانی در سطح محله نیز یکی از مهمترین موانع توسعه تاب آوری محلهمحور است.
فرهنگسازی و تغییر ذهنیتهای قدیمی درباره نقش دولت و شهروند در مدیریت شهری نیز یکی از چالشهای بلندمدت در این زمینه محسوب میشود.
دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار خانه تاب آوری درخاتمه یادآور شده است تاب آوری محله محور یک رویکرد ضروری و کاربردی در مقابله با بحرانهای شهری است که میتواند به افزایش امنیت، ارتقاء کیفیت زندگی و پایداری شهرها کمک کند. با توجه به افزایش فرکانس و شدت بحرانهای طبیعی و انسانی در دنیای امروز، لزوم توجه به این مفهوم بیش از پیش احساس میشود.
برای رسیدن به محلههای تاب آور، باید سیاستها و برنامههای توسعه شهری را با تمرکز بر محله و مشارکت شهروندی بازنگری کرد.
تاب آوری محله محور با شناسایی چرخههای رفتاری و شناختی افراد در محله، به هماهنگی بیشتر در مواجهه با چالشها کمک میکند این رویکرد باعث ایجاد احساس تعلق، هویت و اعتماد در جامعه محلی نیز میشود واز جانب دیگر به کاهش هزینههای مدیریت بحران کمک میکند بنظر میرسد شهرهایی که بر اساس اصول تاب آوری محلهمحور طراحی و مدیریت شوند، میتوانند موفقترین مدلها برای زندگی پایدار و انسانمحور در آینده باشند.

پارادایم محلهمحور به چارچوب فکری و عملی گفته میشود که تمرکز اصلی آن بر توسعه، توانمندسازی و مدیریت مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیطی در سطح محله یا منطقه کوچک است. این پارادایم فرض میکند که تغییرات پایدار و اثرگذار باید از پایین به بالا شکل بگیرند و مردم محلی و منابع محلی محور اصلی طراحی، اجرا و ارزیابی برنامهها باشند.
ویژگیهای اصلی پارادایم محلهمحور عبارتاند از:
این پارادایم در حوزههای مختلف کاربرد دارد، از جمله:
در واقع، پارادایم محلهمحور بر این اصل استوار است که پایداری و تابآوری اجتماعی از پایینترین سطح جامعه آغاز میشود و محلات اصل و اساس توسعه هستند.
تاب آوری محله محور (Community-Based Resilience) به ظرفیت و توانایی یک محله برای «پیش بینی»، «آمادگی»، «جذب»، «انطباق» و «بهبود» در برابر شوک ها (مانند زلزله، سیل، پاندمی) و تنش های مزمن (مانند فقر، ناامنی یا کمبود منابع) گفته می شود.
در واقع، این مفهوم فراتر از مقاوم سازی ساختمان هاست و بر توانمندسازی ساکنان و شبکه های اجتماعی تاکید دارد تا محله بتواند پس از وقوع بحران، با کمترین وابستگی به کمک های بیرونی، به وضعیت عادی بازگردد و حتی از آن بحران برای یادگیری و رشد استفاده کند.
در ادامه، مقاله ای جامع و تحلیلی در مورد تاب آوری محله محور با رعایت تمامی محدودیت های اعلام شده تهیه شده است. این متن با نگاهی تخصصی به حوزه های شهرسازی، جامعه شناسی شهری و مدیریت بحران نگاشته شده و برای بهبود رتبه در موتورهای جستجو بهینه سازی شده است.
مفهوم شناسی و ضرورت بازتعریف تاب آوری در ابعاد محلی
موضوع تاب آوری محله محور به عنوان یکی از کلیدی ترین مفاهیم در ادبیات مدرن مدیریت بحران و برنامه ریزی شهری شناخته می شود. این واژه در ابتدایی ترین تعریف خود به توانمندی یک سیستم اجتماعی برای بازگشت به حالت اولیه پس از وقوع یک تکانه ی شدید یا تنش مداوم مربوط است. با این حال، وقتی از مقیاس محله سخن می گوییم، این تعریف ابعاد بسیار گسترده تری پیدا می کند. محله به عنوان کوچک ترین واحد سازمان یافته ی شهری، نخستین سنگر در برابر حوادث غیرمترقبه محسوب می شود. در سال های اخیر، تجربه های جهانی نشان داده است که رویکردهای تمرکزگرا و دولتی در مدیریت سوانح به تنهایی پاسخگو نیستند. به همین علت، نگاه ها به سمت ظرفیت های نهفته در دل جوامع محلی چرخیده است. تاب آوری در این سطح به معنای ایجاد پیوندهای عمیق میان ساکنان، بهبود کیفیت ساخت وساز و ارتقای دانش عمومی برای مقابله با خطرات احتمالی است. این مفهوم تلاش می کند تا جوامع را از وضعیت منفعل در برابر حوادث به وضعیتی فعال و کنشگر تبدیل نماید. اهمیت این موضوع زمانی مشخص می شود که درک کنیم در لحظات ابتدایی وقوع یک فاجعه، این همسایگان هستند که پیش از رسیدن نیروهای امدادی رسمی، عملیات نجات را آغاز می کنند.
ابعاد اجتماعی و نقش سرمایه انسانی در پایداری محلات
سرمایه اجتماعی ستون فقرات تاب آوری محله محور به شمار می رود. این بعد بر روابط متقابل، اعتماد عمومی و مشارکت داوطلبانه استوار است. در محله ای که روابط همسایگی ضعیف است، احتمال آسیب پذیری در برابر بحران ها به شدت افزایش می یابد. شبکه های اجتماعی محلی مانند تشکل های مذهبی، گروه های ورزشی یا انجمن های صنفی کوچک، بستری برای انتقال اطلاعات و تقسیم منابع فراهم می آورند. زمانی که اعتماد میان ساکنان برقرار باشد، اشتراک گذاری امکانات در زمان وقوع حادثه با سرعت بیشتری صورت می گیرد. ارتقای تاب آوری اجتماعی مستلزم آموزش های مستمر و ترویج فرهنگ یاریگری است. آگاهی از نقاط قوت و ضعف همسایگان، شناسایی افراد سالمند یا توان یاب که در زمان خطر نیاز به کمک بیشتری دارند و تشکیل گروه های مدیریت بحران محلی، از جمله اقداماتی است که تاب آوری اجتماعی را تقویت می کند. این روند باعث می شود که جامعه محلی احساس تعلق بیشتری به محیط زندگی خود داشته باشد و در نگهداری از زیرساخت ها و بهبود امنیت محله کوشا بماند.
زیرساخت های کالبدی و تاثیر طراحی شهری بر تاب آوری
اگرچه ابعاد انسانی بسیار حیاتی هستند، اما نمی توان از نقش زیرساخت های فیزیکی چشم پوشی کرد. تاب آوری کالبدی محله به کیفیت ساختمان ها، شبکه های معابر و دسترسی به فضاهای باز مربوط می شود. در بافت های فرسوده شهری، به دلیل نفوذناپذیری معابر و تراکم بالای جمعیت، تاب آوری در سطح بسیار پایینی قرار دارد. طراحی شهری تاب آور بر این اصل استوار است که فضاها باید کارکردهای چندگانه داشته باشند. برای نمونه، یک پارک محله ای در شرایط عادی مکانی برای تفریح است، اما در زمان بحران باید بتواند به عنوان محل اسکان اضطراری یا مرکز درمانی موقت مورد استفاده قرار گیرد. نوسازی و بهسازی مسکن با رعایت استانداردهای مهندسی، از بین بردن بن بست های خطرناک و تقویت شبکه توزیع آب و انرژی، از دیگر ارکان تاب آوری فیزیکی هستند. استفاده از مصالح نوین و هوشمندسازی زیرساخت ها نیز می تواند زمان بازیابی محله پس از حادثه را به حداقل برساند. برنامه ریزان شهری وظیفه دارند تا با شناسایی مخاطرات طبیعی مانند گسل ها یا حریم رودخانه ها، از بارگذاری جمعیتی در مناطق پرخطر جلوگیری کرده و فضاهای امن را در دسترس همگان قرار دهند.
پویایی اقتصادی و تامین معیشت پایدار در بحران
تاب آوری اقتصادی به ظرفیت یک محله برای حفظ جریان های مالی و معیشتی خود در طول یک دوره بحرانی اطلاق می شود. محله هایی که وابستگی شدیدی به بازارهای بیرونی دارند، در زمان وقوع حوادث با چالش های جدی در تامین مایحتاج ضروری روبرو می شوند. تقویت کسب وکارهای محلی و ایجاد تنوع در منابع درآمدی ساکنان، راهکاری موثر برای مقابله با این معضل است. وجود بازارهای محلی کوچک که توسط اهالی اداره می شوند، به حفظ چرخه اقتصادی حتی در شرایط دشوار کمک می کند. همچنین، تشکیل صندوق های قرض الحسنه محلی یا سیستم های بیمه ای خرد می تواند در مرحله بازسازی پس از حادثه، نقدینگی لازم را برای خانواده های آسیب دیده فراهم کند. اقتصاد محله محور به معنای خودکفایی مطلق نیست، بلکه به معنای ایجاد یک سیستم پشتیبان است که از سقوط کامل معیشت افراد در اثر یک شوک ناگهانی جلوگیری نماید. این رویکرد باعث می شود که ساکنان انگیزه بیشتری برای ماندن در محله و بازسازی آن داشته باشند، بجای اینکه در اثر فشارهای مالی ناچار به مهاجرت به مناطق دیگر شوند.
مدیریت نهادی و پیوند میان حاکمیت و مردم
یکی از چالش های اساسی در مسیر تحقق تاب آوری محله محور، شکاف میان برنامه های کلان دولتی و نیازهای واقعی محلی است. برای دستیابی به یک الگوی موفق، لازم است ساختارهای مدیریتی از حالت دستوری به حالت مشارکتی تغییر پیدا کنند. شورایاری ها، هیئت امنای محلات و معتمدین محلی نقش واسطه را میان شهرداری ها و ساکنان ایفا می کنند. مدیریت نهادی تاب آور به معنای تفویض اختیار به سطوح پایین تر است تا تصمیم گیری ها با سرعت و دقت بیشتری انجام شود. تدوین برنامه های عملیاتی محلی برای مقابله با بحران، برگزاری مانورهای دوره ای با حضور اهالی و ایجاد بانک اطلاعاتی از تجهیزات و تخصص های موجود در محله، از وظایف مدیریت نهادی در این سطح است. زمانی که مردم حس کنند در تعیین سرنوشت محله خود نقش دارند، مسئولیت پذیری آن ها افزایش یافته و همکاری با نهادهای رسمی در زمان بحران به حداکثر می رسد. این هم افزایی میان دانش بومی اهالی و دانش تخصصی مدیران، کلید اصلی ماندگاری و پایداری در برابر حوادث بزرگ است.
نقش آموزش و آگاهی بخشی در ارتقای تاب آوری عمومی
آموزش پایه و اساس هرگونه تحول در ساختار محله است. بدون آگاهی ساکنان از خطرات پیرامون و روش های صحیح مواجهه با آن ها، بهترین زیرساخت ها نیز کارایی لازم را نخواهند داشت. برنامه های آموزشی باید به گونه ای طراحی شوند که تمامی گروه های سنی و جنسیتی را در بر گیرند. یادگیری مهارت های کمک های اولیه، روش های اطفای حریق خانگی و نحوه ذخیره سازی اقلام ضروری، گام های ابتدایی در این مسیر هستند. فراتر از این، آموزش باید شامل ترویج فرهنگ پیشگیری نیز باشد. ساکنان باید بیاموزند که چگونه خطرات محیطی اطراف خانه خود را شناسایی کنند و برای رفع آن ها اقدام نمایند. رسانه های محلی و شبکه های اجتماعی گروه های همسایگی ابزارهای قدرتمندی برای انتشار دانش تاب آوری محسوب می شوند. تداوم آموزش ها باعث می شود که رفتارهای تاب آورانه به بخشی از سبک زندگی روزمره تبدیل شود و در زمان وقوع بحران، ترس و هراس جای خود را به عملکرد منطقی و سازمان یافته بدهد.
چالش ها و موانع پیش روی تاب آوری در مناطق شهری
با وجود تمام مزایای ذکر شده، مسیر رسیدن به محلات تاب آور با موانع متعددی روبرو است. فقر شهری و نابرابری های اقتصادی یکی از بزرگ ترین سدها در برابر مشارکت مردم است. زمانی که ساکنان دغدغه های معیشتی شدیدی دارند، توجه به مسائل ایمنی و تاب آوری در اولویت های بعدی قرار می گیرد. همچنین، جابجایی زیاد جمعیت و عدم ثبات سکونت در برخی محلات، مانع از شکل گیری پیوندهای عمیق اجتماعی و سرمایه اجتماعی لازم می شود. فقدان قوانین حمایتی و بروکراسی اداری نیز فرآیند خودسازماندهی محلات را دشوار می کند. در بسیاری از موارد، نگاه کالبدی صرف به توسعه شهری باعث می شود که ابعاد انسانی و اجتماعی تاب آوری نادیده گرفته شود. برای غلبه بر این چالش ها، نیاز به یک عزم ملی و تغییر در پارادایم های برنامه ریزی شهری وجود دارد که در آن انسان و روابط اجتماعی به عنوان محور اصلی توسعه شناخته شوند.
فناوری های نوین و تاب آوری هوشمند محله محور
در عصر حاضر، ابزارهای دیجیتال می توانند به طرز چشمگیری توانمندی محلات را افزایش دهند. اپلیکیشن های محلی برای اطلاع رسانی سریع در مورد وضعیت های اضطراری، سامانه های نقشه برداری مشارکتی برای شناسایی نقاط پرخطر و استفاده از حسگرهای محیطی برای پایش وضعیت زیرساخت ها، نمونه هایی از کاربرد فناوری در این حوزه هستند. هوشمندسازی محله به معنای استفاده پیچیده از تکنولوژی نیست، بلکه به معنای استفاده بهینه از داده ها برای تصمیم گیری بهتر است. این ابزارها کمک می کنند تا منابع در زمان بحران به درستی توزیع شوند و ارتباط میان ساکنان و گروه های امدادی تسهیل گردد. شبکه های اینترنت اشیا می توانند نشت گاز یا شکستگی لوله های آب را بلافاصله گزارش کنند و از وقوع فجایع ثانویه جلوگیری نمایند. با این حال، باید مراقب بود که وابستگی بیش از حد به فناوری باعث تضعیف پیوندهای انسانی نشود و همواره یک سیستم پشتیبان غیردیجیتال برای شرایط قطع کامل برق و شبکه وجود داشته باشد.
الگوهای جهانی و تجارب موفق در تاب آوری محله ای
بررسی تجربه های موفق در کشورهای مختلف نشان می دهد که تاب آوری محله محور یک فرمول ثابت ندارد و باید با توجه به فرهنگ و اقلیم هر منطقه بومی سازی شود. در برخی جوامع، تمرکز بر ایجاد باغ های محله ای برای تامین امنیت غذایی بوده است. در مناطق دیگر، ایجاد شبکه های رادیویی محلی برای ارتباط در زمان قطع مخابرات به عنوان اولویت شناخته شده است. نکته مشترک در تمامی این الگوها، اتکا به قدرت مردم و ایجاد ساختارهای منعطف است. در ژاپن، مفهوم جوچوکای یا انجمن های خودگردان محله ای نقش بسیار مهمی در کاهش تلفات زلزله ها ایفا کرده است. این انجمن ها وظیفه دارند تا به طور مستمر تجهیزات امدادی محله را بازبینی کرده و تمرین های منظمی را با حضور کودکان و بزرگسالان انجام دهند. در شهرهای پیشرو جهان، محله ها به عنوان واحدهای عملیاتی مستقل دیده می شوند که در زمان صلح برای توسعه تلاش می کنند و در زمان جنگ یا بلایای طبیعی، به سیستم های دفاعی و حفاظتی تبدیل می شوند.
راهکارهای اجرایی برای تقویت تاب آوری در محلات کشور
برای پیاده سازی این مفهوم در شهرهای ایران، نخستین گام شناسایی دقیق هویت محله ای و تقویت مراکز اجتماع محور مانند مساجد، سراهای محله و فرهنگسراها است. تدوین شناسنامه مخاطرات برای هر محله به صورت مجزا ضرورت دارد تا اقدامات پیشگیرانه بر اساس نیازهای واقعی هر منطقه اولویت بندی شوند. دولت و شهرداری ها باید با ارائه تسهیلات مالی و فنی، ساکنان را به مقاوم سازی خانه های خود تشویق کنند. ایجاد کارگروه های تخصصی داوطلبانه شامل پزشکان، مهندسان و صنعتگران ساکن در هر محله می تواند یک شبکه امدادی قدرتمند ایجاد نماید. همچنین، ترویج آموزش های شهروندی در مدارس محلی باعث می شود که نسل آینده با ذهنیتی تاب آور رشد نماید. حمایت از گروه های آسیب پذیر و زنان سرپرست خانوار در برنامه های تاب آوری، تضمین کننده عدالت اجتماعی و پایداری بلندمدت جامعه محلی خواهد بود.
نتیجه گیری و چشم انداز آینده محلات تاب آور
تاب آوری محله محور یک مقصد نهایی نیست، بلکه یک مسیر مستمر از یادگیری، انطباق و تکامل است. در دنیایی که با تغییرات اقلیمی، بحران های بهداشتی و تهدیدات روزافزون روبرو است، محلات باید به موجوداتی پویا و منعطف تبدیل شوند. پایداری یک شهر در گرو پایداری تک تک محله های آن است. زمانی که همسایگی دوباره احیا شود و ساکنان نسبت به محیط زندگی و اطرافیان خود مسئولانه عمل کنند، شهرها به مکان های امن تری برای زندگی تبدیل خواهند شد. این رویکرد نه تنها هزینه های مدیریت بحران را کاهش می دهد، بلکه کیفیت زندگی روزمره را نیز ارتقا می بخشد. آرزوی داشتن شهرهایی امن و مقاوم تنها زمانی محقق می شود که از سطح محلات شروع کنیم و به هر فرد به عنوان یک عامل تغییر و یک نیروی امدادی پنهان نگاه کنیم. آینده شهرسازی جهان به سمت تمرکززدایی و قدرت بخشیدن به جوامع محلی در حال حرکت است و پذیرش این واقعیت، ضرورتی انکارناپذیر برای بقا در دنیای پرچالش امروز محسوب می شود. با سرمایه گذاری بر روی پیوندهای انسانی و بهبود زیرساخت های خرد، می توانیم اطمینان حاصل کنیم که در برابر حوادث آینده، نه تنها خم نمی شویم، با قدرت بیشتری به زندگی ادامه خواهیم داد. این نگاه فراتر از یک تئوری علمی، یک ضرورت اخلاقی و اجتماعی برای حفاظت از جان و مال انسان ها در فضای شهری است. محله تاب آور، محله ای است که در آن هیچ کس تنها نمی ماند و قدرت جمع بر هر بحرانی پیروز می شود.
نظریهپردازان تابآوری
تابآوری یکی از مهمترین مفاهیم روانشناسی، علوم اجتماعی، آموزش، خانواده و مدیریت در جهان امروز است. تابآوری به انسان کمک میکند در برابر فشارهای روانی، بحرانهای خانوادگی، دشواریهای اقتصادی، بیماری، مهاجرت، شکست، سوگ و تغییرات اجتماعی، توان سازگاری و بازسازی خود را حفظ کند. این مفهوم به معنای نادیده گرفتن رنج یا انکار مشکلات نیست؛ تابآوری فرایندی پویا برای شناخت توانمندیها، استفاده از منابع حمایتی و ساختن مسیر تازه در شرایط دشوار است.
در چند دهه گذشته، پژوهشگران و نظریهپردازان گوناگونی به بررسی تابآوری پرداختهاند. هر یک از آنان از زاویهای متفاوت به این موضوع نگاه کردهاند. برخی تابآوری را ویژگی فردی دانستهاند، گروهی آن را فرایندی رشدی و اجتماعی معرفی کردهاند و برخی نیز بر نقش خانواده، مدرسه، فرهنگ، معنویت و جامعه در شکلگیری تابآوری تأکید کردهاند.
در ایران، دکتر محمدرضا مقدسی چهره شناختهشده در زمینه ترویج، آموزش و ترجمه منابع تابآوری و به روایتی پدر تاب آوری ایران است. او با راهاندازی خانه تابآوری ایران و انتشار کتابها و منابع تخصصی، آثار شماری از نظریهپردازان و نویسندگان برجسته تابآوری را در اختیار فارسیزبانان قرار داده است. کتابهای ترجمهشده توسط دکتر محمدرضا مقدسی و همکاران او، طیف گستردهای از موضوعات مانند تابآوری کودکان، تابآوری زنان، تابآوری در مدارس، فرزندپروری، کوچینگ، مدیریت خویشتن و تابآوری اجتماعی را پوشش میدهد.
ادیت گروتبرگ؛ تابآوری بهعنوان توانمندی قابل پرورش
ادیت هندرسون گروتبرگ از پژوهشگران اثرگذار در حوزه تابآوری است. او در معرفی تابآوری، بر این دیدگاه تأکید دارد که تابآوری موهبتی ثابت و مادرزاد نیست. انسانها میتوانند با آموزش، تجربه، حمایت اجتماعی و ایجاد فرصتهای مناسب، ظرفیت تابآوری خود را افزایش دهند.
یکی از شناختهشدهترین چارچوبهای گروتبرگ، الگوی «من دارم»، «من هستم»، «من میتوانم» است. در این مدل، منابع بیرونی حمایتکننده، ویژگیهای درونی فرد و مهارتهای ارتباطی و حل مسئله در کنار یکدیگر قرار میگیرند. کودک یا بزرگسال تابآور از حمایت اجتماعی برخوردار است، احساس ارزشمندی دارد و میتواند برای بیان احساسات، برقراری ارتباط و حل مشکلات خود اقدام کند.
کتاب «تابآوری، منابع و گفتمان» از آثار مرتبط با اد این گروتبرگ است که با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری منتشر شده است. این اثر برای خوانندگانی اهمیت دارد که میخواهند با مفهوم منابع تابآوری و چگونگی شکلگیری گفتمان علمی درباره تابآوری آشنا شوند. این کتاب، پایهای مناسب برای مربیان، مشاوران، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و فعالان سازمانهای مردمنهاد فراهم میکند.
نان هندرسون؛ تابآوری در مدرسه و جامعه
نان هندرسون یکی از صاحبنظران برجسته در زمینه تابآوری کودکان و نوجوانان است. بخش مهمی از دیدگاه او بر نقش محیطهای حمایتی در رشد تابآوری تمرکز دارد. از نگاه هندرسون، مدرسه میتواند محیطی برای رشد اعتمادبهنفس، احساس تعلق، مسئولیتپذیری و امید باشد.
هندرسون معتقد است برنامههای تابآوری زمانی موفق خواهند بود که به زندگی واقعی دانشآموزان پیوند بخورند. رابطه سالم میان معلم و دانشآموز، مشارکت خانواده، فرصت تجربه موفقیت، آموزش مهارتهای اجتماعی و احترام به تفاوتهای فردی، از عوامل مهم در ساخت مدرسه تابآور هستند.
کتاب «رهنمای تابآوری» اثر نان هندرسون، بانی بنارد و نانسی شارپلایت، با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی موسس رسانه تاب آوری و هما نیابتی توسط نشر ورجاوند منتشر شده است. این کتاب به مربیان، والدین و متخصصان کمک میکند فعالیتهای عملی و آموزشی مرتبط با تابآوری را در محیطهای تربیتی اجرا کنند.
اثر دیگر، کتاب «تابآوری در مدارس» نوشته نان هندرسون و مایک ام. میلستین است که با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری و عفت حیدری منتشر شده است. این کتاب درباره ایجاد مدارس تابآور، حمایت از کودکان و تقویت همکاری میان مدرسه، خانواده و جامعه است. اهمیت این اثر در آن است که تابآوری را از سطح فردی فراتر میبرد و آن را به ویژگی و مسئولیت یک نظام آموزشی تبدیل میکند.
بانی بنارد؛ نقش رابطههای حمایتگر
بانی بنارد در مطالعات خود بر عوامل محافظتکننده در زندگی کودکان و نوجوانان تمرکز کرده است. از دیدگاه او، سه عامل در رشد تابآوری اهمیت زیادی دارند: رابطههای حمایتگر، داشتن انتظارات بالا و فرصت مشارکت واقعی.
کودکی که احساس کند از سوی خانواده، معلم یا گروه همسالان دیده و پذیرفته میشود، ظرفیت بیشتری برای مقابله با دشواریها پیدا میکند. انتظارات مثبت نیز به کودک پیام میدهد که توان یادگیری، رشد و عبور از موانع را دارد. مشارکت در تصمیمگیری، فعالیتهای گروهی و مسئولیتهای اجتماعی نیز حس شایستگی را در کودک تقویت میکند.
نام بانی بنارد در کتاب «رهنمای تابآوری» در کنار نان هندرسون و نانسی شارپلایت آمده است. این کتاب برای برنامهریزی فعالیتهای تربیتی و اجتماعی، منبعی کاربردی به شمار میرود.
مایکل آنگار؛ تابآوری در بستر فرهنگ
مایکل آنگار از نظریهپردازان معاصر تابآوری اجتماعی و فرهنگی است. او بر این باور است که تابآوری هر فرد باید در زمینه زندگی او بررسی شود. فرهنگ، زبان، جنسیت، وضعیت اقتصادی، خانواده، دین، شبکههای اجتماعی و شرایط سیاسی و جغرافیایی، در تجربه تابآوری نقش دارند.
در نگاه آنگار، یک راهکار واحد برای همه انسانها مناسب نیست. آنچه برای یک کودک در یک جامعه مفید است، ممکن است برای کودک دیگری در فرهنگی متفاوت کارایی نداشته باشد. از این رو، تابآوری باید با نیازهای واقعی افراد و بافت اجتماعی آنان هماهنگ شود.
کتاب «تابآوری: راهنمای ایجاد و برنامه اقدام» نوشته مایکل آنگار، با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران راهکاری عملی برای تقویت تابآوری دارد که توسط انتشرات سخنوران منتشر شده است. این اثر بر طراحی برنامههای عملی برای تقویت تابآوری تمرکز دارد و برای کارشناسان اجتماعی، مدیران سازمانها، مربیان و فعالان حوزه سلامت روان قابل استفاده است.
مایک میلستین؛ مدرسه تابآور و نظام آموزشی پویا
مایک ام. میلستین در آثار خود به ایجاد محیطهای آموزشی تابآور توجه دارد. از نگاه او، مدرسه تابآور مدرسهای است که در برابر بحرانها، تغییرات اجتماعی و فشارهای روزمره انعطافپذیری دارد. چنین مدرسهای از معلمان حمایت میکند، دانشآموزان را در فرایند یادگیری مشارکت میدهد و ارتباط سازندهای با خانوادهها برقرار میسازد.
کتاب «تابآوری در مدارس» از مهمترین منابع فارسی در این زمینه است. این کتاب برای مدیران مدارس، مشاوران، معلمان و کارشناسان تربیتی، چارچوبی برای بررسی نقاط قوت و ضعف مدرسه و طراحی برنامههای رشد ارائه میکند.
وندی ماس؛ تابآوری کودکان
وندی ماس در آثار خود به تابآوری کودکان و راههای تقویت آن توجه دارد. دوران کودکی مرحلهای حساس برای شکلگیری باورهای فرد درباره خود، جهان و آینده است. تجربه طلاق والدین، فقر، بیماری، خشونت، فقدان یا طرد اجتماعی میتواند کودک را آسیبپذیر کند؛ با این حال، حضور یک بزرگسال حمایتگر، فرصت بازی، گفتوگو، آموزش مهارتهای هیجانی و تجربه موفقیت میتواند مسیر رشد کودک را تغییر دهد.
کتاب«تابآوری کودکان» نوشته وندی ماس با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران و طیبه سرلک منتشر شده است. این اثر برای والدین، مربیان مهدکودک، معلمان و مشاوران کودک، مطالبی درباره شناخت نیازهای روانی کودکان و تقویت توان سازگاری آنان فراهم میکند.
مری هامفری؛ تابآوری کودکان از راه ادبیات
مری هامفری بر استفاده از ادبیات، داستان و گفتوگو برای تقویت تابآوری کودکان تأکید دارد. داستانها به کودک کمک میکنند احساسات خود را بهتر بشناسد و تجربههای دشوار را در قالبی قابل فهم بررسی کند. شخصیتهای داستانی میتوانند الگوهایی برای شجاعت، حل مسئله، همدلی و پذیرش تغییر باشند.
کتاب «تابآوری کودکان: راهکارهای توسعه از طریق ادبیات» با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی، عفت حیدری و بهناز کازرونیزند منتشر شده است. این کتاب برای والدین، مربیان و درمانگران کودک، راههایی برای بهرهگیری از داستان و ادبیات در آموزش تابآوری ارائه میدهد.
کریستوفر ویلارد؛ پرورش تابآوری در خانواده
کریستوفر ویلارد از نویسندگان شناختهشده حوزه روانشناسی کودک، ذهنآگاهی و تربیت هیجانی است. او بر آن است که تابآوری کودکان در رابطه با بزرگسالان شکل میگیرد. والدینی که به احساسات کودک گوش میدهند، مرزهای سالم ایجاد میکنند و فرصت تجربه و یادگیری میدهند، زمینه رشد تابآوری را فراهم میسازند.
کتاب «پرورش تابآوری: آگاهی و دانش خانوادههای شاد و تربیت فرزندان» اثر کریستوفر ویلارد، با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران و همکاران منتشر شده است. این اثر به خانوادهها کمک میکند میان حمایت، نظم، استقلال و مراقبت عاطفی تعادل ایجاد کنند.
پاتریشیا اگورمن؛ تابآوری زنان
پاتریشیا اگورمن در آثار خود بر توان زنان برای بازسازی زندگی پس از بحران تمرکز دارد. زنان در بسیاری از جوامع با فشارهای همزمان خانوادگی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستند. تقویت خودآگاهی، مهارت تصمیمگیری، شبکه حمایت، مرزبندی و مراقبت از خود، نقش مهمی در افزایش تابآوری زنان دارد.
کتاب «تابآوری زنان: هفت گام برای بازسازی توان روانی» با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری و عفت حیدری در مجموعه منابع فارسی تابآوری زنان قرار دارد. این اثر میتواند برای مشاوران، مربیان، فعالان اجتماعی و زنانی که در مسیر بازسازی فردی و حرفهای قرار دارند، سودمند باشد.
ریچارد سیترین و آلن وایس؛ مزایای تابآوری
ریچارد سیترین و آلن وایس در کتاب خود به رابطه تابآوری با مدیریت استرس و عملکرد بهتر میپردازند. تابآوری در این نگاه، مجموعهای از نگرشها و مهارتهاست که به فرد کمک میکند فشار روانی را مدیریت کند، تصمیمهای سنجیده بگیرد و پس از تجربه دشواری، مسیر خود را ادامه دهد.
کتاب «مزایای تابآوری؛ توقف استرس و توسعه تابآوری»** با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری و عفت حیدری منتشر شده است. موضوع این کتاب برای محیطهای کاری، خانوادهها و افرادی که با فشارهای مداوم زندگی روبهرو هستند، اهمیت دارد.
مریلین پولی و مایکل ویکفیلد؛ مدیریت خویشتن
مریلین پولی و مایکل ویکفیلد تابآوری را با خودمدیریتی، شناخت هیجانها و مسئولیتپذیری فردی پیوند میدهند. فرد تابآور میتواند وضعیت روانی خود را بشناسد، واکنشهایش را مدیریت کند و در موقعیتهای دشوار، انتخابهای سنجیدهتری داشته باشد.
کتاب «تابآوری؛ مدیریت خویشتن» با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی موسس رسانه تاب آوری منتشر شده است. این اثر برای علاقهمندان به رشد فردی، کوچینگ تابآوری و توسعه مهارتهای زندگی منبعی قابل توجه است.
راسل تاکری و کلر کارادیس؛ رازهای تابآوری
راسل تاکری و کلر کارادیس در کتاب «رازهای تابآوری» به مهارتهایی میپردازند که به انسان کمک میکند با استرس، شکست و ناملایمات روبهرو شود. این اثر با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی موسس رسانه تاب آوری منتشر شده و نسخه صوتی آن نیز در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
موضوعات این کتاب برای مخاطب عمومی نوشته شدهاند و میتوانند در مسیر خودشناسی، مدیریت فشار روانی و تقویت امید به کار گرفته شوند.
لیندا سی. ترون؛ تابآوری جوانان و فرهنگ
لیندا سی. ترون از پژوهشگران حوزه تابآوری جوانان، فرهنگ و جوامع گوناگون است. او بر ضرورت توجه به زمینه فرهنگی زندگی جوانان تأکید دارد. جوانان در مسیر رشد با مسئله هویت، آینده شغلی، ارتباطات اجتماعی، فشار همسالان و تغییرات سریع فرهنگی روبهرو هستند.
کتاب «تابآوری جوانان و فرهنگ» با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری و عفت حیدری منتشر شده است. این اثر برای پژوهشگران، مربیان، مشاوران جوانان و فعالان فرهنگی اهمیت دارد.
هنر برای تابآوری
کتاب «هنر برای تابآوری، مجموعهای از دیدگاههای چند نویسنده از جمله سو وینتر گاگیزا باتری، لورا گاهان، سام تایلر، امیلی گاگنون، آنجی هارت و هانا مکفرسون است. مترجمان این اثر دکتر محمدرضا مقدسی موسس خانه تاب آوری و شقایق هاشمیشکفته هستند.
این کتاب به نقش هنر در تقویت سلامت روان، بیان احساسات، ایجاد ارتباط و بازسازی تجربههای دشوار توجه دارد. هنر میتواند زبان گفتوگو درباره رنجهایی باشد که گاهی با واژهها بیان نمیشوند. فعالیتهای هنری در مدرسه، خانواده، مراکز توانبخشی و سازمانهای اجتماعی کاربرد گستردهای دارند.
نقش دکتر محمدرضا مقدسی در گسترش ادبیات تابآوری
ترجمه آثار نظریهپردازان تابآوری زمانی ارزشمند است که با نیازهای فرهنگی و اجتماعی مخاطب ایرانی پیوند بخورد. دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری در سالهای فعالیت خود، مجموعهای از منابع تخصصی و کاربردی را در زمینه تابآوری به فارسی برگردانده است. این آثار به موضوعاتی مانند تابآوری کودکان، تابآوری زنان، تابآوری در مدارس، تابآوری اجتماعی، فرزندپروری، کوچینگ و مدیریت خویشتن میپردازند.
خانه تابآوری ایران بعنوان رسانه اصلی تاب آوری ایران نیز بستری برای معرفی این منابع، آموزش عمومی و گسترش گفتمان تابآوری در فراهم کرده است. اهمیت این این فعالیت در آن است که تابآوری از فضای دانشگاهی خارج شده و به موضوعی قابل استفاده در خانواده، مدرسه، سازمان، رسانه و جامعه تبدیل شده است.
جمعبندی نهایی و پایان کلام اینکه نظریهپردازان تابآوری هر یک بخشی از این مفهوم گسترده را روشن کردهاند. ادیت گروتبرگ بر منابع درونی و بیرونی تابآوری تأکید دارد. نان هندرسون و مایک میلستین نقش مدرسه و محیط آموزشی را برجسته میکنند. بانی بنارد بر رابطههای حمایتگر، انتظارات مثبت و مشارکت تأکید دارد. مایکل آنگار تابآوری را در بستر فرهنگ و جامعه بررسی میکند. وندی ماس و مری هامفری به تابآوری کودکان توجه دارند و کریستوفر ویلارد مسیر پرورش تابآوری در خانواده را توضیح میدهد.
کتابهای ترجمهشده توسط دکتر محمدرضا مقدسی پدر تاب آوری ایران ، مجموعهای ارزشمند برای شناخت نظریه تابآوری و کاربرد آن در زندگی روزمره هستند. مطالعه این آثار میتواند به والدین، معلمان، مشاوران، مدیران، فعالان اجتماعی و علاقهمندان کمک کند تابآوری را از یک مفهوم علمی به مهارتی زنده و کاربردی تبدیل کنند.
نظریهپردازان تابآوری در جهان
۱. امی ورنر (Emmy E. Werner)؛ پیشگام پژوهشهای طولی تابآوری
امی ورنر، روانشناس رشد آمریکایی، از مهمترین چهرههای شکلگیری ادبیات علمی تابآوری به شمار میآید. پژوهش مشهور او در جزیره کائوآی هاوایی، زندگی نزدیک به هفتصد کودک را از تولد تا بزرگسالی دنبال کرد. بسیاری از این کودکان در شرایط دشوار اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی رشد کرده بودند. ورنر دریافت گروهی از آنان با وجود تجربه فقر، تعارض خانوادگی، بیماری روانی والدین یا آسیبهای اجتماعی، مسیر رشدی سالمی را طی کردند.
یافته اصلی ورنر این بود که تابآوری ویژگی ثابت و ارثی نیست. تابآوری در پیوند میان کودک، خانواده، مدرسه و اجتماع شکل میگیرد. او نقش رابطه گرم با یک بزرگسال حمایتگر، توانایی حل مسئله، مسئولیتپذیری، مهارت ارتباطی و امید به آینده را برجسته کرد. پژوهشهای ورنر نگاه آسیبمحور را دگرگون ساخت و این پرسش را پیش کشید که چرا برخی انسانها در دل دشواری رشد میکنند.
۲. نورمن گارمزی (Norman Garmezy)؛ تابآوری در کودکان در معرض خطر
نورمن گارمزی از بنیانگذاران پژوهش تابآوری در حوزه روانشناسی کودک بود. او سالها درباره کودکانی مطالعه کرد که والدین آنان با اختلالهای روانی، بهویژه اسکیزوفرنی، درگیر بودند. انتظار رایج این بود که این کودکان نیز در آینده با مشکلات جدی سازگاری روبهرو شوند. گارمزی مشاهده کرد که چنین سرنوشتی برای همه آنان رخ نمیدهد.
او سه دسته عامل محافظتکننده را مطرح کرد: ویژگیهای فردی کودک، کیفیت خانواده و منابع بیرونی مانند مدرسه، مربی، همسالان و خدمات اجتماعی. گارمزی تابآوری را فرایند سازگاری موفق در شرایط خطر یا فشار شدید دانست. از نگاه او، شوخطبعی، توانایی برقراری رابطه، خودتنظیمی و مهارت شناختی میتوانند انسان را در برابر فشارهای زندگی توانمندتر کنند.
۳. مایکل راتر (Michael Rutter)؛ تابآوری به مثابه فرایند پویا
مایکل راتر، روانپزشک و پژوهشگر برجسته بریتانیایی، نقش مهمی در تبدیل تابآوری از یک مفهوم توصیفی به یک چارچوب علمی داشت. او تأکید میکرد که تابآوری صفتی جادویی یا ویژگی همیشگی یک فرد نیست. انسان ممکن است در یک موقعیت تابآور باشد و در موقعیتی دیگر آسیبپذیری بیشتری نشان دهد.
راتر بر سازوکارهای محافظتی تمرکز داشت. او توضیح داد که عوامل محافظتکننده، اثر دشواری را کم میکنند. برای نمونه، موفقیت در مدرسه میتواند احساس کارآمدی کودک را افزایش دهد و این احساس، او را در برابر فشار خانوادگی مقاومتر سازد. راتر همچنین بر اهمیت زمان تأکید داشت؛ زیرا تجربههای کودکی، نوجوانی و بزرگسالی از نظر اثرگذاری یکسان نیستند. نظریه او به پژوهشگران آموخت که تابآوری را باید در بستر زندگی و در طول زمان بررسی کرد.
۴. آن ماستن (Ann S. Masten)؛ تابآوری، جادوی رایج
آن ماستن، روانشناس آمریکایی، با طرح مفهوم «جادوی معمولی» شهرت جهانی یافت. مقصود او این بود که تابآوری اغلب از فرایندهای عادی رشد انسان پدید میآید، نه از تواناییهای خارقالعاده. کودکانی که در محیطی امنتر رشد میکنند، رابطه قابل اعتماد دارند، در مدرسه فرصت یادگیری مییابند و احساس تعلق را تجربه میکنند، آمادگی بیشتری برای عبور از بحران پیدا میکنند.
ماستن تابآوری را ظرفیت یک نظام پویا برای سازگاری موفق با تهدیدهای جدی تعریف کرد. در این تعریف، نظام میتواند فرد، خانواده، مدرسه، سازمان یا جامعه باشد. این نگاه، تابآوری را از سطح شخصیت فردی فراتر برد. بر پایه دیدگاه ماستن، تقویت خانواده، آموزش باکیفیت، سلامت روان، امنیت اجتماعی و مشارکت محلی، همگی در ساختن جامعه تابآور نقش دارند.
۵. *ادیت هندرسون گروتبرگ (Edith Henderson Grotberg)؛ مدل منابع سهگانه تابآوری
ادیت اچ. گروتبرگ از چهرههای اثرگذار در آموزش تابآوری کودکان و خانوادههاست. او مدلی کاربردی و قابل فهم برای توضیح منابع تابآوری ارائه کرد. در این مدل، تابآوری از سه دسته منبع نیرو میگیرد: «من دارم»، «من هستم» و «من میتوانم».
«من دارم» به حمایتهای بیرونی مانند خانواده مهربان، دوست قابل اعتماد، معلم دلسوز و محیط امن مربوط است. «من هستم» به ویژگیهای درونی مانند عزتنفس، امید، احساس مسئولیت و احترام به دیگران پیوند دارد. «من میتوانم» نیز به مهارتهایی مانند گفتوگو، حل مسئله، درخواست کمک و کنترل هیجان مربوط میشود. مدل گروتبرگ در برنامههای فرزندپروری، آموزش کودک، مداخلههای اجتماعی و فعالیتهای سازمانهای مردمنهاد کاربرد فراوانی دارد.
۶. نان هندرسون (Nan Henderson)؛ تابآوری در مدرسه و اجتماع
نان هندرسون از نظریهپردازان و آموزشگران نامآشنا در حوزه تابآوری نوجوانان، مدرسه و جامعه است. او همراه با مایک میلنشتاین (Mike M. Milstein)، چرخ تابآوری را برای ساختن محیطهای آموزشی و اجتماعی حامی طراحی کرد. در نگاه هندرسون، تابآوری کودکان و نوجوانان زمانی رشد میکند که محیط زندگی آنان پیام احترام، توانمندی و امید را منتقل کند.
هندرسون بر ایجاد پیوندهای انسانی، تعیین مرزهای روشن، آموزش مهارتهای زندگی، فراهمکردن فرصت مشارکت و انتقال انتظارات مثبت تأکید دارد. او باور دارد نوجوانی که در مدرسه احساس دیدهشدن، ارزشمندی و اثرگذاری کند، احتمال بیشتری دارد که در برابر آسیبهای اجتماعی ایستادگی کند. دیدگاه او در طراحی مدرسههای تابآور، برنامههای پیشگیری از اعتیاد، کاهش خشونت و تقویت مشارکت دانشآموزی بسیار مؤثر بوده است.
۷. جورج بونانو (George A. Bonanno)؛ تابآوری پس از سوگ و تروما
جورج بونانو، روانشناس آمریکایی، پژوهشهای مهمی درباره واکنش انسان به سوگ، فقدان، حادثه و تروما انجام داده است. او نشان داد که پس از تجربههای دردناک، همه افراد دچار اختلال روانی پایدار نمیشوند. بسیاری از انسانها پس از مدتی، عملکرد عادی خود را حفظ میکنند یا به آن بازمیگردند.
بونانو میان تابآوری، بهبود و رشد پس از سانحه تمایز میگذارد. تابآوری به حفظ یا بازگشت نسبتاً سریع عملکرد سازگارانه مربوط است. بهبود، فرایندی طولانیتر پس از افت عملکرد محسوب میشود. رشد پس از سانحه نیز به تجربه معنا، پختگی یا تغییر مثبت پس از رنج ارتباط دارد. این تفکیک به درمانگران کمک میکند که واکنشهای طبیعی افراد را با نشانههای اختلال اشتباه نگیرند.
۸. استیون ساوثویک (Steven M. Southwick) و دنیس چارنی (Dennis S. Charney)؛ عصبشناسی تابآوری
استیون ساوثویک و دنیس چارنی از پژوهشگران برجسته تابآوری در حوزه روانپزشکی و عصبشناسی هستند. آنان با مطالعه بازماندگان جنگ، نیروهای امدادی، ورزشکاران، افراد آسیبدیده و گروههای شغلی پرفشار، عوامل روانی و زیستی تابآوری را بررسی کردهاند.
آنان مجموعهای از مهارتها و نگرشها را برای تقویت تابآوری مطرح میکنند: واقعبینی همراه با امید، داشتن هدف و معنا، انعطاف شناختی، مراقبت از جسم، ارتباط اجتماعی، پذیرش تغییر، شوخطبعی، معنویت و تمرین تنظیم هیجان. از دید این دو پژوهشگر، مغز انسان در اثر تجربه و تمرین قابلیت تغییر دارد. خواب مناسب، فعالیت بدنی، تمرین ذهنآگاهی، روابط امن و یادگیری مهارتهای شناختی میتوانند به تنظیم بهتر سامانه استرس کمک کنند.
۹. آرون آنتونوفسکی (Aaron Antonovsky)؛ حس انسجام و سلامتزایی
آرون آنتونوفسکی، جامعهشناس پزشکی، نظریه سلامتزایی را مطرح کرد. او به جای تمرکز همیشگی بر عوامل بیماریزا، پرسید چه چیزی انسان را در مسیر سلامت نگه میدارد. پاسخ او در مفهوم «حس انسجام» (Sense of Coherence) شکل گرفت. حس انسجام یعنی فرد زندگی را تا اندازهای قابل فهم، قابل مدیریت و معنادار بداند.
وقتی انسان رویدادهای زندگی را قابل فهم ببیند، در برابر ابهام کمتر درمانده میشود. وقتی منابعی برای مدیریت مسئله بشناسد، احساس توانمندی بیشتری میکند. وقتی زندگی را معنادار بداند، انگیزه لازم برای ادامه مسیر را حفظ میکند. نظریه آنتونوفسکی در تابآوری سلامت، مراقبت اجتماعی، مدیریت بیماریهای مزمن و تابآوری سازمانی جایگاه مهمی دارد.
۱۰. سالواتوره مادی (Salvatore R. Maddi) و سوزان کوبسا (Suzanne C. Kobasa)؛ سرسختی روانشناختی
سالواتوره مادی و سوزان کوبسا مفهوم «سرسختی روانشناختی» (Hardiness) را گسترش دادند. سرسختی از سه مؤلفه تعهد (Commitment)، کنترل (Control) و چالش (Challenge) ساخته میشود. تعهد یعنی درگیری فعال با زندگی، کار و روابط. کنترل یعنی باور به اینکه فرد میتواند بر بخشی از پاسخها و تصمیمهای خود اثر بگذارد. چالش نیز یعنی دیدن تغییر به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد.
سرسختی روانشناختی با تابآوری پیوند نزدیک دارد. فرد سرسخت فشار را انکار نمیکند، اما تلاش میکند معنای سازندهای از موقعیت بیابد. این دیدگاه در آموزش مدیران، نیروهای امدادی و نظامی، کارکنان درمان، ورزشکاران و افرادی که با فشار شغلی روبهرو هستند، کاربرد دارد.
۱۱. **کارل فولک (Carl Folke) و برایان واکر (Brian Walker)؛ تابآوری بومشناختی و سامانههای اجتماعی-اکولوژیک**
کارل فولک و برایان واکر از نظریهپردازان برجسته تابآوری در علوم محیطزیست و بومشناسی هستند. آنان تابآوری را توان یک سامانه برای جذب شوک، سازگاری با تغییر و حفظ کارکردهای مهم خود تعریف کردند. این سامانه میتواند جنگل، رودخانه، شهر، اقتصاد محلی یا جامعه انسانی باشد.
در نگاه آنان، تابآوری به معنای بازگشت کامل به وضعیت گذشته نیست. گاهی بحران، سامانه را به مسیر تازهای هدایت میکند و جامعه باید شیوههای جدیدی برای ادامه زندگی پیدا کند. این دیدگاه در مدیریت بحران، تغییر اقلیم، گردشگری، کشاورزی، شهرسازی و حفاظت از منابع طبیعی اهمیت فراوانی دارد. تابآوری اقلیمی امروز از مهمترین کاربردهای نظریه بومشناختی تابآوری است.
۱۲. مایکل آنگار (Michael Ungar)؛ تابآوری فرهنگی، بافتی و اجتماعی
مایکل آنگار از پژوهشگرانی است که نگاه فرهنگی و اجتماعی به تابآوری را گسترش داد. او معتقد است تابآوری توان فرد برای تحمل فشار به تنهایی نیست. تابآوری زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند به منابع مفید دسترسی پیدا کند و جامعه نیز این منابع را به شکلی معنادار و محترمانه در اختیار او بگذارد.
آنگار بر تفاوتهای فرهنگی تأکید دارد. آنچه در یک جامعه نشانه تابآوری محسوب میشود، ممکن است در جامعهای دیگر معنایی متفاوت داشته باشد. برای نمونه، اتکا به خانواده گسترده، پیوندهای محلی، آیینها، زبان، خاطره جمعی و هویت فرهنگی میتواند در برخی جوامع نقش پررنگی در عبور از بحران داشته باشد. این دیدگاه برای فعالیتهای اجتماعی، امور مهاجرت، توانمندسازی افراد دارای معلولیت، کودکان در معرض آسیب و مداخلههای محلی بسیار راهگشاست.
۱۳. بوریس سیریلنیک (Boris Cyrulnik)؛ روایت، دلبستگی و بازسازی معنا
بوریس سیریلنیک، عصبروانپزشک و نویسنده فرانسوی، تابآوری را در پیوند با دلبستگی، روایت زندگی و بازسازی معنا بررسی کرده است. زندگی شخصی او که با تجربه جنگ و فقدان همراه بود، در شکلگیری نگاهش تأثیر داشت. سیریلنیک بیان میکند که رنج میتواند انسان را زخمی کند، اما سرنوشت او را به شکل قطعی رقم نمیزند.
او نقش «تکیهگاههای تابآوری» را مهم میداند؛ افرادی مانند مادر، پدر، مربی، معلم، دوست یا درمانگر که میتوانند زمینه بازسازی روانی را فراهم کنند. از نگاه او، روایتکردن تجربه و یافتن زبان برای درد، به انسان کمک میکند گذشته را در مسیر زندگی بگنجاند و آیندهای تازه بسازد.
۱۴. فروما والش (Froma Walsh)؛ تابآوری خانوادگی
فروما والش چارچوب جامع تابآوری خانواده را پایهگذاری کرد. او تابآوری را فرایندی تعاملی درون سامانه خانواده تعریف میکند که به خانوادهها کمک میکند در مواجهه با بحرانها، تروماها و دگرگونیهای ساختاری انسجام خود را حفظ کنند.
چارچوب والش بر سه بعد کلیدی استوار است: سامانههای باور خانواده (یافتن معنا در سختی، نگاه مثبت و امید، معنویت)، الگوهای سازماندهی (انعطافپذیری، پیوستگی عاطفی، بهرهگیری از منابع اقتصادی و اجتماعی) و فرایندهای ارتباطی (وضوح در پیامها، ابراز احساسات باز، حل مسئله مشارکتی). دیدگاه والش نشان میدهد که تابآوری خانوادگی امری فراتر از جمع ساده تابآوری اعضای آن است.
۱۵. جمعبندی؛ پیوند میان نظریهها در خدمت انسان و جامعه
نظریهپردازان تابآوری جهان در یک نکته اشتراک دارند: تابآوری به معنای نبود رنج، ترس یا دشواری نیست. تابآوری توان انسان، خانواده و جامعه برای سازگاری، یادگیری، حفظ کرامت و ساختن مسیر تازه در دل چالشهاست. این توان از تعامل میان ویژگیهای فردی، رابطههای انسانی، خانواده، مدرسه، فرهنگ، اقتصاد، محیطزیست و سیاستهای اجتماعی پدید میآید.
پیام مشترک این نظریهپردازان امیدبخش و عملگرایانه است؛ تابآوری قابلیت آموزش، یادگیری و پرورش دارد. با ایجاد رابطههای امن، آموزش مهارتهای زندگی، تقویت هویت، حمایت اجتماعی، فراهمکردن فرصت مشارکت و مراقبت همهجانبه از سلامت روان، انسانها و جوامع میتوانند برای مواجهه خردمندانه با رویدادهای آینده آماده شوند.
نظریه شناختی الیس، مرتبط با تابآوری است و بر تغییر باورهای غیرمنطقی برای بهبود روان تاکید دارد.
نرگس زمانی روانشناس و مترجم کتاب کوچینگ شناختی رفتاری نوشت : به اعتقاد الیس مجموعه ای از باورهای غیر منطقی هستند که انسانها را ناراحت میکنند و نمیگذارند به اهدافشان برسند وی از سه دیدگاه فیزیولوژیک ، اجتماعی و روان شناختی به شخصیت می نگرد الیس ترس و اضطراب را به شیوه خاص خود توجیه می کند در نظر او ترس عبارتست از دنبال کردن عقیده و یا نگرش و یا حملات به درون افکنده شده . ترس حالتی پیشگیرانه دارد و شامل این عقیده است که اولاً چیزی یا شخصی خطرناک وجود دارد ، ثانیاً باید در مقابل آن از خود دفاع کرد . اضطراب با ترس متفاوت است ، الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی می داند.
از نظر الیس کسانی که خود را اسیر افکار غیر عقلانی خود می کنند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم ، مقاومت ، خصومت و … قرار می دهند الیس می پذیرد که انسان موجودی است اجتماعی ، و معتقد است که انسان باید در اجتماع مطابق انتظارات خود و دیگران رفتار کند و بش از حد خود مدار و خود بین نباشد . الیس معتقد است با پافشاری بر نگرش دیگران نسبت به خود و جلوه دادن این نگرش به صورت نیازی مبرم ، حالتی مرضی و مخرب نفس است . به نظر او بلوغ عاطفی و سلامت روانی ایجاد تعادل مطلوب است
در آشفتگیهای هیجانی، رویدادهای برانگیزاننده همیشه از طریق باورهای نامعقول و غیر منطقی پردازش میشوند. وی دوازده باور غیرمنطقی را ریشۀ اصلی روان رنجوری میداند. این دوازده باور به شرح زیر هستند (فیزروزبخت،۱۳۸۳) :
۱٫اطرافیانم حتماًَ باید تمام کارها و اعمالم را بپسندد.
۲٫بعضی اعمال و کارها، افتضاح و وحشتناک هستند و عاملان آنها باید به شدت نکوهش و لعن شوند.
۳٫اگر اوضاع بر وفق مراد من پیش نرود، وحشتناک میشود.
۴٫همیشه عوامل بیرونی باعث احساس بد بختی انسانها میشوند و دیگران و وقایع هستند که موجب چنین احساسی میشوند.
۵٫اگر چیزی خطرناک یا ترسناک است یا میتواند خطرناک باشد باید از آن بی نهایت ناراحت شوم و با آن اشتغال ذهنی پیدا کنم.
۶٫ پرهیز کردن از مشکلات زندگی و مسئولیتهایمان در قبال خودمان، بهتر از روبرو شدن با آنها است.
۷٫همیشه باید به چیز قویتر و بزرگتر از خودم متکی باشم.
۸٫در تمام شئونات زندگیام باید کاملاًَ قابل، باهوش و موفق باشم.
۹٫اگر چیزی زمانی زندگی مرا تحت تأثیر قرار دهد، تأثیرش همیشگی خواهد بود.
۱۰٫باید همیشه و کاملاًَ بر اوضاع و امور کنترل داشته باشم.
۱۱٫انسان با بی حالی و تنبلی میتواند به خوشبختی برسد.
۱۲٫من تقریباًَ هیچ کنترلی روی هیجاناتم ندارم و نمیتوانم برای احساس ناراحتیام کاری بکنم.
این باورهای غیر منطقی جزو موانع تابآوری محسوب میگردند و باعث میشوند
الگوی تفکر فرد از الگوی تفکر تاب آورانه فاصله بگیرد. در دیدگاه الیس،
اضطراب، استرس و سایر نابهنجاریها پیامد نامناسب شناختهای غیر منطقی
هستند.
از نظر الیس هیچ راهی وجود ندارد که ثابت کنیم آدمهای با ارزشی هستیم وقتی عزت نفس خود را بر اساس توانایی موفق شدن، عشق ورزیدن، تأیید شدن، درستکار بودن، یا حتی منطقی بودن استوار میکنیم،
در واقع میگوییم که ارزش انسان کامل، فقط با ارزش بخشی از آنچه هست، توصیف میشود.
راه اصلی برای عضو طبیعی و منطقی جامعه شدن، خویشتن پذیری است. هیچ مرجع تجربی برای ارزش شخصی وجود ندارد، هیچ ملاک عینی در جهان وجود ندارد که بتواند ارزش ما را بسنجد. در حقیقت، مشغولیت ذهنی به ثابت کردن ارزشمان، مهمترین مانع بر سر راه لذت بردن از زندگی است. چنانچه خویشتن پذیر باشیم، افزایش و کاهش خلق زیادی را تجربه نخواهیم کرد.
وقتی سرانجام بتوانیم تمام نقاط قوتها و ضعفهایمان را بپذیریم، قادر خواهیم بود جستجو برای عزت نفس را ترک کنیم و انرژی خود را برای پاسخ دادن به این پرسش معنی دار آزاد سازیم که: چگونه میتوانیم از زندگی خود کمال لذت را ببریم (پروچاسکا و نورکراس، ۱۹۹۹، ترجمۀ سید محمدی،۱۳۸۱) و این پذیرش خود و اعتماد به نفس درونی نیز از ویژگیهای افراد تاب آور محسوب میگردد و اساس تابآوری است.
نظریه شناختی الیس، مرتبط با تابآوری است و بر تغییر باورهای غیرمنطقی برای بهبود روان تاکید دارد.
نظریه شناختی الیس که به رفتاردرمانی عقلانی-عاطفی
یکی از اولین شکلهای درمانهای شناختی-رفتاری است. این نظریه توسط آلبرت الیس در دهه ۱۹۵۰ توسعه یافت و بر این اساس است که نه تنها رویدادهای واقعی، بلکه باورها و تفسیرهای ما از این رویدادها بر احساسات و رفتارهای ما تأثیر میگذارند.
مفاهیم کلیدی نظریه الیس
1. چرخه ABC: این مدل شامل سه مرحله است:
– A (رویداد محرک): یک رویداد یا موقعیت.
– B (باورها و تفسیرها): افکار و باورهای فرد در پاسخ به آن رویداد.
– C (پیامدها): احساسات و رفتارهای ناشی از باورها.
۲.باورهای غیرعقلانی: الیس معتقد بود که بسیاری از مشکلات روانشناختی ناشی از باورهای غیرمنطقی هستند. این باورها اغلب شامل “بایدها” و “نباید ها” هستند و میتوانند به احساسات منفی منجر شوند.
۳. پذیرش: نظریه الیس بر اهمیت پذیرش خود، دیگران، و جهان به همان شکلی که هستند، بدون قضاوت یا خشم، تأکید دارد.
4. مدل ABCDE: این مدل گسترش یافته شامل پنج مرحله است:
– A (رویداد محرک)
– B (باورها و تفسیرها)
– C (پیامدها)
– D (چالش با باورهای غیرعقلانی)
– E (اثرگذاری و تغییر باورها).
کاربرد نظریه الیس
این نظریه در درمان انواع مشکلات روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی، و
مشکلات روابط استفاده میشود. درمانگران با شناسایی باورهای غیرعقلانی به
مراجعین کمک میکنند تا این باورها را به چالش بکشند و با باورهای
عقلانیتر جایگزین کنند.
نظریه شناختی الیس با تابآوری نیز مرتبط است، زیرا باورهای غیرمنطقی میتوانند مانع رسیدن به اهداف شود و تابآوری را کاهش دهند.

معنویت در انواع مختلفی از مفاهیم فرهنگی و دینی شامل راهی معنوی تلقی میشود که در آن فرد میتواند به چیزی مثل سطح بالایی از هوشیاری یا انسان کامل شدن یا رسیدن به حکمت یا اتحاد با خدا یا خلقت دست یابد.
معنادرمانی یا لوگوتراپی در لغت به واژه یونانی «لوگوس» باز میگردد.
لوگوس به معنای واژه یا کلمه، اراده پروردگار یا معناست لوگوتراپی یا تحلیل وجودی، پس از نظریه روانکاوی فروید و روانشناسی فردی آدلر، سومین مکتب روان درمانی وین بشمار می آید.
فرانکل اگزیستانسیالیست یا هستی گرا بود. ویکتور فراکل برای اولین بار
واژه هستی نژندی را در مورد اختلال عاطفی بکار برد و اختلال عاطفی را حاصل
عدم توانایی فرد در یافتن معنا برای زندگی میدانست. ویکتور فرانکل بعداز
خاتمه دومین جنگ جهانی ریاست بیمارستانی را در وین برعهده گرفت وی کرسی
استاد دانشگاه سن دیه گو را نیز بعهده داشت معنادرمانی که ویکتور فرانکل
بنا نهاد، امروز یکی از مکاتب مطرح روانشناسی در جهان، است و میان
روانشناسان و روانپزشکان، پیروان زیادی دارد
امانی و همکاران در مطالعه خود نشان دادند که معنادرمانی
به شیوه گروهی می تواند به عنوان درمان موثری در کاهش احساس تنهایی و
نشانگان ضربه عشق دانشجویان به کار برده شود. این درمان در افزایش تاب آوری
نیز سودمند است.
آرمانی نیز در مطالعه دیگری نشان داده است که می توان از روش معنادرمانی
گروهی به عنوان روشی مستقل و یا در کنار سایر درمان ها در جهت افزایش تاب
آوری و کیفیت زندگی استفاده کرد.
به اعتقاد فرانکل آزادی به معنای رهایی از سه چیز است:
۱ـ غریزهها
۲ـ خویها و عادتها
۳ـ محیط
در زمینهٔ نظریه شخصیت فرانکل معتقد است، در آدمی انگیزهای بنیادی وجود
دارد و آن ارادهٔ معطوف به معنا است لوگوتراپی در ردیف روانپزشکی وجودی
قرار می گیرد.
از نظر فرانکل، ویژگی بارز انسانها تلاش برای درک معنی و هدف در زندگی و معنا خواهی، جوهر اساسی زندگی و شالودۀ سلامت روانی است. برای فرانکل انسانهای موجود پیچیده ای هستند که نمیتوان آنها را به امیال و کشاننده ها تقلیل داد و بر حسب اصطلاحهای بیولوژیکی قابل درک نیستند و موجوداتی معنوی هستند.
مطابق دیدگاه معنا درمانی، رنج کشیدن انسان یا جنبه های مصیبت بار و
ناگوار زندگی را میتوان با موضعی که فرد هنگام رو به رو شدن با آن
میگیرد، به موفقیت تبدیل کرد
و طبق نظر بسیاری از صاحب نظران و تعاریف، این رویدادی است که در تابآوری اتفاق میافتد.
بر اساس یافته های مطالعه دیگری از پژوهشگران کشورمان معنادرمانی گروهی
اثرات مثبت و معنی داری بر تاب آوری سالمندان داشته (۰۵/۰ >P) و موجب
کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی افراد حاضر در گروه آزمایش در مراحل پس
آزمون گردیده است (۰۵/۰ >P). نتیجه گیری: با استفاده از روش های گروهی,
در دسترس و مبتنی بر شواهدی همچون معنادرمانی می توان در راستای افزایش
کیفیت زندگی سالمندان اقدام نمود (زهرا فروزنده و همکاران ، ۱۳۹۹).
برخی از نظریه پردازان تابآوری را ظرفیت و نیرویی توصیه کرده اند که
موجب برگشتن از دشواری و باز سازی میگردد و توانایی مواجهه با شرایط
ناگوار و در عین حال معنایابی برای آن حوادث و حفظ امیدواری است.
توانایی افراد برای کشف مقصود، معنا و انسجام در زندگی عنصری اساسی است که به پرورش تابآوری کمک میکند
در سوی دیگر روانشناشانی هستن که معنا درمانی یا لوگو تراپی را یک نظام
فلسفی روان شناختی میدانند که به بیماران کمک میکند تا به رغم سوگ یا نا
امیدی، بر انچه که از دست رفته تمرکز نکنند، بلکه در جستجوی معنا باشند.
نتیجه چنین نگرشی آن است که زندگی در نگاه معنا درمانی تحت هر
شرایطی معنادار پاسداشت آن ضرورت دارد معنا درمانی با چهار پیام به
انسانها، در جهت معنایابی کمک میکند:
۱٫ما معنوی هستیم: کافی است آنچه را که در ما آرمیده است، فرا بخوانیم.
۲٫ما منحصر به فردیم: همیشه موقعیت و فرصتهایی هست که یکتایی خود
را تجربه کنیم. در روابط بین فردی، در خلاقیت و امسال آن… شاید تصویری که
کشیدهایم شاهکار نباشد، ولی بالاخره آن را ما کشیدهایم.
۳٫ما خود استعلایی را تمرین میکنیم: از رهگذر متعالی کردن
محدودیتهای پیشین، تقلایی به سوی هدف ارزشمند و تعامل با سایر موجودهای
انسانی آغاز میکنیم.
۴٫ما میتوانیم نگرش خود را تغییر دهیم: هنگامی که با رنج بردن
گریز ناپذیر مواجه میشویم و قادر به تغییر دادن موقعیت نیستیم، قادریم
زاویۀ دید خود را تغییر دهیم.
برخی از مطالعات حتی گزارش داده اند که درمانگران می توانند از معنا درمانی به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود تاب آوری و بهزیستی روانی افراد دارای تجربه سوگ استفاده کنند.
آنان که در شرایط دشوار برای خودشان اهدافی با آغاز و پایان مشخص و دلیلی برای امیدوار بودن دارند، . یافت و ساخت معنا و در نمای کلی جستجوی معنا و هدف، در شکل گیری تابآوری نقش اساسی دارد.
آن اس. مستن؛ بانوی تاب آوری و نظریه جادوی رایج
آن اس. مستن (Ann S. Masten) از چهره های برجسته و اثرگذار در علم تاب آوری و روان شناسی رشد است. نام او بیش از هر چیز با پژوهش های چند دهه ای درباره تاب آوری کودکان و نوجوانان و مفهوم مشهور «جادوی رایج» یا «جادوی عادی» (Ordinary Magic) پیوند خورده است. ایده اصلی مستن ساده و در عین حال عمیق است: تاب آوری یک توانایی خارق العاده و مخصوص افراد استثنایی نیست؛ انسان ها از طریق ظرفیت های طبیعی رشد، روابط حمایتی و نظام های سازگاری روزمره می توانند در برابر دشواری ها سازگار شوند و مسیر رشد خود را ادامه دهند.
مستن در سال ۱۹۵۱ در ایالات متحده آمریکا متولد شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج اسمیت در رشته های روان شناسی و ادبیات انگلیسی آغاز کرد و پس از آن برای ادامه تحصیل به دانشگاه مینه سوتا رفت. او در سال ۱۹۸۲ دکترای روان شناسی بالینی خود را از دانشگاه مینه سوتا دریافت کرد. مسیر علمی او از همان دوران با مطالعه کودکانی پیوند خورد که در معرض خطرها و شرایط دشوار قرار داشتند اما با وجود این شرایط، توانستند سازگاری مناسبی داشته باشند و به رشد خود ادامه دهند.

مستن در شکل گیری مطالعات علمی تاب آوری تحت تاثیر پژوهش های نورمن گارمزی قرار گرفت. خود او توضیح داده است که ایده های گارمزی درباره کودکانی که در شرایط پرخطر زندگی می کردند اما برخلاف انتظار عملکرد مناسبی داشتند، در انتخاب مسیر حرفه ای او تاثیر مهمی گذاشت. گارمزی او را برای آموزش دکتری در روان شناسی بالینی به دانشگاه مینه سوتا جذب کرد و مستن در همان محیط علمی وارد پژوهش های مربوط به تاب آوری شد.
آن اس. مستن سال ها در موسسه رشد کودک دانشگاه مینه سوتا فعالیت کرده و به یکی از چهره های شناخته شده این حوزه تبدیل شده است. عنوان های دانشگاهی و علمی متعددی در کارنامه او دیده می شود و پژوهش هایش در روان شناسی رشد، روان شناسی بالینی و علم تاب آوری تاثیر گسترده ای داشته است. دانشگاه مینه سوتا همچنان او را به عنوان یکی از پژوهشگران برجسته موسسه رشد کودک معرفی می کند.
تمرکز اصلی پژوهش های آن اس. مستن بر شایستگی، خطر، سازگاری و تاب آوری در رشد انسان است. او تلاش کرده است بفهمد چرا برخی کودکان در شرایطی مانند فقر، بی خانمانی، جنگ، بلایای طبیعی، مهاجرت، خشونت، بحران های اقتصادی و دیگر شرایط تهدیدکننده رشد، باوجود تجربه دشواری ها می توانند مسیر نسبتا سالمی را طی کنند.
در این نگاه، تاب آوری به معنای حذف دشواری یا مصونیت در برابر رنج نیست. تاب آوری به فرایندی اشاره دارد که طی آن فرد در مواجهه با تهدیدهای جدی برای رشد، می تواند سازگاری مطلوبی را حفظ کند یا دوباره به مسیر رشد بازگردد. این نگاه باعث شد تاب آوری از مفهوم مبهم «قوی بودن» فاصله بگیرد و به موضوعی علمی و قابل مطالعه در چارچوب روان شناسی رشد تبدیل شود.
مهم ترین مفهوم در اندیشه آن اس. مستن «جادوی رایج» است. این اصطلاح در دهه ۱۹۹۰ در کارهای او شکل گرفت و بعدها عنوان مقاله مشهور او در سال ۲۰۰۱ شد. مستن در این رویکرد نشان می دهد که سازوکارهای موثر بر تاب آوری اغلب همان سازوکارهای عادی و روزمره ای هستند که رشد سالم انسان را نیز پشتیبانی می کنند.
از دیدگاه مستن، چیزهایی مانند رابطه امن با والدین، مراقبت مناسب، خودتنظیمی، توانایی حل مسئله، ارتباط با بزرگسالان مسئول، فرصت یادگیری، مدرسه مناسب، حمایت اجتماعی و تعلق به خانواده و جامعه، ممکن است در نگاه اول بسیار عادی به نظر برسند؛ اما همین منابع عادی می توانند در شرایط دشوار نقش بسیار مهمی در تاب آوری داشته باشند.
به همین دلیل «جادوی رایج» در نظریه مستن استعاره ای برای توضیح قدرت فرایندهای طبیعی رشد است. جادو در اینجا به معنای نیروی اسرارآمیز نیست. منظور این است که سازوکارهایی که در زندگی روزمره عادی به نظر می رسند، در شرایط بحرانی می توانند پیامدهای بسیار قدرتمندی ایجاد کنند.
این نگاه اهمیت خانواده، مدرسه و جامعه را در رشد تاب آوری افزایش می دهد. کودک به تنهایی تاب آوری خود را نمی سازد. مجموعه ای از نظام های سازگارکننده در سطوح مختلف با یکدیگر تعامل دارند. خانواده، مدرسه، دوستان، جامعه و فرهنگ می توانند در کنار ظرفیت های زیستی و روان شناختی فرد، زمینه سازگاری بهتر را فراهم کنند.
کتاب مشهور آن اس. مستن با عنوان «Ordinary Magic: Resilience in Development» یکی از مهم ترین منابع علمی در حوزه تاب آوری است. نخستین ویرایش این کتاب در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. ویرایش دوم کتاب در سال ۲۰۲۵ توسط انتشارات Guilford Press انتشار یافت و با توجه به پیشرفت های علمی سال های اخیر، چارچوب نظری و پژوهشی آن گسترش پیدا کرد.
ویرایش دوم «جادوی رایج» فقط بازنگری یک متن قدیمی نیست. این ویرایش یافته های جدید درباره زیست شناسی و عصب شناسی تاب آوری، مطالعات بین المللی و نمونه های خارج از جهان غرب، رشد هویت فرهنگی، پژوهش های مداخله ای و نقش خانواده، مدرسه، فرهنگ و جامعه را با تاکید بیشتری بررسی می کند. همچنین تهدیدهایی مانند تغییرات اقلیمی، جنگ، فقر، نابرابری اجتماعی، همه گیری ها و آسیب های بین نسلی در چارچوب جدید کتاب مورد توجه قرار گرفته اند.
ساختار ویرایش دوم کتاب نیز نشان دهنده گستردگی نگاه مستن به تاب آوری است. کتاب از مباحث مفهومی و روش های مطالعه تاب آوری آغاز می شود و سپس به مطالعات تاب آوری فردی، تاب آوری در شرایط بی خانمانی و بحران اقتصادی، تاب آوری در جنگ و بلایا، نظام های سازگارکننده، عصب شناسی تاب آوری، خانواده، مدرسه، فرهنگ و جامعه می پردازد. در بخش پایانی نیز چارچوبی برای اقدام و مسیرهای آینده پژوهش ارائه می شود.
یکی از ویژگی های مهم نظریه آن اس. مستن توجه هم زمان به چند سطح از زندگی انسان است. تاب آوری فقط در ذهن فرد اتفاق نمی افتد. فرایندهای زیستی، روان شناختی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی-محیطی می توانند در کنار یکدیگر عمل کنند. این رویکرد چندسطحی یکی از دلایل اهمیت آثار مستن در علم معاصر تاب آوری است.
در نگاه او، خودتنظیمی نیز جایگاه ویژه ای دارد. کودکی که می تواند هیجان ها، توجه و رفتار خود را بهتر تنظیم کند، معمولا ظرفیت بیشتری برای استفاده از فرصت های رشد و مقابله با فشارهای محیطی دارد. با این حال، خودتنظیمی نیز در خلا شکل نمی گیرد. روابط حمایتی، مراقبت مناسب و محیط های رشد سالم به شکل گیری این ظرفیت کمک می کنند.
اهمیت روابط دلبستگی و حضور بزرگسالان مسئول نیز در پژوهش های مستن برجسته است. کودک برای رشد سالم به محیطی نیاز دارد که در آن رابطه، حمایت، پیش بینی پذیری و فرصت یادگیری وجود داشته باشد. از این منظر، ایجاد تاب آوری کودکان صرفا با آموزش چند مهارت روان شناختی امکان پذیر نیست؛ کیفیت محیط رشد نیز اهمیت بنیادی دارد.
این دیدگاه پیام مهمی برای خانواده ها، مدارس، متخصصان سلامت روان و سیاست گذاران دارد. اگر تاب آوری تا حد زیادی بر پایه فرایندهای طبیعی رشد ساخته می شود، تقویت همین فرایندها می تواند به یکی از محورهای سیاست گذاری اجتماعی تبدیل شود. حمایت از خانواده، دسترسی کودکان به آموزش باکیفیت، ایجاد روابط مثبت در مدرسه، کاهش فقر و فراهم کردن فرصت مشارکت اجتماعی، همگی می توانند بخشی از راهبرد ارتقای تاب آوری باشند.
آن اس. مستن در طول فعالیت علمی خود آثار پژوهشی فراوانی منتشر کرده و در توسعه علم تاب آوری نقش مهمی داشته است. پژوهش های او در روان شناسی رشد، سلامت روان، آموزش، مددکاری اجتماعی، مطالعات خانواده و سیاست گذاری مرتبط با کودکان مورد استفاده قرار گرفته اند. دانشگاه مینه سوتا نیز در فهرست آثار او کتاب «Ordinary Magic: Resilience in Development» را در کنار مقالات علمی متعدد ثبت کرده است.
اهمیت علمی مستن تنها به انتشار مقاله و کتاب محدود نمی شود. او در نهادهای علمی مرتبط با رشد کودک و روان شناسی نیز مسئولیت های مهمی داشته و از چهره های موثر در توسعه بین رشته ای علم تاب آوری محسوب می شود. دریافت جوایز علمی معتبر نیز نشان دهنده جایگاه پژوهشی او در روان شناسی رشد و تاب آوری است. در سال ۲۰۲۴، انجمن پژوهش در رشد کودک از او با عنوان دریافت کننده جایزه Grawemeyer در روان شناسی برای ایده «جادوی رایج» یاد کرده است.
ترجمه و انتشار آثار آن اس. مستن در ایران نیز اهمیت ویژه ای برای گسترش ادبیات علمی تاب آوری دارد. کتاب «جادوی رایج: تاب آوری در تکامل» از آثاری است که اندیشه اصلی مستن را در اختیار مخاطبان فارسی زبان قرار داده است. ترجمه این اثر در ایران با همکاری دکتر محمدرضا مقدسی، عفت حیدری و هما نیابتی انجام شده و توسط نشر ورجاوند منتشر شده است.
انتشار فارسی «جادوی رایج» را می توان در مسیر آشنایی جامعه فارسی زبان با یکی از مهم ترین نظریه های معاصر تاب آوری مورد توجه قرار داد. این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران روان شناسی، مشاوره، مددکاری اجتماعی، علوم تربیتی، سلامت روان و مطالعات خانواده اهمیت دارد؛ زیرا به جای ارائه تصویری کلی و شعاری از تاب آوری، آن را در بستر رشد انسان و شواهد علمی بررسی می کند.
اندیشه آن اس. مستن یک پیام روشن دارد: برای تاب آور شدن الزاما به انسان هایی فوق العاده نیاز نداریم. بسیاری از منابعی که زندگی سالم را ممکن می کنند، در زندگی روزمره وجود دارند. یک رابطه حمایتگر، یک خانواده باثبات، یک معلم مسئول، یک مدرسه مناسب، فرصت یادگیری، توانایی تنظیم هیجان و احساس تعلق می توانند در زمان بحران به منابع قدرتمند سازگاری تبدیل شوند.
از همین رو، نظریه «جادوی رایج» تنها یک مفهوم در روان شناسی رشد نیست. این نظریه نوعی نگاه به انسان است. نگاهی که به جای جست وجوی استعدادهای نادر و ویژگی های خارق العاده، ظرفیت های معمول و قابل پرورش انسان را مورد توجه قرار می دهد.
آن اس. مستن با این نگاه، مفهوم تاب آوری را از قهرمان سازی فاصله داده و آن را به زندگی واقعی نزدیک کرده است. تاب آوری در این چارچوب، اتفاقی عجیب و دور از دسترس نیست. در بسیاری از موارد، تاب آوری از همان روابط، مهارت ها، فرصت ها و نظام های حمایتی روزمره ای ساخته می شود که شاید در شرایط عادی چندان شگفت انگیز به نظر نرسند.
به همین دلیل، نام آن اس. مستن در تاریخ معاصر علم تاب آوری جایگاهی مهم دارد. «جادوی رایج» به ما یادآوری می کند که ظرفیت انسان برای سازگاری، در بطن رشد طبیعی او و در ارتباط با خانواده، مدرسه، جامعه و فرهنگ شکل می گیرد. این نگاه، هم برای فهم علمی تاب آوری اهمیت دارد و هم برای طراحی برنامه های عملی حمایت از کودکان، خانواده ها و جوامع درگیر بحران.
امروز که جهان با بحران هایی مانند جنگ، تغییرات اقلیمی، همه گیری ها، مهاجرت، فقر و نابرابری های اجتماعی روبه رو است، اندیشه مستن همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است. ویرایش دوم «Ordinary Magic» نیز نشان می دهد که علم تاب آوری همچنان در حال تحول است و برای فهم آینده انسان باید تعامل میان فرد و نظام های بزرگ تر زندگی او را جدی گرفت.
آن اس. مستن را می توان یکی از مهم ترین نظریه پردازان تاب آوری در جهان معاصر دانست؛ پژوهشگری که نشان داد قدرت انسان برای عبور از دشواری ها همیشه در قالب استعدادهای خارق العاده ظاهر نمی شود. گاهی مهم ترین منابع تاب آوری همان چیزهای عادی زندگی هستند؛ همان چیزی که مستن آن را «جادوی رایج» نامید.
گزارش ترجمه کتاب «جادوی رایج؛ تابآوری در تکامل»
کتاب «جادوی رایج: تابآوری در تکامل» نوشته آن اس. مستن (Ann S. Masten)، یکی از آثار مهم و اثرگذار در ادبیات علمی تابآوری و روانشناسی رشد است. این اثر با تمرکز بر فرایندهای طبیعی سازگاری انسان، دیدگاه آن اس. مستن درباره تابآوری را برای مخاطبان فارسیزبان قابل دسترس کرده است.
ترجمه فارسی این کتاب با همکاری دکتر محمدرضا مقدسی پدر تاب آوری ایران، عفت حیدری و هما نیابتی انجام شده و توسط انتشارات ورجاوند منتشر شده است. حضور دکتر محمدرضا مقدسی در میان مترجمان این اثر از این جهت اهمیت دارد که او از چهرههای فعال در معرفی، ترجمه و ترویج ادبیات علمی تابآوری در ایران به شمار میرود و بخش مهمی از فعالیتهای علمی و رسانهای او به معرفی نظریهپردازان و آثار برجسته تابآوری اختصاص داشته است.
«جادوی رایج» مفهومی محوری در اندیشه آن اس. مستن است. نویسنده توضیح میدهد که تابآوری معمولاً نتیجه برخورداری از ویژگیهای خارقالعاده نیست. بسیاری از منابع تابآوری از همان فرایندهای عادی رشد و سازگاری انسان سرچشمه میگیرند. رابطه امن با والدین، حمایت اجتماعی، خودتنظیمی، مدرسه مناسب، ارتباط با بزرگسالان مسئول و فرصتهای یادگیری از جمله همین ظرفیتهای روزمره هستند.
ترجمه این کتاب در ایران اهمیت علمی ویژهای دارد؛ زیرا مخاطبان فارسیزبان را با یکی از مهمترین رویکردهای معاصر در مطالعه تابآوری آشنا میکند. این اثر برای پژوهشگران، دانشجویان روانشناسی، علوم تربیتی، مشاوره، مددکاری اجتماعی و متخصصان سلامت روان قابل استفاده است.
انتشار فارسی «جادوی رایج» را میتوان گامی در جهت توسعه ادبیات تخصصی تابآوری در ایران دانست. این کتاب نشان میدهد که تابآوری پدیدهای دور از دسترس نیست و ظرفیتهای طبیعی رشد انسان، در صورت برخورداری از محیط و روابط حمایتی مناسب، میتوانند به منابع قدرتمند سازگاری در برابر دشواریهای زندگی تبدیل شوند.