خانه تاب آوری

خانه تاب آوری

اولین وبسایت تاب آوری روانشناختی کشور
خانه تاب آوری

خانه تاب آوری

اولین وبسایت تاب آوری روانشناختی کشور

خانه تاب‌آوری، «راهنمای تاب‌آوری زنان» به قلم عفت حیدری را منتشر کرد.

خانه تاب‌آوری، «راهنمای تاب‌آوری زنان» به قلم عفت حیدری را منتشر کرد.


در سپهر پرشتاب و پیچیده زندگی امروز، زنان در نقش و کسوت‌های گوناگون خود، از همسری و مادری گرفته تا کنشگری اجتماعی و مدیریت‌های حرفه‌ای، بار سنگینی از مسئولیت‌ها را بر دوش می‌کشند.
فشارهای روان‌شناختی و انتظارات فرهنگی که در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده‌اند، یافتن تعادل را به یکی از غامض‌ترین چالش‌های حیات فردی بدل کرده است. در چنین شرایطی، پرسش بنیادین این نیست که چگونه می‌توان از تمامی این فشارها گریخت، بلکه این است که چگونه می‌توان در میان این طوفان‌ها، ایستادگی کرد و رشد یافت. انتشارات «خانه تاب‌آوری» در جدیدترین اقدام خود برای ترویج فرهنگ سلامت روان، کتاب «راهنمای تاب‌آوری زنان» به قلم عفت حیدری را منتشر کرده است؛ اثری که دعوتی است به سفری درون‌نگرانه برای کشف توانمندی‌هایی که شاید در پس غبار نقش‌های روزمره پنهان مانده باشند.

این کتاب هشتاد و دو صفحه‌ای، نه یک اثر نظری محض، بلکه نقشه‌ای کاربردی برای دستیابی به بزرگ‌ترین سرمایه روانی عصر کنونی، یعنی تاب‌آوری است. عفت حیدری در این اثر، تلاش کرده است مفاهیم پیچیده و آکادمیک حوزه روان‌شناسی را به زبانی ساده، کاربردی و ملموس به زیست روزمره زنان پیوند بزند. کتاب با یک نگاه واقع‌بینانه آغاز می‌شود؛ نگاهی که تاب‌آوری را به مثابه ادامه دادن مسیر در سخت‌ترین شرایط معنا می‌کند. نویسنده با صراحت بر این باور است که زن تاب‌آور، به دور از انکار رنج یا نادیده گرفتن دردهای درونی، می‌آموزد چگونه با مسائل روبه‌رو شود، از دل آسیب‌ها قد برافرازد و از تجربیات تلخ، معنایی نو خلق کند. این رویکرد، پیام‌آور امیدی عمیق است، چرا که تاب‌آوری را نه یک ویژگی ذاتی و تغییرناپذیر، بلکه مجموعه‌ای از مهارت‌ها و نگرش‌های اکتسابی معرفی می‌کند که هر زنی قادر به فراگیری و تقویت آن است. این دیدگاه، بار گرانِ «تولد با قدرت مطلق» را از شانه‌های خواننده برمی‌دارد و مسیر روشن رشد و تعالی را به عنوان یک انتخابِ آگاهانه پیش رو می‌گذارد.

ساختار کتاب «راهنمای تاب‌آوری زنان» متشکل از یازده فصل منسجم است که ابعاد گوناگون زیست زنانه را به نقد و بررسی می‌کشد. خواننده در فصل‌های نخست، با نشانه‌های تاب‌آوری و مخاطرات ویژه زندگی زنان در دنیای امروز آشنا می‌شود. نویسنده در فصلی واقع‌بینانه و تحلیل‌گر، آسیب‌پذیری‌های خاص جنسیتی در مواجهه با فشارهای روانی و اجتماعی را واکاوی می‌کند. این بخش از کتاب به مخاطب کمک می‌کند تا درک بهتری از چراییِ احساس فرسودگی داشته باشد و بداند که فشارهای عصبیِ او، نه ناشی از ضعف شخصیت، بلکه واکنشی طبیعی به فشارهای ساختاریِ محیط پیرامون است. در ادامه، فصل‌های میانی کتاب به مهارت‌های محوری اختصاص یافته‌اند که همچون ستون‌های استوارِ یک بنا، پایه تاب‌آوری فردی را تشکیل می‌دهند. این مهارت‌ها شامل مرزبندی سالم در ارتباطات، تنظیم هیجانات، خودمراقبتی هوشمندانه و بهره‌گیری از حمایت‌های اجتماعی است. عفت حیدری در این بخش‌ها، به جای کلی‌گویی‌های رایج در کتاب‌های زردِ خودیاری، به دنبال ارائه راهکارهایی است که در بستر واقعیت‌های ملموس زندگی زنانِ ایرانی، قابل اجرا باشند. او به خواننده می‌آموزد که چگونه نه گفتن، نه یک امر خودخواهانه، بلکه ضرورتِ بقای روانی است و چگونه خودمراقبتی می‌تواند از یک شعارِ لوکس به یک عادت روزانه تبدیل شود.

اما وجه تمایز اصلی این اثر در فصل‌های نهم و دهم نهفته است، جایی که نویسنده با طراحی یک برنامه عملی سی‌روزه، آموزه‌های نظری را به عادت‌های پایدار رفتاری تبدیل می‌کند. این برنامه، همان پلی است که دانش را به عمل پیوند می‌زند و به زنان امکان می‌دهد تاب‌آوری را به عنوان مجموعه‌ای از رفتارهای ملموس در زندگی جاری کنند. در حالی که بسیاری از آثار مشابه تنها در سطح توصیه باقی می‌مانند، این کتاب از خواننده می‌خواهد که هر روز، گامی کوچک اما مؤثر بردارد. این ویژگی عملیاتی، اثر حاضر را در میان انبوه کتاب‌های حوزه تاب‌آوری، متمایز و بسیار کاربردی جلوه می‌دهد. تمرکز بر این برنامه سی‌روزه نشان می‌دهد که نویسنده با درک نیاز زنان به تغییرات سریع اما پایدار، ساختاری را طراحی کرده است که در آن، هر فرد می‌تواند با صرف زمانی اندک، تأثیری بزرگ بر کیفیت زیست روانی خود بگذارد.

فصل پایانی کتاب افقی اجتماعی به روی خواننده می‌گشاید و بر نقش تعیین‌کننده زنان در مدیریت انواع بحران‌ها تأکید می‌ورزد. این نگاه، تاب‌آوری را از دایره فردی خارج کرده و به ساحت خانواده و جامعه می‌کشاند. زنی که تاب‌آوری را در درون خود بارور کرده باشد، به سرمایه‌ای انسانی برای جامعه و کشور بدل می‌شود که در مواقع بحران، نقشی کلیدی ایفا می‌کند. این بخش، کتاب را از یک راهنمای خودیاری ساده به اثری با دغدغه‌های کلان اجتماعی ارتقا می‌دهد و توانمندی فردی را سرآغاز توانمندسازی جمعی معرفی می‌کند. این پیام کتاب بسیار حیاتی است؛ در جامعه‌ای که با تغییرات سریع و بحران‌های پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو است، تاب‌آوری زنان به عنوان ستون‌های خانواده و تربیت‌کنندگان نسل‌های آینده، به یک ضرورت ملی بدل می‌شود. کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که استحکام روانی او، تنها به سلامت شخصی‌اش کمک نمی‌کند، بلکه نوری است که به اطرافیان نیز می‌تابد و بستری برای آرامش جمعی فراهم می‌آورد.

درباره نویسنده این اثر، عفت حیدری، باید گفت که او به عنوان چهره‌ای پیشرو در عرصه تاب‌آوری ایران شناخته می‌شود.


ایشان دانش‌آموخته مترجمی زبان انگلیسی و روانشناسی اجتماعی است و کارنامه‌ای پربار از ترجمه و تألیف بیش از هفتاد عنوان کتاب در زمینه تاب‌آوری و خودیاری دارد. این تجربه طولانی و عمیق، در تک‌تک صفحات «راهنمای تاب‌آوری زنان» نمود دارد. دریافت نشان ویژه «فرهنگ‌یار تاب‌آوری ایران» از دانشگاه حکیم سبزواری در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴، گواهی بر یک عمر تلاش مستمر ایشان در ترویج فرهنگ تاب‌آوری است. این نشان که در چارچوب مأموریت ملی-دانشگاهی «تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور» تعریف شده، نمادی برای ارج نهادن به افرادی است که در توسعه ادبیات نظری و عملی این حوزه کوشیده‌اند و عفت حیدری با این کتاب، بار دیگر ثابت کرد که پیشگام این مسیر است.

انتشار این کتاب در بستر رویدادهای علمی کشور نیز جای تأمل دارد. دانشگاه حکیم سبزواری با میزبانی نخستین هفته ملی تاب‌آوری ایران و با شعار «از فرد تا فرهنگ»، گامی بلند در جهت بازشناسی سازوکارهای فرهنگی برآمده از هویت ملی برداشت. این رویداد که با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی سبزوار برگزار شد، ایران را در صف کشورهای پیشرو در برگزاری رویدادهای علمی تاب‌آوری قرار داد. برگزاری چنین نشست‌هایی و انتشار آثاری همسو با این اهداف، فرصتی برای اندیشیدن و گفتگو پیرامون ارتقای سلامت روانی و ایجاد جامعه‌ای مقاوم‌تر فراهم می‌آورد. «راهنمای تاب‌آوری زنان» در همین بسترِ گفتمانی متولد شده است؛ بستری که در آن دانشِ روان‌شناختی با اقتضائات فرهنگی و بومی ترکیب می‌شود تا راهکارهایی خلق کند که نه تنها علمی، بلکه با روحِ جامعه ایرانی سازگار باشند.

علاوه بر تمامی موارد ذکر شده، باید به سبک نگارش کتاب نیز اشاره کرد. عفت حیدری در این اثر کوشیده است تا فضایی همدلانه ایجاد کند. مخاطب در هنگام مطالعه کتاب، احساس نمی‌کند که با یک مرجعِ سرد و بی‌روح مواجه است، بلکه گویی در حال گفتگو با دوستی خردمند است که مسیر را پیش از او پیموده و اکنون با دستانی پر، برای راهنمایی بازگشته است. این لحن همدلانه، یکی از کلیدی‌ترین عواملی است که به تاب‌آوری کمک می‌کند؛ چرا که پذیرشِ حمایت و درکِ اینکه «من در این مسیر تنها نیستم»، خود بخشی از درمان است. کتاب به مخاطب یادآور می‌شود که قدرتمندترین نیرو، همان است که از درون می‌جوشد و با تمرین و آگاهی، هر روز شکوفاتر می‌شود.

 خاتمه سخن  اینکه خواندن «راهنمای تاب‌آوری زنان» برای هر زنی که به دنبال یافتن معنای تازه‌ای از زندگی در میان فشارهای مدرن است، توصیه می‌شود. این کتاب دعوتی است برای بازگشت به خود، برای ترمیم زخم‌های کهنه و برای ساختنِ آینده‌ای که در آن، زن نه به عنوان یک موجود شکننده، بلکه به عنوان یک کنشگر تاب‌آور و توانمند شناخته می‌شود. انتشارات خانه تاب‌آوری با انتشار این اثر، گام مهمی در جهت افزایش اعتماد به نفس و استحکام روانی مخاطبان برداشته است. باشد که این کتاب، گامی هرچند کوچک اما مؤثر در جهت تغییر نگرش زنان به توانمندی‌های درونی‌شان باشد و آن‌ها را یاری کند تا نه تنها با طوفان‌ها نجنگند، بلکه یاد بگیرند چگونه با تکیه بر دانش و مهارت، از میان آن‌ها به سلامت عبور کنند و در سوی دیگر، خورشیدِ توانمندی خویش را باز یابند. این کتاب، همراهی است که در قفسه کتابخانه شما، نه برای خاک خوردن، بلکه برای بازخوانی‌های مکرر و یادآوری قدرتِ نهفته در وجودتان، جای خواهد گرفت. دستیابی به این کتاب، آغاز یک سفر است؛ سفری که مقصد آن، رسیدن به نسخه قدرتمندتر و تاب‌آورتر از خودتان است. عفت حیدری در این اثر به زیبایی نشان داده است که چگونه می‌توان از میانِ نقش‌های روزمره، به جوهره‌ی اصیلِ وجودی دست یافت و در دنیایی که مدام در حال تغییر است، لنگرگاهِ آرامشِ درونی خویش را مستحکم نگه داشت. این اثر، نه فقط یک کتاب، بلکه یک ضرورت برای زیستِ آگاهانه در جهانِ امروز است.


۰ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبخ

روایت رسانه‌ای در تاب آوری و مدیریت بحران

رسانه‌ها در دنیای معاصر نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی افکار و رفتار عمومی ایفا می‌کنند.
در زمان بحران، از جمله بلایای طبیعی، بحران‌های سیاسی، رسوایی‌های سازمانی یا بحران‌های سلامت عمومی، رسانه‌ها می‌توانند روند مدیریت بحران را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار دهند.

مدیریت بحران فرایندی است که سازمان‌ها و دولت‌ها برای پیشگیری، کنترل و کاهش پیامدهای رویدادهای تهدیدکننده انجام می‌دهند و کیفیت این مدیریت تا حد زیادی به نحوه‌ی روایت رسانه‌ای بستگی دارد.
روایت رسانه‌ای به معنای ارائه‌ی داستانی ساختارمند و قابل فهم درباره‌ی یک رویداد است که بیش از انتقال صرف اطلاعات، معنا و مفهوم را به مخاطب منتقل می‌کند.
روایت رسانه‌ای فراتر از گزارش واقعیت‌ها است؛ این روایت چارچوبی است که اتفاقات را معنا می‌بخشد و برداشت عمومی را شکل می‌دهد.
رسانه‌ها می‌توانند با ارائه اطلاعات دقیق، به موقع و شفاف اعتماد عمومی را افزایش دهند و همکاری مردم را جلب کنند، اما اخبار نادرست یا هیجانی می‌توانند ترس و سردرگمی ایجاد کنند و بحران را تشدید نمایند.
در این جستار نقش روایت رسانه‌ای در مدیریت بحران توسط دکترمحمدرضا مقدسی مورد بررسی قرار می‌گیرد و با استفاده از نظریه‌های ارتباطی، نمونه‌های واقعی و تجارب جهانی، اهمیت رسانه‌ها در هدایت افکار عمومی، کنترل پیامدهای بحران و تسهیل تصمیم‌گیری‌های حیاتی تشریح می‌شود.
همچنین راهکارهایی برای مدیریت مؤثر روایت رسانه‌ای ارائه می‌گردد و چالش‌های مرتبط با رسانه‌های سنتی و شبکه‌های اجتماعی را تحلیل می‌کند تا نشان دهد چگونه می‌توان از رسانه‌ها به عنوان ابزار قدرتمند در مدیریت بحران بهره برد.

مفهوم روایت رسانه‌ای

روایت رسانه‌ای به معنای ارائه‌ی داستانی ساختارمند و قابل فهم درباره‌ی یک رویداد است که بیش از انتقال صرف اطلاعات، معنا و مفهوم را به مخاطب منتقل می‌کند. این روایت بر اساس انتخاب‌های خبرنگاران، سردبیران و گاهی سیاست‌ها و اهداف سازمان‌ها شکل می‌گیرد و همیشه حامل نوعی زاویه دید یا سوگیری فرهنگی و اجتماعی است.

روایت رسانه‌ای شامل نحوه‌ی ارائه اطلاعات، لحن و زبان به‌کار رفته، منابع مورد استناد و حتی تصاویر و ویدیوها می‌شود که همه در شکل‌گیری برداشت عمومی مؤثر هستند. رسانه‌ها با برجسته‌سازی برخی جنبه‌ها و کم‌رنگ کردن دیگر موارد، چارچوبی ایجاد می‌کنند که بر درک مردم از بحران تأثیر می‌گذارد.
به عنوان مثال، معرفی یک حادثه طبیعی به عنوان «فاجعه انسانی» به جای «رویداد طبیعی» باعث می‌شود مردم احساس مسئولیت بیشتری کنند و انتظار همکاری و اقدام فوری داشته باشند. علاوه بر این، تکرار و بازنشر روایت‌ها باعث تثبیت برداشت‌ها در ذهن جامعه می‌شود و به نوعی ساختار فکری مشترک ایجاد می‌کند.
درک روایت رسانه‌ای و عناصر آن، برای مدیران بحران حیاتی است، زیرا می‌تواند تعیین کند چگونه پیام‌ها به مردم منتقل شوند و چگونه واکنش‌ها شکل بگیرد. رسانه‌ها نه تنها اطلاعات منتقل می‌کنند، بلکه معنا و ترتیب اولویت‌ها را به جامعه ارائه می‌دهند و از این طریق نقش فعال در مدیریت بحران دارند.

 چارچوب‌های نظری تحلیل رسانه در بحران

برای درک عمیق نقش رسانه‌ها در بحران، نظریه‌های ارتباطی کمک بزرگی هستند. نظریه‌ی برجسته‌سازی یا Agenda-Setting می‌گوید رسانه‌ها به مردم نمی‌گویند چه فکری کنند، بلکه تعیین می‌کنند درباره‌ی چه چیزی فکر کنند. وقتی رسانه‌ها بر یک جنبه خاص از بحران تمرکز می‌کنند، توجه عمومی را به آن جلب می‌کنند و آن را در اولویت تصمیم‌گیری‌ها قرار می‌دهند. نظریه‌ی چارچوب‌بندی (Framing Theory) نیز توضیح می‌دهد که نحوه‌ی ارائه اطلاعات بر تفسیر و برداشت مخاطب تأثیر می‌گذارد.
برای مثال، پوشش خبری یک سیل به‌عنوان یک «حادثه طبیعی» باعث پذیرش غیرمستقیم می‌شود، اما معرفی آن به عنوان «بحران مدیریت نادرست شهری» باعث جلب توجه به مسئولیت و نیاز به اقدام فوری می‌شود.
چارچوب تقویت اجتماعی خطر (Social Amplification of Risk) نشان می‌دهد رسانه‌ها می‌توانند شدت یا کاهش درک مخاطبان از خطر را تشدید کنند و در نهایت واکنش‌های عمومی و سیاست‌های رسمی را تحت تأثیر قرار دهند.
نظریه ارتباطات بحران نیز تأکید دارد که اطلاع‌رسانی سریع، دقیق و معتبر در دوران بحران برای حفظ اعتماد عمومی ضروری است. این چارچوب‌ها به مدیران بحران کمک می‌کنند تا با شناخت نحوه‌ی شکل‌گیری روایت رسانه‌ای، پیام‌های مؤثر طراحی کنند و از تشدید نگرانی یا انتشار اطلاعات غلط جلوگیری کنند.

نقش روایت رسانه‌ای در مدیریت بحران

روایت رسانه‌ای می‌تواند نحوه‌ی درک مردم از بحران، اعتماد عمومی و رفتار ذی‌نفعان را شکل دهد. در بحران‌های سلامت عمومی، رسانه‌ها با انتشار اطلاعات علمی و توصیه‌های کارشناسی می‌توانند همکاری مردم را افزایش دهند، در حالی که انتشار اخبار نادرست یا هیجانی، ترس، شایعه و عدم همکاری ایجاد می‌کند.
اعتماد عمومی عامل کلیدی در موفقیت مدیریت بحران است و رسانه‌ها نقش حیاتی در حفظ یا تخریب آن دارند. همچنین روایت رسانه‌ای بر رفتار سرمایه‌گذاران، کارمندان و سازمان‌های همکار تأثیر می‌گذارد و می‌تواند منجر به کاهش یا افزایش آسیب مالی و اعتباری شود.
رسانه‌ها همچنین ابزار کلیدی برای اطلاع‌رسانی سریع در بلایای طبیعی هستند و می‌توانند جان انسان‌ها را نجات دهند. شبکه‌های اجتماعی با انتشار سریع اخبار و دیدگاه‌های مردمی، توانستند نقش مهمی در مدیریت بحران ایفا کنند، اما گسترش اطلاعات نادرست نیز چالش جدیدی ایجاد کرده است.
رسانه‌ها بازتاب‌دهنده بحران هستند و خود به‌عنوان بازیگر اصلی در کنترل پیامدها و هدایت واکنش عمومی عمل می‌کنند.

راهبردهای مدیریت مؤثر روایت رسانه‌ای

برای استفاده از رسانه به‌عنوان ابزار مؤثر در بحران، سازمان‌ها باید راهبردهای مشخصی داشته باشند. اولین گام، آمادگی و برنامه‌ریزی پیش‌دستانه است، شامل بیانیه‌ها، سخنگویان رسمی و کانال‌های اطلاع‌رسانی سریع. شفافیت و صداقت نیز از اهمیت بالایی برخوردار است؛ ارائه اطلاعات حتی اگر ناقص باشد بهتر از پنهان‌کاری است و اعتماد عمومی را حفظ می‌کند. استفاده از منابع معتبر و کارشناسان مستقل باعث افزایش اعتماد مردم به پیام‌ها می‌شود و تاثیرگذاری روایت رسانه‌ای را تقویت می‌کند.
نظارت مستمر بر رسانه‌ها و پاسخ سریع به شایعات و اطلاعات نادرست، یکی دیگر از راهبردهای کلیدی است تا از گسترش اخبار غلط جلوگیری شود.
همچنین روایت‌هایی که شامل داستان‌های انسانی و تصاویر واقعی باشند، می‌توانند همدلی و درک جامعه را افزایش دهند و پذیرش پیام‌ها را تسهیل کنند. در عصر رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، سازمان‌ها باید فعالانه حضور داشته باشند و پیام‌های خود را به موقع و با دقت منتشر کنند تا روایت غالب به نفع مدیریت بحران شکل بگیرد.
این اقدامات باعث می‌شود رسانه‌ها به جای ایجاد تشویش، ابزار قدرتمندی برای هدایت افکار عمومی و کاهش پیامدهای بحران شوند.

چالش‌های مدیریت روایت رسانه‌ای

مدیریت روایت رسانه‌ای با چالش‌های متعددی مواجه است. حجم زیاد اطلاعات در بحران می‌تواند پیام اصلی را پنهان کند و موجب سردرگمی شود، بنابراین پیام‌های کلیدی باید ساده و واضح بیان شوند. رسانه‌ها برای جذب مخاطب ممکن است به هیجان‌زدگی یا اغراق متوسل شوند، که این امر برداشت‌های نادرست ایجاد می‌کند و کار مدیریت بحران را دشوار می‌سازد.
سرعت بالای تغییرات در بحران‌ها نیز باعث می‌شود اطلاعات منتشرشده سریع قدیمی شود و هماهنگی پیام‌ها مشکل شود.
در شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات نادرست و شایعات با سرعت بسیار زیاد منتشر می‌شوند و سازمان‌ها مجبور هستند با رصد مستمر، اصلاح فوری و همکاری با پلتفرم‌های دیجیتال پاسخ دهند. این چالش‌ها نشان می‌دهد که مدیریت روایت رسانه‌ای نیازمند حضور فعال، برنامه‌ریزی دقیق و استفاده از فناوری‌های نوین برای کنترل اطلاعات است تا از تأثیر منفی رسانه‌ها بر بحران جلوگیری شود.

دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار و پدر تاب آوری ایران تاکید میکند روایت رسانه‌ای بخش جدایی‌ناپذیر از تاب آوری و  مدیریت بحران است و می‌تواند مسیر یک بحران را به سمت کنترل یا تشدید هدایت کند.
رسانه‌ها با برجسته‌سازی، چارچوب‌بندی و انتشار اطلاعات، ادراک عمومی، رفتار ذی‌نفعان و تصمیم‌گیری‌های سیاست‌گذاران را شکل می‌دهند. مدیریت مؤثر بحران نیازمند شفافیت، صداقت، سرعت عمل و برنامه‌ریزی پیش‌دستانه است.
در عصر رسانه‌های دیجیتال، هر فرد بالقوه می‌تواند اخبار منتشر کند، بنابراین سازمان‌ها باید با هدایت روایت، تصحیح اطلاعات غلط و بهره‌گیری از منابع معتبر، از رسانه‌ها به‌عنوان ابزار قدرتمند برای کاهش پیامدهای بحران و افزایش اعتماد عمومی استفاده کنند.

رسانه‌ها بازتاب‌دهنده بحران هستند و خود بخش فعال در شکل‌دهی پیام‌ها و رفتارهای جامعه در زمان بحران محسوب می‌شوند.

 

 

 

بررسی روایت رسانه‌ای در تاب آوری و مدیریت بحران
بررسی روایت رسانه‌ای در تاب آوری و مدیریت بحران

نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری اقتصادی

خبرنگاران در عصر کنونی، فراتر از ناقلان صرف اخبار، به عنوان معماران افکار عمومی و دیده‌بانان سلامت اجتماعی شناخته می‌شوند. در حوزه اقتصادی، نقش آنان در ارتقاء تاب‌آوری اقتصادی – یعنی توانایی یک جامعه در پیش‌بینی، مقاومت در برابر و بازیابی از شوک‌های اقتصادی مانند رکود، بحران‌های مالی و بلایای طبیعی – از جایگاهی راهبردی و چندبعدی برخوردار است. خبرنگاران با ایفای نقش‌های گوناگون از اطلاع‌رسانی دقیق و تحلیل عمیق گرفته تا نظارت و شفاف‌سازی، به مثابه زیرساختی حیاتی برای ثبات و پویایی اقتصاد عمل می‌کنند.

نخستین و بنیادی‌ترین نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب‌آوری اقتصادی، اطلاع‌رسانی دقیق، به‌موقع و شفاف است. در شرایط بحران، عدم قطعیت و اضطراب از بزرگ‌ترین تهدیدها برای ثبات اقتصادی محسوب می‌شوند. خبرنگاران با ارائه اطلاعات صحیح و شفاف درباره وضعیت موجود، تهدیدات پیش رو و اقدامات انجام‌شده، به کاهش اضطراب و گمانه‌زنی‌های نادرست در جامعه کمک می‌کنند. این اقدام از تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده و احساسی که می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بازار و تولید وارد کند، جلوگیری می‌نماید. رسانه‌های تاب‌آور قادرند با سرعت و دقت، اخبار و اطلاعات لازم را در اختیار مردم قرار دهند و جامعه را در فهم واقعیات یاری رسانند. این شفافیت اطلاعاتی، سنگ بنای اعتماد عمومی به نهادهای اقتصادی و دولتی است؛ اعتمادی که در زمانه بحران، سرمایه‌ای گران‌بها برای حفظ انسجام و همکاری جمعی محسوب می‌شود.

فراتر از اطلاع‌رسانی، خبرنگاران با ارائه تحلیل‌های عمیق و تخصصی از وضعیت اقتصادی، به جامعه در درک بهتر پیچیدگی‌های بحران یاری می‌رسانند. خبرنگاران اقتصادی با واکاوی چالش‌های پیش روی کسب‌وکارها، به ویژه کسب‌وکارهای کوچک و معیشت‌های محلی که ستون‌های اصلی تاب‌آوری اقتصادی هستند، صدای کسانی می‌شوند که در سکوت برای حیات اقتصادی جامعه تلاش می‌کنند. آن‌ها با شناسایی نقاط آسیب‌پذیر و تقویت ظرفیت‌های موجود، بستری برای پیش‌بینی و مقابله با بحران‌های احتمالی فراهم می‌آورند. در واقع، خبرنگاران با مدل‌سازی از آینده و کاهش عدم‌قطعیت، نقشی مشابه سیستم پیش‌بینی در مغز انسان را در مقیاس اجتماعی ایفا می‌کنند. این تحلیل‌ها به فعالان اقتصادی، سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند و در نتیجه، اقتصاد در برابر شوک‌ها مقاوم‌تر شود.

نقش حیاتی دیگر خبرنگاران، نظارت و شفاف‌سازی در عرصه اقتصاد است. تحقیقات جهانی نشان داده است که به ازای هر یک دلار سرمایه‌گذاری در روزنامه‌نگاری، بیش از صد دلار صرفه‌جویی برای عموم مردم از طریق کاهش فساد، بهبود خدمات عمومی و بازیابی وجوه هدررفته حاصل می‌شود. خبرنگاران با افشای فساد، سوءمدیریت و ناکارآمدی‌ها، از هدررفت منابع ملی جلوگیری کرده و به کارآمدتر شدن اقتصاد کمک می‌کنند. این نقش نظارتی، نه تنها به عنوان اهرم فشاری برای اصلاح ساختارهای معیوب عمل می‌کند، بلکه با افزایش شفافیت، زمینه را برای جذب سرمایه‌گذاری و اعتماد بیشتر فعالان اقتصادی فراهم می‌سازد. در واقع، رسانه‌های آزاد و مستقل به عنوان یکی از مؤثرترین موانع در برابر اطلاعات نادرست عمل می‌کنند که سالانه هزینه‌ای بالغ بر ۳۵۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی تحمیل می‌کند. خبرنگاران با مقابله با شایعات و اطلاعات نادرست اقتصادی، از ایجاد تفرقه و تشدید بحران جلوگیری می‌کنند.

علاوه بر این، خبرنگاران با بازتاب داستان‌ها و تجربیات موفق مردم عادی در مواجهه با دشواری‌های اقتصادی، به تقویت حس همبستگی و انسجام اجتماعی دامن می‌زنند. آن‌ها با تمرکز بر روایت‌های موفقیت و پایداری در شرایط سخت، الگویی از کنشگری مثبت ارائه می‌دهند و از بازنمایی صرفاً قربانی‌محور فاصله می‌گیرند. این رویکرد، به جای القای حس ناامیدی و درماندگی، روحیه امید و خودباوری را در جامعه تقویت کرده و مردم را به مشارکت فعال در فرآیند بهبود اقتصادی ترغیب می‌کند. خبرنگاران با انتشار اخبار امیدبخش و برجسته‌سازی موفقیت‌های کوچک، به مدیریت روانی جامعه و جلوگیری از یأس و ناامیدی کمک شایانی می‌کنند. در نتیجه، جامعه‌ای که از چنین سرمایه‌ای از همدلی و اعتماد برخوردار باشد، در برابر ناملایمات اقتصادی، به جای فروپاشی، به بازسازی هویت و انسجام درونی خود روی می‌آورد.

در پایان سخن ، باید گفت که نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب‌آوری اقتصادی، نقشی ساختاری، چندبعدی و اجتناب‌ناپذیر است.

 آن‌ها نه تنها با اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع، زمینه را برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه فراهم می‌کنند، بلکه با تحلیل‌های عمیق و نظارت مستمر، به اصلاح ساختارها و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد یاری می‌رسانند. خبرنگاران با تقویت اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و روحیه امید، سرمایه‌های ناملموس اما حیاتی تاب‌آوری را در جامعه نهادینه می‌سازند. بنابراین، حمایت از رسانه‌های آزاد و حرفه‌ای و قدرانی از زحمات خبرنگاران، نه یک مسئله فرهنگی یا سیاسی، بلکه یک راهبرد هوشمندانه و ضروری برای تقویت بنیان‌های اقتصادی و تضمین پایداری و شکوفایی درازمدت هر جامعه‌ای است.



https://c.next-portal.com/b50349a6090596f4ca290cfc9c5d4425/e48501fac851413a9b4732854dbb487d?centerCrop=true&width=600

نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جوامع

نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جوامع

دکترمحمدرضا مقدسی
معاونت علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران
و بنیانگذار خانه تاب آوری


در جهانی که با شتابی بی سابقه دستخوش دگرگونی های اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی می شود، مفهوم تاب آوری دیگر صرفاً به معنای مقاومت فیزیکی در برابر بلایا نیست؛ این مفهوم به ظرفیت یک جامعه برای بازسازی، تطبیق و حتی شکوفایی در مواجهه با شوک ها تعبیر می گردد. خبرنگاران به مثابه حلقه اتصال میان واقعیت های تلخ و امیدهای جمعی، نقشی محوری و چندلایه در فرایند ارتقاء تاب آوری ایفا می کنند. آنان نه تنها گزارشگر رویدادها هستند؛ با ارائه اطلاعات دقیق، روایتگری راه حل ها، تقویت همبستگی اجتماعی و نظارت بر فرایندهای توانبخشی، به ستون فقرات یک جامعه منعطف و پویا تبدیل می شوند. بدون حضور فعال و متعهدانه خبرنگاران، جوامع در گرداب شایعات، ناامیدی و ناهماهنگی غرق می شوند و توانایی خود را برای بازیابی از بحران ها از دست می دهند.

نخستین و بنیادی ترین کارکرد خبرنگاران در مسیر تاب آوری، ایفای نقش سامانه هشدار دهنده و مرجع اطلاعات موثق است.
در لحظات آغازین یک بحران طبیعی همچون زلزله، سیل یا طوفان، یا در آستانه فروپاشی های اقتصادی، دقیق ترین و به روزترین اطلاعات حیاتی ترین نیاز جامعه به شمار می رود. خبرنگاری که با رعایت اصول روزنامه نگاری بحران، داده های هواشناسی، مسیر حرکت سیلاب یا میزان خسارت ها را بدون اغراق و با استناد به منابع علمی معتبر منتشر می کند، در واقع نقش نجات بخشی ایفا می نماید. این اطلاع رسانی به موقع و شفاف، به مسئولان امکان می دهد تا منابع امدادی را به شیوه ای بهینه توزیع کنند و به شهروندان نیز اجازه می دهد تا تصمیمات آگاهانه ای برای حفاظت از جان و مال خود اتخاذ نمایند. از سوی دیگر، توقف انتشار شایعات و اخبار جعلی که معمولاً در فضای مجازی با سرعتی بیشتر از خود بحران منتشر می شوند، تنها از عهده خبرنگاران حرفه ای برمی آید. آنان با بررسی دقیق روایت های متناقض و اعتبارسنجی محتوای تولیدشده توسط کاربران، از هراس بی مورد و رفتارهای آنی و مخرب که تاب آوری را در همان گام های نخست تضعیف می کند، جلوگیری می نمایند.

فراتر از مدیریت اطلاعات خام، خبرنگاران با به کارگیری رویکردهایی همچون روزنامه نگاری راه حل محور و سازنده، زمینه ساز تحولی اساسی در نگرش جامعه نسبت به بحران می شوند. بسیاری از رسانه ها در جریان پوشش رویدادهای ناگوار، دچار روزنامه نگاری فاجعه محور می گردند که تنها بر تلفات، ویرانی ها و ناتوانی ها تأکید دارد و به تدریج حس درماندگی را در میان مخاطبان نهادینه می سازد. در نقطه مقابل، خبرنگار آگاه به ضرورت تاب آوری، با جستجو و معرفی الگوهای موفق مقاومت و بازیابی، امید را به بطن جامعه تزریق می کند. او گزارش می دهد که یک محله چگونه با تکیه بر توانمندی های بومی و همسایگی، مراکز اسکان موقت را مدیریت کرده است یا یک کسب وکار کوچک با چه راهکارهایی توانسته زنجیره تامین خود را پس از تحریم یا بحران مالی بازسازی نماید. این نوع روایتگری، نه تنها به مخاطب نشان می دهد که راه های عملی برای عبور از سختی وجود دارد؛ با به اشتراک گذاشتن تجارب زیسته موفق، به سایر گروه های اجتماعی انگیزه می بخشد تا راهکارهای مشابه را بومی سازی کنند. بدین ترتیب خبرنگار به یک تسهیلگر دانش تبدیل می شود که سرمایه اجتماعی و فکری جامعه را در شرایط عادی و بحرانی افزایش می دهد.

در بطن جوامعی که با تنوع قومی، مذهبی و طبقاتی روبه رو هستند، تاب آوری بدون انسجام اجتماعی معنایی ندارد و این انسجام نیز در سایه شنیده شدن صداهای مختلف شکل می گیرد. خبرنگاران با نفوذ به عمق لایه های پنهان جامعه و پوشش دغدغه های گروه های حاشیه نشین، زنان، کودکان، معلولان و اقلیت ها، تضمین می کنند که سیاست های پیشگیرانه و برنامه های بازتوانی، هیچ گروه آسیب پذیری را از قلم نیندازند. زمانی که خبرنگار مستندی تهیه می کند از وضعیت خانواده های کم برخورداری که در واحدهای مسکونی غیرمقاوم در برابر زلزله زندگی می کنند، یا گفتگویی مفصل با معلولانی که در زمان تخلیه اضطراری با موانع جدی روبه رو هستند، در واقع حلقه های گمشده زنجیره تاب آوری را آشکار می سازد. این افشاگری و آگاهی بخشی، دولتمردان و برنامه ریزان شهری را تحت فشار قرار می دهد تا زیرساخت های فراگیرتری طراحی کنند و تخصیص بودجه را به نفع محروم ترین مناطق تغییر دهند. در مقابل، سکوت خبری در برابر این نابرابری ها، به منزله نادیده گرفتن بخش هایی از پیکره جامعه است که در روزهای سخت بحران، بیشترین هزینه را پرداخت می کنند و همین نادیده انگاری، شکاف های اجتماعی را عمیق تر کرده و تاب آوری کلی جامعه را با خطر جدی مواجه می سازد.

نقش نظارتی و مسئولیت خواهی خبرنگاران در فرایند بازسازی پس از بحران، نقشی غیرقابل انکار در حفظ سرمایه اجتماعی دارد. اعتماد عمومی که گرانبهاترین دارایی یک جامعه در شرایط آشوب است، به سرعت در برابر فساد، سوءمدیریت و رانت خواری آسیب می بیند. خبرنگاران با رصد دقیق جریان کمک های داخلی و خارجی، نحوه توزیع اقلام امدادی، روند صدور مجوزهای ساخت و ساز و کیفیت اجرای پروژه های عمرانی، به عنوان چشم بیدار جامعه عمل می کنند. انتشار یک گزارش تحقیقی مستند که نشان می دهد محموله های ارسالی به مناطق سیل زده در انبارها بلاتکلیف مانده یا تجهیزات خریداری شده با بودجه های اضطراری، استانداردهای لازم را ندارند، می تواند موجی از پاسخگویی را به راه اندازد که از تکرار چنین بی تدبیری هایی در بحران های آینده جلوگیری نماید. این نظارت رسانه ای، علاوه بر بازدارندگی، به شهروندان این اطمینان را می دهد که تلاش ها و کمک های آنان هدر نمی رود و انگیزه مشارکت جمعی برای همیاری در دفعات بعد نیز حفظ می شود. تاب آوری بلندمدت یک جامعه، در گرو نهادینه شدن شفافیت و پاسخگویی است و خبرنگاران، مهم ترین متولیان این فرهنگ نهادینه شده به شمار می روند.

علاوه بر جنبه های ساختاری و مدیریتی، تأثیر خبرنگاران بر سلامت روان و روحیه جمعی، یکی از ظریف ترین و در عین حال حیاتی ترین ابعاد نقش آنان در تاب آوری محسوب می شود. نحوه کادربندی و زبان مورد استفاده در گزارش های خبری، مستقیماً بر ادراک عمومی از شدت تهدید و میزان توانایی برای مقابله با آن تأثیر می گذارد. خبرنگاری که با رعایت اصول اخلاقی و پرهیز از نمایش صحنه های دلخراش و تروماهای بصری، بر مقاومت، همدلی و اقدامات جاری امدادرسانی تأکید می کند، به کاهش اضطراب فراگیر و درماندگی آموخته شده کمک شایانی می نماید. او با مصاحبه با روانشناسان و کارشناسان سلامت اجتماعی، راهکارهای عملی برای مدیریت استرس و سوگ را به مخاطبان ارائه می دهد و حس خودکارآمدی را در آنان تقویت می نماید. در واقع، خبرنگار خوب می داند که ارائه تصویر کامل از یک بحران، صرفاً نشان دادن زخم ها نیست؛ بازنمایی زخم بندها و تلاش برای التیام است. این نوع روایت متعادل، جامعه را از انفعال و انتظار برای نجات از بیرون، به سمت عاملیت فعال و تکیه بر توانمندی های درونی سوق می دهد که بنیان اصلی تاب آوری روانی-اجتماعی به شمار می آید.

در عصر دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، نقش خبرنگاران دستخوش دگرگونی شده اما هرگز کمرنگ نگشته است. الگوریتم های پیشرفته می توانند داده های کلان را تحلیل کنند و الگوهای تکرارشونده در بلایا را پیش بینی نمایند، اما قدرت درک زمینه های فرهنگی، همدلی با دردمندان و تشخیص ظرافت های اخلاقی، همچنان در انحصار ذهن و وجدان خبرنگار انسانی باقی می ماند. خبرنگاران امروزی با بهره گیری از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل سریع تر شبکه های اجتماعی و شناسایی کانون های شایعه پراکنی، می توانند کارایی خود را افزایش دهند، اما هرگز نمی توانند بار مسئولیت انسانی خود را به ماشین ها محول کنند. آنان باید با سواد رسانه ای نوین، مخاطبان را نیز در این مسیر همراه سازند و به آنان بیاموزند که چگونه در سیلاب اطلاعات، اخبار معتبر را از اخبار جعلی تشخیص دهند. این توانمندسازی مخاطب، خود گامی اساسی در جهت ارتقاء تاب آوری است، زیرا جامعه ای که شهروندان آن قدرت تفکر انتقادی و تحلیل اطلاعات را داشته باشند، در برابر عملیات روانی و القائات مخرب، بسیار مقاوم تر خواهد بود.

با نگاهی به آینده، روشن می شود که سرمایه گذاری بر روی توانمندسازی خبرنگاران و حمایت از رسانه های مستقل و حرفه ای، دقیقاً به اندازه سرمایه گذاری بر روی سدها، پل ها و زیرساخت های فیزیکی، برای بقای جامعه حیاتی است. خبرنگاری که در آرامش پیش از بحران، به بررسی آسیب پذیری ها می پردازد و گزارش های پیشگیرانه تهیه می کند، به اندازه یک تیم امداد و نجات در زمان وقوع حادثه ارزشمند است. او با نگاه بلندمدت خود، به جای پرداختن به روزمرگی ها و حاشیه های زودگذر، بر روی مسائل ساختاری متمرکز می شود و افکار عمومی را به سمت اولویت های واقعی سوق می دهد. در این مسیر، او باید از دام گرایش های سیاسی جناحی و منافع گروهی پرهیز کند و وجدان جمعی و منافع ملی را بر هرچیز دیگر ترجیح دهد، زیرا تاب آوری یک جامعه واحد، به همبستگی فراجناحی نیاز دارد و خبرنگار متعهد، پل ساز این همبستگی است.

در نهایت، خبرنگاران نه تنها روایتگر تاب آوری هستند؛ خود بخشی از سازوکار آن به شمار می روند. آنان با حافظه تاریخی خود، تجارب تلخ و شیرین گذشته را ثبت و ضبط می کنند تا نسل های آینده از تکرار اشتباهات پرهیز کرده و راهکارهای موفق را به ارث برند. یک جامعه تاب آور، جامعه ای است که گذشته خود را به درستی به یاد دارد، حال خود را به روشنی درک می کند و برای آینده خود با چشم باز برنامه ریزی می نماید. این سه گانه بینشی، جز در سایه حضور فعال و بی وقفه خبرنگاران متعهد و حقیقت جو میسر نمی شود. از این رو، ستایش و حمایت از جایگاه خطیر خبرنگاری، صرفاً یک اقدام صنفی یا نمادین نیست؛ یک ضرورت عقلانی برای بقا و تعالی هر جامعهای است که خواهان ایستادگی در برابر طوفان های سهمگین روزگار و تبدیل تهدیدها به فرصت هایی برای رشد و پیشرفت خویشتن است. آنان سرمایه های نرم افزاری جوامع هستند که با قلم و تصویر خود، نقشه راه عبور از تاریکی به روشنایی را ترسیم می کنند.

نقش خبرنگاران در تاب آوری فرهنگی و تداوم هویت ملی در عصر دیجیتال

تاب‌آوری فرهنگی پروژه‌ای جمعی، چندلایه و مستمر است که خبرنگاران در مرکز آن جای دارند. تاب‌آوری فرهنگی دیگر یک ویژگی ایستا و منفعل نیست که صرفاً به معنای حفظ الگوهای گذشته در برابر گذر زمان باشد.
به گزارش میگنا رسانه اول تاب آوری و سلامت روان ایران این مفهوم، فرآیندی پویا، آگاهانه و کنشگرانه است که در آن جامعه توان بازتعریف خود، سازگاری با شرایط متغیر و پاسداری از هسته مرکزی هویت خویش را در میان طوفان‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حفظ می‌کند. در این میان، خبرنگاران به‌عنوان مرزبانان حقیقت و راویان امین زمانه، نقشی فراتر از انتقال خبر و اطلاعات بر عهده دارند. مسئولیت آنان در عصر پساحقیقت و انفجار اطلاعات، به ساختن زیرساخت‌های معنایی جامعه بازمی‌گردد؛ زیرساخت‌هایی که در برابر شوک‌های هویتی و روانی، استحکام بیشتری ایجاد می‌کنند.

به بیان عفت حیدری روانشناس اجتماعی و فرهنگ یار تاب آوری ایران نخستین کارکرد مهم خبرنگاران در حوزه تقویت تاب‌آوری فرهنگی، حفظ، مستندسازی و بازتولید حافظه جمعی است. حافظه جمعی، گنجینه‌ای زنده و ارزشمند است که جامعه در لحظه‌های بحران برای یافتن الگوهای مقاومت و درس‌آموزی از گذشته به آن رجوع می‌کند. خبرنگاران با ثبت وقایع روزمره، تحولات اجتماعی، آیین‌های محلی و روایت‌های شفاهی، این گنجینه را غنی‌تر و در دسترس‌تر می‌سازند. در زمانه بلایای طبیعی، تنش‌های سیاسی یا همه‌گیری‌های گسترده، گزارش‌های دقیق از تجربه‌های گذشته می‌تواند به نسل امروز نقشه راه بدهد و از تصمیم‌های شتاب‌زده و خطا جلوگیری کند. ثبت گویش‌های در حال فراموشی، مناسک کشاورزی، صنایع دستی و داستان‌های محلی نیز مانع فرسایش تنوع فرهنگی می‌شود و تکثر را به‌عنوان یک سرمایه راهبردی در بطن فرهنگ تثبیت می‌کند.

در عصر جنگ روایت‌ها و هجوم اطلاعات نادرست، جعلی و جهت‌دار، تاب‌آوری فرهنگی با چالشی جدی روبه‌رو است. خبرنگاران متعهد و حرفه‌ای با تکیه بر راستی‌آزمایی، بی‌طرفی و اخلاق رسانه‌ای، همچون سپری در برابر این امواج مخرب عمل می‌کنند. جامعه‌ای که اعتماد خود را به رسانه‌ها از دست بدهد، به‌تدریج به سمت باورهای توطئه‌آمیز، قطبی‌شدن افراطی و سردرگمی معرفتی می‌رود. در چنین شرایطی، انسجام درونی و سرمایه اجتماعی آسیب می‌بیند. خبرنگاران حرفه‌ای با تفکیک روشن میان واقعیت و دروغ، بستر آرامش فکری و امنیت روانی را فراهم می‌سازند و مانع گسترش شایعه و هیجان‌زدگی جمعی می‌شوند.

تاب‌آوری فرهنگی زمانی به اوج اثرگذاری می‌رسد که همه گروه‌های اجتماعی، فارغ از قومیت، جنسیت، سن، طبقه اقتصادی و موقعیت جغرافیایی، خود را بخشی از پیکره واحد جامعه بدانند.
خبرنگاران با بازتاب صادقانه دغدغه‌ها، نیازها و دستاوردهای گروه‌های حاشیه‌ای، اقلیت‌ها، زنان، جوانان و کارگران، زمینه گفت‌وگویی فراگیر و سازنده را فراهم می‌کنند. پوشش عادلانه مسائل این گروه‌ها، از انزوا و طرد اجتماعی می‌کاهد و احساس تعلق جمعی را تقویت می‌کند. رسانه‌ای که تنها صدای گروه‌های مسلط را بازتاب دهد، ساختار فرهنگی را تک‌بعدی و شکننده می‌سازد. در مقابل، روایت‌های انسانی و متوازن، سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهد و فضای همزیستی مسالمت‌آمیز را گسترش می‌دهد.

خود حرفه خبرنگاری نیز در سال‌های اخیر دستخوش تحولات ژرفی شده است. سازگاری این حرفه با فناوری‌های نوین ارتباطی، خود الگویی روشن از تاب‌آوری است. خبرنگاران امروز با بهره‌گیری از پادکست، محتوای ویدئویی، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های نوین، امکان تازه‌ای برای انتقال مفاهیم عمیق، ارزش‌های هویتی و روایت‌های فرهنگی به نسل جوان یافته‌اند. ثبت قصه‌های محلی، اشعار کهن، ضرب‌المثل‌ها، روایت‌های شفاهی و آیین‌های فراموش‌شده در قالب‌های دیجیتال، به این میراث حیاتی تازه می‌بخشد و آن را از حاشیه به متن زندگی مردم بازمی‌گرداند. این رویکرد نشان می‌دهد که می‌توان با خلاقیت و نوآوری، اصالت فرهنگی را در قالب‌های امروزی عرضه کرد و از رخوت و فراموشی دور نگه داشت.

از سوی دیگر، نحوه قاب‌بندی و روایت رویدادها نیز در تاب‌آوری فرهنگی نقش تعیین‌کننده دارد. انتخاب زاویه دید، واژه‌ها، تصاویر و لحن خبر، بر ادراک مخاطب از بحران اثر مستقیم می‌گذارد. روایت‌هایی که تنها بر جنبه‌های فاجعه‌بار رویدادها تمرکز دارند، حس درماندگی و یأس را در جامعه تقویت می‌کنند. در برابر، خبرنگاران مسئول با ارائه تصویری واقع‌گرایانه و متوازن، همراه با برجسته‌سازی راهکارهای محلی، تجربه‌های موفق همیاری و نمونه‌های مقاومت مردمی، امید و انگیزه را در جامعه زنده نگه می‌دارند. این رویکرد راه‌حل‌محور، مخاطب را از حالت انفعال بیرون می‌آورد و به کنشگری اجتماعی سوق می‌دهد.

در جمع‌بندی می‌توان گفت تاب‌آوری فرهنگی پروژه‌ای جمعی، چندلایه و مستمر است که خبرنگاران در مرکز آن جای دارند. آنان با حفظ حافظه تاریخی، مقابله با اطلاعات نادرست، گسترش شمول اجتماعی، بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین و پایبندی دقیق به اصول اخلاق حرفه‌ای، از هویت جمعی پاسداری می‌کنند و آن را پویاتر، غنی‌تر و مقاوم‌تر می‌سازند. جامعه‌ای که خبرنگاران آن از استقلال فکری، امنیت شغلی، پشتوانه قانونی و تعهد حرفه‌ای برخوردار باشند، در برابر بحران‌های سیاسی، اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی از استحکام بیشتری بهره‌مند خواهد بود.
گفتنی است دانشگاه حکیم سبزواری با درک ضرورت‌های عصر معاصر، پیشگامی در «تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور» را به‌عنوان مأموریت ملی خود برگزیده است. این دانشگاه با  راه اندازی دبیرخانه ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور و میزبانی رویدادهایی نظیر «هفته ملی تاب‌آوری ایران»، فراتر از آموزش‌های آکادمیک، به دنبال احیای سرمایه‌های فرهنگی و تقویت پیوندهای هویتی جامعه است. راهبرد این نهاد علمی، پیوند میان میراث کهن و دانش نوین برای گذار ایمن از بحران‌های اجتماعی است. حکیم سبزواری با بازتعریف تاب‌آوری از رویکردی منفعل به کنشگری آگاهانه، می‌کوشد تا با مدل‌سازی علمی، بستری فراهم کند که هویت ملی در میان طوفان‌های تغییرات جهانی، استوار، پویا و مقتدر باقی بماند.

 

https://www.resiliency.ir/wp-content/uploads/2025/11/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

Iran Home of Resiliency | The Official Authority for Developing Resiliency in the Country

Iran Home of Resiliency | The Official Authority for Developing Resiliency in the Country

Iran Home of Resiliency (resiliency.ir) stands as the inaugural specialized educational and media platform dedicated to resiliency in Iran. It operates as the official authority for the training, research, and development of resiliency across the nation.

**What is Iran Home of Resiliency?**
Iran Home of Resiliency is the primary media outlet for resiliency in Iran. It serves as the pioneering specialized platform for the subject. This institution acts as a symbol of localizing resiliency knowledge within the Iranian context.

The intellectual property of Iran Home of Resiliency is registered under number 140350140001083936. The name "Iran Home of Resiliency" is protected; therefore, using prefixes or suffixes to exploit this name is ineffective and remains problematic from ethical and legal standpoints. Respecting its intellectual property remains a core component of upholding scientific ethics and cultural responsibility in the field of resiliency.

Iran Home of Resiliency is the first media entity and the primary digital address for resiliency in the Persian-speaking internet. A reference media outlet in this field produces, interprets, and conveys a credible, scientific, and reliable narrative of resiliency. A reference media outlet acts as an architect of awareness.

resiliency.ir, as the primary media and main address for resiliency, serves as the home and symbol of Iranian resiliency on the World Wide Web. This dedicated address represents scientific and social efforts aimed at improving the mental health of Iranian society.

**Dr. Mohammadreza Moghaddasi | Father and Founder of Resiliency in Iran**

Dr. Mohammadreza Moghaddasi is the founder of Iran Home of Resiliency and a prominent, pioneering figure in expanding the concept of resiliency within the country. Born in Kermanshah, he completed his high school education at Kazzazi High School and pursued his academic studies at Ferdowsi University of Mashhad and Islamic Azad University, culminating in a Ph.D. in Management. Dr. Moghaddasi currently serves as the senior advisor for the National Mission of Identity-Based Cultural Resiliency at Hakim Sabzevari University and collaborates with universities and higher education institutions nationwide. He has also participated as a speaker and judge in several international festivals and congresses.

As the founder of this media outlet, Dr. Mohammadreza Moghaddasi is recognized as a leading and pioneering figure in the country’s resiliency landscape. Given his years of experience, the launch of Iran’s resiliency address on the World Wide Web, and the translation of over 40 specialized books on the subject, he is known as the "Father of Resiliency."

**The Beginning of the Path**

The idea to establish Iran Home of Resiliency took shape in 2015. In July of that year, the website resiliency.ir was launched as the country’s first official resiliency media outlet. The platform commenced its activities with the goal of creating a specialized hub for training, facilitation, and developing resiliency skills among Iranians, and it rapidly became the primary authority for resiliency on the Persian internet.

**Structure, Mission, and Pillars of Activity**

Iran Home of Resiliency is a collective and scientific base managed through the cooperation of the country’s top council of writers, translators, and experts. This media entity is independent, and all its activities are conducted under scientific supervision. The four main pillars of Iran Home of Resiliency include translation, development and promotion, facilitation, and teaching resiliency. The mission of this institution involves translating concepts from positive psychology and the science of resiliency into practical and culturally adapted Persian language.

**Educational and Publishing Activities**

Dr. Mohammadreza Moghaddasi, alongside the team at Iran Home of Resiliency, has translated and published over 40 specialized books on resiliency. These works cover topics such as individual, social, and organizational resiliency, as well as resiliency in children, women, and cognitive coaching. Iran Home of Resiliency Publishers stands as a pioneer in translating international scientific resources into Persian.

**Media Presence and National Achievements**

Alongside its educational activities, Iran Home of Resiliency remains active in the media sphere. The "Radio Resiliency" program, hosted by Dr. Moghaddasi, ranks among the most successful programs in the field of positive psychology and has received awards and certificates of appreciation from Radio Farhang. Dr. Moghaddasi also served as the head of the Social Resiliency Headquarters in Sarpol-e Zahab following the Kermanshah earthquake and has conducted specialized resiliency workshops for organizations such as the Welfare Organization and the Central Bank.

**The Cultural and Social Mission**

Iran Home of Resiliency is an independent media entity with no organizational affiliations, dedicated to expanding the culture of resiliency within Iranian society. Through the production of scientific content, the translation of specialized books, and the hosting of training courses, this platform plays a significant role in improving the society's mental health. Today, resiliency.ir serves as the voice of Iranian resiliency in the digital realm; it acts as a bridge between global scientific knowledge and Iranian cultural identity to foster wisdom, hope, and collective endurance in the community


https://www.resiliency.ir/wp-content/uploads/2025/11/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

.

نقش خبرنگاران در تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور

نقش و جایگاه رسانه و خبرنگاران در تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور

تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور یکی از رویکردهای نوین در مطالعات میان‌رشته‌ای است که بر توانایی جامعه برای حفظ، بازآفرینی و تقویت هویت فرهنگی در شرایط تغییر، بحران و تحولات اجتماعی تمرکز دارد. در این نگاه، فرهنگ مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، زبان، میراث تاریخی، حافظه جمعی، هنر، آیین‌ها، سرمایه‌های اجتماعی و شیوه‌های زیست جامعه را در بر می‌گیرد. استمرار این مؤلفه‌ها، زمینه پایداری اجتماعی و توسعه پایدار را فراهم می‌سازد. در چنین چارچوبی، رسانه و خبرنگاران از مهم‌ترین کنشگران اجتماعی محسوب می‌شوند، زیرا مسیر انتقال دانش، شکل‌دهی افکار عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی و بازنمایی هویت فرهنگی را هدایت می‌کنند. رسانه با ایجاد فضای گفت‌وگو و گردش اطلاعات، بستر تعامل میان دانشگاه، جامعه، نهادهای فرهنگی و سیاست‌گذاران را فراهم می‌سازد و خبرنگاران نیز با روایت رویدادها، ثبت تجربه‌های اجتماعی و تولید محتوای معتبر، نقش مؤثری در تقویت تاب‌آوری فرهنگی ایفا می‌کنند.

رسانه در جهان امروز یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگ‌ساز به شمار می‌آید. هر جامعه‌ای تصویری از گذشته، حال و آینده خود را از مسیر رسانه‌ها بازشناسی می‌کند. اخبار، گزارش‌ها، مستندها، گفت‌وگوها و تحلیل‌های رسانه‌ای، تصویری از هویت ملی، ارزش‌های فرهنگی و ظرفیت‌های اجتماعی ارائه می‌دهند. هر اندازه این بازنمایی علمی‌تر، دقیق‌تر و مبتنی بر واقعیت باشد، احساس تعلق اجتماعی و اعتماد عمومی نیز افزایش می‌یابد. رسانه از این منظر، بستری برای انتقال تجربه‌های تاریخی، معرفی سرمایه‌های فرهنگی، تبیین ارزش‌های مشترک و تقویت انسجام اجتماعی محسوب می‌شود.

تاب‌آوری فرهنگی زمانی شکل می‌گیرد که جامعه بتواند ضمن سازگاری با شرایط جدید، عناصر بنیادین هویت خود را حفظ کند. رسانه در این فرایند نقش آموزشگر، آگاهی‌بخش، پیونددهنده و تسهیل‌گر گفت‌وگوی اجتماعی را بر عهده دارد. انتشار محتوای علمی درباره تاریخ، میراث فرهنگی، زبان فارسی، ادبیات، آیین‌های بومی، سرمایه‌های اجتماعی و تجربه‌های موفق محلی، ظرفیت جامعه را برای حفظ هویت فرهنگی افزایش می‌دهد. رسانه از این طریق زمینه انتقال سرمایه‌های فرهنگی میان نسل‌ها را فراهم کرده و از گسست هویتی جلوگیری می‌کند.

در عصر ارتباطات، رسانه بخشی از نظام حکمرانی فرهنگی محسوب می‌شود. تصمیم‌گیری‌های عمومی، سیاست‌های فرهنگی و مشارکت اجتماعی بدون حضور رسانه‌های حرفه‌ای کارآمد نخواهد بود. رسانه با فراهم کردن فضای گفت‌وگو، نقد علمی و انعکاس دیدگاه‌های متنوع، امکان شکل‌گیری اجماع اجتماعی را افزایش می‌دهد. این کارکرد، یکی از پایه‌های اصلی تاب‌آوری فرهنگی است، زیرا جامعه‌ای که از گفت‌وگوی سازنده برخوردار باشد، آمادگی بیشتری برای مدیریت اختلاف‌ها، بحران‌ها و تغییرات خواهد داشت.

در این میان، خبرنگاران جایگاهی راهبردی دارند. خبرنگار صرفاً انتقال‌دهنده خبر نیست؛ او تولیدکننده روایت‌های اجتماعی، ثبت‌کننده حافظه تاریخی و پیونددهنده واقعیت‌های جامعه با افکار عمومی است. انتخاب موضوع، شیوه روایت، منابع اطلاعاتی، زبان گزارش و نحوه تحلیل رویدادها، همگی بر برداشت جامعه از واقعیت اثر می‌گذارند. خبرنگاران با انعکاس تجربه‌های مردم، معرفی ظرفیت‌های فرهنگی، تبیین مسائل اجتماعی و انتشار اطلاعات معتبر، در شکل‌گیری اعتماد عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی نقش مهمی دارند.

خبرنگار فردی است که وظیفه جمع‌آوری، بررسی، راستی‌آزمایی و انتشار اخبار و اطلاعات را بر عهده دارد. او با حضور در محل رویدادها، انجام مصاحبه، تحقیق درباره موضوعات مختلف و استفاده از منابع معتبر، اطلاعات دقیق و قابل اعتماد را گردآوری کرده و در قالب گزارش، خبر یا مصاحبه در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد.

خبرنگار باید اصول حرفه‌ای مانند صداقت، دقت، بی‌طرفی، امانت‌داری و رعایت اخلاق رسانه‌ای را در فعالیت‌های خود رعایت کند. نقش خبرنگار در آگاه‌سازی افکار عمومی، افزایش شفافیت، اطلاع‌رسانی به‌موقع و تقویت آگاهی اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

 

سرمایه اجتماعی یکی از ارکان تاب‌آوری فرهنگی محسوب می‌شود. اعتماد، مشارکت، همبستگی، مسئولیت‌پذیری و همکاری اجتماعی، ظرفیت جامعه را برای مواجهه با بحران‌ها افزایش می‌دهد. رسانه‌های حرفه‌ای از مسیر شفافیت، پاسخگویی، دقت و رعایت اخلاق حرفه‌ای، این سرمایه ارزشمند را تقویت می‌کنند. زمانی که شهروندان به رسانه اعتماد داشته باشند، احتمال گسترش شایعات، اضطراب اجتماعی و گسست فرهنگی کاهش می‌یابد. در مقابل، ضعف رسانه‌های حرفه‌ای می‌تواند زمینه‌ساز بی‌اعتمادی، قطبی‌شدن جامعه و تضعیف انسجام فرهنگی شود.

بحران‌های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اهمیت نقش رسانه را دوچندان می‌کند. در چنین شرایطی، رسانه با انتشار اطلاعات دقیق، آموزش عمومی، کاهش ابهام، اصلاح برداشت‌های نادرست و معرفی راهکارهای علمی، به حفظ آرامش جامعه کمک می‌کند. خبرنگاران نیز با رعایت اصول راستی‌آزمایی، دقت در انتشار اخبار و توجه به مسئولیت اجتماعی، امنیت روانی جامعه را تقویت می‌کنند. امنیت روانی، بخشی از امنیت فرهنگی محسوب می‌شود و نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری اجتماعی دارد.

از دیدگاه مطالعات میان‌رشته‌ای، رسانه محل تلاقی علوم ارتباطات، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، علوم سیاسی، تاریخ، انسان‌شناسی، مدیریت بحران و مطالعات فرهنگی است. خبرنگاران نیز در مرکز این تعامل علمی قرار دارند. گزارش‌های خبری، داده‌های ارزشمندی درباره نگرش‌های اجتماعی، تغییرات فرهنگی، رفتارهای جمعی و الگوهای مشارکت اجتماعی تولید می‌کنند. این داده‌ها برای پژوهشگران، دانشگاه‌ها و سیاست‌گذاران اهمیت فراوان دارد و می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری‌های فرهنگی قرار گیرد.

در سال‌های اخیر، گسترش رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه آگاهی عمومی ایجاد کرده است. همزمان، انتشار اطلاعات نادرست، عملیات شناختی و تحریف واقعیت نیز افزایش یافته است. در چنین فضایی، رسانه‌های حرفه‌ای و خبرنگاران مسئولیت سنگین‌تری بر عهده دارند. دقت در اعتبارسنجی منابع، رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای، پرهیز از هیجان‌آفرینی، استفاده از زبان علمی و توجه به منافع عمومی، از مهم‌ترین الزامات روزنامه‌نگاری در عصر دیجیتال است. این رویکرد، به ارتقای سواد رسانه‌ای جامعه و افزایش تاب‌آوری فرهنگی کمک می‌کند.

یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه در تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور، ایجاد پیوند میان دانشگاه و جامعه است. بسیاری از پژوهش‌های دانشگاهی زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شوند که رسانه بتواند یافته‌های علمی را با زبانی روشن، دقیق و قابل فهم در اختیار شهروندان قرار دهد. خبرنگاران حوزه علم و فرهنگ در این زمینه نقش کلیدی دارند. معرفی پژوهش‌ها، گفت‌وگو با استادان، انتشار گزارش‌های علمی و بازتاب تجربه‌های موفق پژوهشی، موجب گسترش فرهنگ علم، افزایش آگاهی عمومی و تقویت مشارکت اجتماعی می‌شود.

در همین چارچوب، مأموریت ملی و دانشگاهی «تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور» که از مهر ۱۴۰۳ در چارچوب سیاست مأموریت‌گرایی وزارت علوم به دانشگاه حکیم سبزواری واگذار شده است، بر بازشناسی سازوکارهای فرهنگی برآمده از هویت ملی، توسعه مطالعات میان‌رشته‌ای، ارتقای تاب‌آوری فردی و اجتماعی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی برای توسعه پایدار تمرکز دارد. این مأموریت تلاش می‌کند پیوند میان دانش دانشگاهی، فرهنگ، تاریخ اجتماعی، میراث فرهنگی و نیازهای واقعی جامعه را تقویت کند.

همکاری «خانه تاب‌آوری» با این مأموریت ملی نیز ظرفیت ارزشمندی برای گسترش آموزش عمومی، انتشار دانش بومی، تولید محتوای علمی و گفتمان‌سازی در حوزه تاب‌آوری فراهم کرده است. در این الگو، دانشگاه حکیم سبزواری مسئول توسعه پژوهش و تربیت متخصص، دبیرخانه مأموریت ملی مسئول راهبری علمی و سیاست‌گذاری و خانه تاب‌آوری مسئول انتشار دانش، آموزش عمومی و ارتباط با جامعه معرفی شده‌اند. این هم‌افزایی، نمونه‌ای از تعامل میان دانشگاه، رسانه و جامعه مدنی در مسیر تقویت تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور است.

رسانه در این مأموریت، بستر گسترش گفتمان علمی و فرهنگی را فراهم می‌کند و خبرنگاران با تولید گزارش‌های تحلیلی، معرفی دستاوردهای پژوهشی، پوشش نشست‌های علمی، انعکاس تجربه‌های محلی و گفت‌وگو با صاحب‌نظران، زمینه انتقال دانش از دانشگاه به جامعه را ایجاد می‌کنند. این فرایند موجب افزایش سواد فرهنگی، ارتقای آگاهی عمومی و تقویت مشارکت شهروندان در برنامه‌های فرهنگی خواهد شد.

هویت فرهنگی بر پایه روایت‌های مشترک شکل می‌گیرد و رسانه مهم‌ترین ابزار تولید و انتشار این روایت‌ها است. معرفی مفاخر علمی، هنری و فرهنگی، بازتاب آیین‌های بومی، توجه به زبان فارسی، مستندسازی میراث ناملموس، معرفی تجربه‌های موفق اجتماعی و انعکاس فعالیت‌های داوطلبانه، احساس تعلق فرهنگی را افزایش می‌دهد. خبرنگاران در این مسیر با روایت مسئولانه واقعیت‌های اجتماعی، نقش مهمی در بازسازی امید اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی و تقویت سرمایه فرهنگی دارند.

در جمع‌بندی می‌توان گفت رسانه و خبرنگاران از ارکان اساسی تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور به شمار می‌آیند. رسانه با گسترش آگاهی عمومی، تقویت گفت‌وگوی اجتماعی، انتقال دانش، حفظ حافظه فرهنگی و ایجاد پیوند میان دانشگاه و جامعه، زمینه ارتقای تاب‌آوری فرهنگی را فراهم می‌کند. خبرنگاران نیز با پایبندی به اصول حرفه‌ای، روایت دقیق واقعیت‌های اجتماعی، معرفی ظرفیت‌های فرهنگی و تقویت اعتماد عمومی، به افزایش انسجام اجتماعی و پایداری فرهنگی کمک می‌کنند. در این افق، مأموریت ملی تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور در دانشگاه حکیم سبزواری با همکاری خانه تاب‌آوری، الگویی علمی برای هم‌افزایی میان دانشگاه، رسانه، نهادهای فرهنگی و جامعه ارائه کرده است؛ الگویی که می‌تواند در مسیر تقویت هویت فرهنگی، توسعه پایدار و افزایش تاب‌آوری جامعه ایرانی نقش مؤثری ایفا کند.

تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور؛ نقش رسانه و خبرنگاران در تقویت هویت فرهنگی و سرمایه اجتماعی
تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور؛ نقش رسانه و خبرنگاران در تقویت هویت فرهنگی و سرمایه اجتماعی

تقویت تاب‌آوری اجتماعی از مسیر اقتصاد

تقویت تاب‌آوری اجتماعی از مسیر اقتصاد


تأثیر اقتصاد بر تاب‌آوری اجتماعی؛

مسیرها، عوامل و راهکارهای تقویت جامعه

اقتصاد از مسیر اشتغال، درآمد، تورم، مسکن، سلامت، آموزش، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی بر تاب‌آوری اجتماعی اثر می‌گذارد.

تاب‌آوری اجتماعی یکی از مفاهیم مهم در مطالعات توسعه، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت بحران و سیاست‌گذاری عمومی است. این مفهوم به ظرفیت افراد، خانواده‌ها، گروه‌ها، سازمان‌ها و جوامع برای پیش‌بینی خطر، تحمل فشار، سازگاری با تغییر، بازیابی کارکردهای حیاتی و ساختن شرایطی بهتر پس از بحران گفته می‌شود. جامعه تاب‌آور در برابر شوک‌های اقتصادی، بلایای طبیعی، همه‌گیری بیماری‌ها، خشکسالی، بیکاری، مهاجرت، تغییرات اقلیمی و تنش‌های فرهنگی توان بیشتری برای حفظ انسجام و ادامه زندگی دارد.

اقتصاد یکی از مهم‌ترین نیروهای شکل‌دهنده تاب‌آوری اجتماعی است.
سطح درآمد، امنیت شغلی، تورم، توزیع ثروت، دسترسی به مسکن، کیفیت خدمات عمومی، ثبات بازار و وضعیت کسب‌وکارها بر احساس امنیت و توان سازگاری مردم اثر می‌گذارند. با این حال، تاب‌آوری اجتماعی را نمی‌توان نتیجه وضعیت اقتصادی جامعه دانست. فرهنگ، اعتماد، سرمایه اجتماعی، خانواده، آموزش، سلامت، حکمرانی، محیط زیست، رسانه، مشارکت مدنی، هویت جمعی و کیفیت زیرساخت‌ها نیز در تولید یا تضعیف آن نقش دارند.

رابطه اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی رابطه‌ای دوطرفه است. اقتصاد قوی می‌تواند منابع لازم برای مواجهه با بحران را فراهم کند و جامعه تاب‌آور نیز می‌تواند خسارت‌های اقتصادی بحران‌ها را کاهش دهد. هنگامی که مردم به یکدیگر اعتماد دارند، شبکه‌های همکاری فعال هستند و نهادهای عمومی از اعتبار برخوردارند، بازسازی اقتصادی با سرعت و کیفیت بیشتری انجام می‌شود. در مقابل، فقر گسترده، نابرابری شدید و بی‌ثباتی طولانی می‌تواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و جامعه را در برابر بحران‌های بعدی آسیب‌پذیرتر کند.


تاب‌آوری اجتماعی چیست؟

تاب‌آوری یا resiliency در سطح اجتماعی به ظرفیت یک جامعه برای حفظ کارکردهای ضروری، یادگیری از تجربه، سازگاری با شرایط تازه و بازسازی روابط و نهادها پس از یک اختلال گفته می‌شود. این ظرفیت با بازگشت ساده به وضعیت پیشین تفاوت دارد. گاهی شرایط گذشته خود حامل فقر، تبعیض، ناکارآمدی یا آسیب‌پذیری بوده است. در چنین وضعیتی، بازگشت به گذشته هدف مناسبی نیست. جامعه تاب‌آور می‌کوشد از بحران برای اصلاح ساختارها، افزایش عدالت و کاهش خطرهای آینده استفاده کند.
تاب‌آوری اجتماعی دارای چند بعد مرتبط است. بعد مقاومتی به توان تحمل فشار مربوط می‌شود. بعد انطباقی، ظرفیت تغییر رفتار و شیوه استفاده از منابع را در بر می‌گیرد. بعد تحولی نیز به توان جامعه برای اصلاح ساختارهایی مربوط است که آسیب‌پذیری را بازتولید می‌کنند. برای نمونه، یک خانواده ممکن است با کاهش هزینه‌های خود دوره بیکاری را تحمل کند. این رفتار نوعی مقاومت است. اگر اعضای خانواده مهارت تازه‌ای بیاموزند و وارد شغل دیگری شوند، سازگاری رخ داده است. اگر جامعه نظام آموزش مهارتی و حمایت از اشتغال را اصلاح کند، با سطح تحولی تاب‌آوری روبه‌رو هستیم.

آیا تاب‌آوری اجتماعی در مجموع تحت تأثیر اقتصاد است؟

پاسخ مثبت است، اما اقتصاد همه ماجرا نیست. اقتصاد کیفیت زندگی و میزان دسترسی مردم به منابع را تعیین می‌کند و از این راه بر تاب‌آوری اثر می‌گذارد. فردی که درآمد پایدار، مسکن ایمن، بیمه درمانی و پس‌انداز دارد، در برابر بیماری، بیکاری یا حادثه ظرفیت بیشتری نشان می‌دهد. خانواده‌ای که بخش بزرگی از درآمد خود را برای خوراک و اجاره هزینه می‌کند، در برابر افزایش قیمت‌ها قدرت مانور کمتری دارد.

در سطح جامعه نیز دولت‌ها و نهادهای محلی برای ایجاد زیرساخت، توسعه خدمات درمانی، حمایت از اقشار در معرض خطر، بازسازی مناطق حادثه‌دیده و حفاظت از محیط زیست به منابع اقتصادی نیاز دارند. هرچه نظام مالی و اداری توانمندتر باشد، پاسخ به بحران منظم‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

به بیان دکتر محمدرضا مقدسی موسس خانه تاب آوری و مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور منابع مالی زمانی به تاب‌آوری تبدیل می‌شوند که نهادهای کارآمد، اعتماد عمومی، دانش تخصصی، مشارکت اجتماعی و نظام توزیع عادلانه وجود داشته باشد.جامعه تاب‌آور جامعه‌ای ثروتمند به معنای مالی نیست؛ جامعه‌ای است که منابع خود را منصفانه مدیریت می‌کند، از گروه‌های در معرض خطر حمایت می‌کند، از تجربه‌ها می‌آموزد و برای آینده برنامه دارد.

جامعه‌ای ممکن است از منابع اقتصادی فراوان برخوردار باشد، اما نابرابری، فساد، بی‌اعتمادی یا ضعف مدیریت، توان آن را برای مواجهه با بحران کاهش دهد. در برابر، برخی جوامع با منابع محدود از راه همبستگی، همکاری محلی، دانش بومی و مدیریت مناسب توان سازگاری چشمگیری ایجاد می‌کنند.

پس اقتصاد شرط بسیار مهم تاب‌آوری اجتماعی است، ولی برای توضیح کامل آن باید مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نهادی، روان‌شناختی، محیط‌زیستی و فناورانه را در نظر گرفت.

درآمد و قدرت خرید؛ نخستین مسیر اثرگذاری اقتصاد

درآمد، امکان تأمین نیازهای روزمره و برنامه‌ریزی برای آینده را فراهم می‌کند. خانواده‌ای که درآمد کافی دارد، می‌تواند خوراک مناسب، آموزش، درمان، مسکن ایمن و ابزارهای ارتباطی تهیه کند. این منابع در هنگام بحران به سپر محافظ تبدیل می‌شوند.

کاهش قدرت خرید اثر معکوس دارد. تورم مداوم، افزایش هزینه مسکن و رشد قیمت خوراک خانواده‌ها را وادار می‌کند بسیاری از هزینه‌های ضروری را کاهش دهند. ممکن است معاینه پزشکی به تعویق بیفتد، آموزش فرزندان محدود شود یا کیفیت تغذیه کاهش یابد. چنین تصمیم‌هایی در کوتاه‌مدت به مدیریت بودجه کمک می‌کنند، اما در بلندمدت سلامت و سرمایه انسانی را تضعیف می‌کنند.

کمبود درآمد فشار روانی نیز ایجاد می‌کند. نگرانی دائمی درباره اجاره، بدهی و هزینه درمان می‌تواند توان تصمیم‌گیری را کاهش دهد. ذهنی که پیوسته درگیر نیازهای فوری است، فرصت کمتری برای برنامه‌ریزی بلندمدت، یادگیری مهارت و مشارکت اجتماعی پیدا می‌کند. از این رو، فقر پدیده‌ای مالی و هم‌زمان تجربه‌ای روانی و اجتماعی است.

اشتغال و امنیت شغلی

اشتغال یکی از اصلی‌ترین پل‌های ارتباطی اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی است. شغل افزون بر درآمد، به فرد هویت اجتماعی، ارتباطات انسانی، احساس مفید بودن و نظم روزانه می‌دهد. از دست دادن شغل می‌تواند چند بخش زندگی فرد را هم‌زمان تحت فشار قرار دهد.

امنیت شغلی اهمیت ویژه‌ای دارد. فردی که قرارداد ناپایدار دارد یا همواره نگران حذف موقعیت کاری خود است، ممکن است اضطراب مزمن را تجربه کند. این اضطراب بر سلامت جسمی، روابط خانوادگی و اعتماد به آینده اثر می‌گذارد. وقتی ناامنی شغلی در سطح گسترده رخ دهد، ازدواج، فرزندآوری، خرید مسکن و سرمایه‌گذاری خانوار نیز کاهش می‌یابد.

تنوع فرصت‌های شغلی، آموزش مهارت، بیمه بیکاری و امکان تغییر مسیر حرفه‌ای می‌توانند تاب‌آوری نیروی کار را افزایش دهند. اقتصادی که به یک صنعت یا منبع درآمد وابسته است، در برابر شوک آسیب بیشتری می‌بیند. تنوع اقتصادی، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و مشاغل محلی می‌توانند ریسک را توزیع کنند.

در این میان، تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک اهمیت زیادی دارد. این کسب‌وکارها بخش بزرگی از اشتغال محلی، گردش مالی محله و روابط میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را شکل می‌دهند. تعطیلی گسترده آن‌ها می‌تواند فقر، مهاجرت و رکود محلی را افزایش دهد. دسترسی به اعتبار، آموزش مدیریت بحران، بازارهای دیجیتال، بیمه و شبکه‌های همکاری برای تقویت تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک ضروری است.

تورم و بی‌ثباتی اقتصادی

تورم شدید امکان برنامه‌ریزی را محدود می‌کند. هنگامی که قیمت‌ها به‌سرعت تغییر می‌کنند، خانواده‌ها، کارآفرینان و مدیران محلی نمی‌توانند آینده را با دقت مناسبی پیش‌بینی کنند. پس‌انداز ارزش خود را از دست می‌دهد و قراردادهای اقتصادی با ابهام روبه‌رو می‌شوند.

بی‌ثباتی اقتصادی اعتماد را نیز کاهش می‌دهد. مردم ممکن است احساس کنند تلاش و پس‌انداز آن‌ها نتیجه قابل پیش‌بینی ندارد. تداوم این وضعیت می‌تواند افق زمانی افراد را کوتاه کند. در چنین شرایطی، توجه مردم بیشتر به نیازهای فوری معطوف می‌شود و سرمایه‌گذاری در آموزش، سلامت، فناوری یا حفاظت محیط زیست کاهش می‌یابد.

بی‌ثباتی طولانی ممکن است رفتارهای دفاعی ایجاد کند. تبدیل دارایی، خروج سرمایه، کاهش سرمایه‌گذاری تولیدی و گسترش فعالیت‌های غیررسمی از پیامدهای احتمالی آن هستند. این فرایندها منابع لازم برای ایجاد اشتغال و خدمات عمومی را کاهش می‌دهند و تاب‌آوری اجتماعی را در چرخه‌ای فرسایشی قرار می‌دهند.

نابرابری اقتصادی و احساس عدالت

میزان ثروت جامعه مهم است، اما شیوه توزیع آن نیز اهمیت دارد. نابرابری شدید می‌تواند فاصله میان گروه‌های اجتماعی را افزایش دهد و احساس تعلق به سرنوشت مشترک را کاهش دهد. هنگامی که گروهی از مردم احساس کنند فرصت‌ها عادلانه توزیع نمی‌شوند، اعتماد به نهادها و انگیزه مشارکت آنان آسیب می‌بیند.

تجربه نابرابری با مفهوم محرومیت نسبی ارتباط دارد. ممکن است درآمد فرد نسبت به گذشته افزایش یافته باشد، اما اگر فاصله او با گروه‌های برخوردار بسیار بیشتر شود، احساس محرومیت همچنان رشد کند. این احساس می‌تواند رضایت اجتماعی، همکاری و امید را کاهش دهد.

در زمان بحران، نابرابری آثار آشکارتری پیدا می‌کند. گروه‌های پردرآمد امکان جابه‌جایی، دورکاری، خرید بیمه و دسترسی به خدمات خصوصی را دارند. گروه‌های کم‌درآمد ممکن است در مناطق پرخطر زندگی کنند، در مشاغل پرریسک فعال باشند و پس‌انداز کافی نداشته باشند. بنابراین، سیاست‌های کاهش نابرابری و حمایت هدفمند از گروه‌های در معرض خطر، بخشی از سیاست تاب‌آوری اجتماعی محسوب می‌شوند.

مسکن و امنیت سکونت

مسکن محل زندگی و یکی از پایه‌های امنیت خانوادگی است. افزایش اجاره، کیفیت پایین ساختمان، تراکم زیاد و سکونت در مناطق پرخطر می‌تواند آسیب‌پذیری مردم را افزایش دهد. خانواده‌ای که هر سال با خطر جابه‌جایی روبه‌رو است، فرصت کمتری برای ایجاد روابط پایدار محله‌ای پیدا می‌کند.

محله‌های پایدار شبکه‌های اعتماد و حمایت ایجاد می‌کنند. همسایگان در زمان بیماری، زلزله، سیل یا بحران اقتصادی می‌توانند به یکدیگر یاری برسانند. جابه‌جایی‌های اجباری و پی‌درپی این شبکه‌ها را تضعیف می‌کند. از همین رو، سیاست مسکن باید در کنار ساخت‌وساز، امنیت سکونت، کیفیت محله، دسترسی به حمل‌ونقل و فاصله تا مراکز آموزشی و درمانی را نیز در نظر بگیرد.
ایمنی ساختمان‌ها بخش دیگری از این موضوع است. مقررات ساختمانی، نظارت فنی، مقاوم‌سازی و بیمه می‌توانند خسارت‌های انسانی و مالی بلایای طبیعی را کاهش دهند. هزینه پیشگیری معمولاً از هزینه بازسازی کمتر است.

 
اقتصاد، سلامت و دسترسی به درمان

سلامت از مهم‌ترین منابع تاب‌آوری است. فرد سالم توان بیشتری برای کار، یادگیری، مراقبت از اعضای خانواده و مشارکت اجتماعی دارد. در مقابل، بیماری مزمن می‌تواند هزینه خانوار را افزایش دهد و درآمد آن را کاهش دهد.

اگر هزینه درمان بالا باشد، برخی خانواده‌ها مراجعه به پزشک را به تأخیر می‌اندازند یا دوره درمان را کامل نمی‌کنند. این وضعیت ممکن است بیماری‌های قابل کنترل را به مشکلات جدی تبدیل کند. پوشش بیمه‌ای مناسب، مراقبت‌های اولیه، سلامت روان و دسترسی جغرافیایی به خدمات درمانی برای تقویت تاب‌آوری ضروری هستند.

سلامت روان نیز با اقتصاد ارتباط دارد. بیکاری، بدهی، ناامنی غذایی و نگرانی درباره آینده می‌توانند اضطراب و افسردگی را افزایش دهند. حمایت اجتماعی، مشاوره در دسترس، امنیت شغلی و کاهش فشار هزینه‌های ضروری، همگی بر سلامت روان اثر دارند.

آموزش و سرمایه انسانی

آموزش توان افراد برای فهم خطر، حل مسئله، یافتن شغل و سازگاری با فناوری‌های تازه را افزایش می‌دهد. جامعه‌ای که از نظام آموزشی فراگیر و باکیفیت برخوردار است، در برابر تغییرات اقتصادی و محیط‌زیستی آمادگی بیشتری دارد.

فقر می‌تواند کودکان را از فرصت‌های آموزشی دور کند. هزینه رفت‌وآمد، ابزارهای دیجیتال، کلاس‌های تقویتی و فشار برای ورود زودهنگام به بازار کار، نابرابری آموزشی را افزایش می‌دهد. این نابرابری در آینده به تفاوت درآمد و فرصت تبدیل می‌شود و آسیب‌پذیری را میان نسل‌ها منتقل می‌کند.

آموزش تاب‌آوری باید مهارت‌هایی مانند تفکر انتقادی، سواد مالی، کار گروهی، مدیریت هیجان، حل تعارض، آمادگی در برابر بحران و سواد رسانه‌ای را در بر گیرد. دانشگاه‌ها، مدارس، خانواده‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها در این فرایند نقش دارند.

 
امنیت غذایی و اقتصاد خانوار

امنیت غذایی زمانی شکل می‌گیرد که افراد به غذای کافی، سالم و پایدار دسترسی داشته باشند. افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش درآمد یا اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند کیفیت تغذیه را کاهش دهد.

ناامنی غذایی بر رشد کودکان، توان یادگیری، سلامت مادران و بهره‌وری نیروی کار اثر منفی دارد. خانواده‌های کم‌درآمد معمولاً برای کنترل هزینه، مواد غذایی ارزان‌تر و کم‌کیفیت‌تر انتخاب می‌کنند. پیامدهای این انتخاب ممکن است در سال‌های بعد به شکل بیماری و هزینه درمان ظاهر شود.

حمایت تغذیه‌ای، کشاورزی پایدار، کاهش هدررفت، ذخایر راهبردی و تقویت زنجیره‌های تأمین محلی می‌توانند امنیت غذایی و تاب‌آوری اجتماعی را افزایش دهند. سیاست‌های آب، خاک و کشاورزی نیز باید با سیاست اجتماعی هماهنگ باشند.

منابع مالی دولت و خدمات عمومی

دولت و مدیریت محلی برای ساخت بیمارستان، مدرسه، راه، شبکه آب، سامانه هشدار و مراکز امدادی به منابع مالی نیاز دارند. رکود اقتصادی و کاهش درآمد عمومی می‌تواند کیفیت این خدمات را کاهش دهد.

نوع هزینه‌کرد عمومی نیز مهم است. سرمایه‌گذاری پیشگیرانه در مقاوم‌سازی، آموزش، سلامت اولیه و حفاظت از منابع طبیعی می‌تواند خسارت‌های آینده را کم کند. مدیریت واکنشی معمولاً پس از وقوع بحران هزینه‌های بیشتری بر جامعه تحمیل می‌کند. شفافیت بودجه و پاسخ‌گویی نهادها اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد. مردم زمانی همکاری بیشتری نشان می‌دهند که بدانند منابع چگونه توزیع می‌شوند و اولویت‌ها بر چه اساسی انتخاب شده‌اند.

 
سرمایه اجتماعی؛ پلی میان اقتصاد و جامعه

سرمایه اجتماعی شامل اعتماد، شبکه‌های ارتباطی، هنجارهای همکاری و مشارکت است. این سرمایه می‌تواند بخشی از محدودیت‌های اقتصادی را جبران کند، هرچند جایگزین درآمد و خدمات عمومی نیست.

در محله‌ای که روابط انسانی قوی است، اطلاعات، ابزار و حمایت عاطفی سریع‌تر میان مردم توزیع می‌شود. خانواده‌ها ممکن است از کودکان یکدیگر مراقبت کنند، برای سالمندان خرید انجام دهند یا در زمان حادثه منابع خود را به اشتراک بگذارند.

فشار اقتصادی طولانی می‌تواند سرمایه اجتماعی را فرسوده کند. رقابت شدید بر سر منابع محدود، بدهی، مهاجرت اجباری و ناتوانی در انجام تعهدات متقابل ممکن است اعتماد را کاهش دهند. در عین حال، برنامه‌های مشارکتی، تعاونی‌ها، انجمن‌های محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند روابط همکاری را تقویت کنند.
تاب‌آوری اجتماعی به کیفیت حکمرانی وابستگی زیادی دارد. حکمرانی کارآمد شامل قانون‌گرایی، شفافیت، پاسخ‌گویی، هماهنگی نهادی و مشارکت مردم است. در زمان بحران، تصمیمات باید سریع، قابل فهم و متناسب با نیازهای واقعی باشند.

اعتماد عمومی هزینه اجرای سیاست را کاهش می‌دهد. هنگامی که مردم اطلاعات رسمی را معتبر بدانند، احتمال همکاری آنان با برنامه‌های امدادی، بهداشتی و اقتصادی افزایش می‌یابد. پیام‌های متناقض، پنهان‌کاری و تبعیض در توزیع کمک‌ها می‌تواند اعتماد را کاهش دهد.

مشارکت مردم در تصمیم‌گیری نیز اهمیت دارد. ساکنان یک منطقه اطلاعات ارزشمندی درباره نیازها، ظرفیت‌ها و خطرهای محلی دارند. سیاستی که با گفت‌وگو و مشارکت طراحی شود، از پذیرش اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود.

خانواده و روابط بین‌نسلی

خانواده نخستین شبکه حمایت اجتماعی است. اعضای خانواده در زمان بیماری، بیکاری، سالمندی و بحران‌های عاطفی از یکدیگر حمایت می‌کنند. ثبات اقتصادی می‌تواند کیفیت این حمایت را افزایش دهد، در حالی که فشار مالی مداوم احتمال تعارض، فرسودگی و گسست روابط را بالا می‌برد.

روابط بین‌نسلی نیز منابع مهمی فراهم می‌کنند. سالمندان تجربه و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند و نسل جوان مهارت‌های فناورانه و توان جسمی بیشتری دارد. ترکیب این ظرفیت‌ها می‌تواند قدرت سازگاری خانواده را افزایش دهد.

سیاست‌های مرخصی والدین، مراقبت از سالمندان، حمایت از افراد دارای معلولیت، خدمات کودک و تعادل میان کار و زندگی، تاب‌آوری خانواده را تقویت می‌کنند. خانواده مسئولیت مهمی دارد، اما نهادهای عمومی و اجتماعی نیز باید سهم خود را ایفا کنند.
در این میان اما فرهنگ تعیین می‌کند مردم بحران را چگونه تفسیر کنند و چه نوع پاسخی را مناسب بدانند. روایت‌های جمعی، آیین‌ها، زبان، هنر و حافظه تاریخی می‌توانند احساس پیوستگی ایجاد کنند.

هویت مشترک در زمان بحران مردم را به همکاری تشویق می‌کند. با این حال، اگر هویت جمعی به عدم توافق یا حتی ستیزه با گروه‌های دیگر منجر شود، تاب‌آوری عمومی کاهش می‌یابد. تاب‌آوری پایدار به هویتی فراگیر نیاز دارد که تنوع قومی، زبانی، جنسیتی، نسلی و توانایی‌های متفاوت را به رسمیت بشناسد.
هنر، ادبیات و فعالیت‌های فرهنگی در بازسازی روانی جامعه نقش دارند. آن‌ها به مردم کمک می‌کنند تجربه‌های دشوار را روایت کنند، برای رنج معنا بسازند و امید اجتماعی را بازآفرینی کنند.
گفتنی است اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی از محیط زیست جدا نیستند. خشکسالی، فرسایش خاک، کاهش منابع آب، آلودگی و تغییرات اقلیمی بر کشاورزی، سلامت، مهاجرت و اشتغال اثر می‌گذارند.
جوامعی که معیشت آن‌ها به منابع طبیعی وابسته است، در برابر تغییرات اقلیمی آسیب بیشتری دارند.
کاهش بارندگی ممکن است درآمد کشاورزان را کم کند، قیمت مواد غذایی را افزایش دهد و مهاجرت به شهرها را سرعت بخشد. این مهاجرت می‌تواند بر بازار مسکن، خدمات شهری و روابط اجتماعی فشار وارد کند.
مدیریت پایدار آب، تنوع‌بخشی به معیشت، کشاورزی سازگار با اقلیم، بیمه محصولات و مشارکت جوامع محلی از راهکارهای مهم هستند. تصمیم‌های زیست‌محیطی باید اثرات اجتماعی و اقتصادی بلندمدت را در نظر بگیرند.

 
رسانه، اطلاعات و فناوری

رسانه‌های جمعی همواره نقشی محوری در هدایت افکار عمومی و مدیریت بحران‌ها ایفا کرده‌اند. در این میان، رادیو به عنوان یکی از اصیل‌ترین ابزارهای ارتباطی، جایگاه ویژه‌ای در تقویت «تاب‌آوری اجتماعی» دارد. این رسانه به دلیل عدم نیاز به زیرساخت‌های پیچیده اینترنتی، ارزان بودن گیرنده‌ها و امکان فعالیت با باتری در زمان قطعی برق، نخستین پناهگاه اطلاعاتی مردم در شرایط اضطراری نظیر سیل، زلزله و طوفان به شمار می‌رود.
در مواقع بحران که شبکه‌های دیجیتال و ارتباطات نوین به سرعت دچار اختلال و قطعی می‌شوند، رادیو با پوشش وسیع جغرافیایی خود به عنوان «رسانه تاب‌آوری» عمل می‌کند. این ابزار شنیداری به سرعت پیام‌های حیاتی، راه‌های امدادرسانی و دستورالعمل‌های ایمنی را به دورافتاده‌ترین مناطق رسانده و با تکیه بر لحن آرامش‌بخش گویندگان و ارائه اخبار موثق، مانع از شکل‌گیری شایعات و رفتارهای ناشی از وحشت جمعی می‌شود. بدین ترتیب، رادیو پیوند میان جوامع محلی و ستادهای مدیریت بحران را حفظ کرده و پایداری جامعه را در سخت‌ترین شرایط رقم می‌زند.

سازمان‌های مردم‌نهاد و شبکه‌های محلی

سازمان‌های مردم‌نهاد میان مردم و ساختارهای رسمی پیوند ایجاد می‌کنند. این نهادها اغلب نیازهای محلی را بهتر می‌شناسند و می‌توانند خدمات را با سرعت بیشتری به گروه‌های در معرض خطر برسانند.
نقش آن‌ها در آموزش، سلامت، محیط زیست، حمایت از کودکان، توانمندسازی زنان، حمایت از افراد دارای معلولیت و توسعه محلی مهم است. پایداری مالی، استقلال حرفه‌ای، شفافیت و ارتباط مؤثر با جامعه از عوامل موفقیت این سازمان‌ها هستند.
شبکه‌های داوطلبی نیز ذخیره‌ای ارزشمند برای روزهای بحران به شمار می‌آیند. آموزش داوطلبان، تقسیم مسئولیت و هماهنگی با نهادهای تخصصی می‌تواند اثربخشی این شبکه‌ها را افزایش دهد.

چه عواملی غیر از اقتصاد بر تاب‌آوری اجتماعی اثر دارند؟

عوامل غیراقتصادی در تعامل با اقتصاد عمل می‌کنند. کیفیت روابط خانوادگی، اعتماد میان مردم، سلامت روان، فرهنگ همکاری، آموزش، هویت جمعی، مدیریت محلی، دسترسی به اطلاعات، وضعیت محیط زیست و میزان مشارکت مدنی از مهم‌ترین عوامل هستند.
برای نمونه، دو محله با سطح درآمد مشابه ممکن است در برابر یک سیل واکنش‌های متفاوتی نشان دهند. محله‌ای که شبکه داوطلبی، مسیر تخلیه، اعتماد عمومی و مدیریت محلی فعال دارد، خسارت کمتری متحمل می‌شود. در محله دیگر، نبود هماهنگی و اطلاعات معتبر می‌تواند بحران را تشدید کند.
این مثال نشان می‌دهد که پول به‌خودی‌خود تاب‌آوری تولید نمی‌کند. منابع اقتصادی باید از مسیر نهادهای کارآمد، دانش، مشارکت، عدالت و برنامه‌ریزی به ظرفیت اجتماعی تبدیل شوند.

 
چرخه متقابل اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی

اقتصاد بر تاب‌آوری اجتماعی اثر می‌گذارد و تاب‌آوری اجتماعی نیز عملکرد اقتصاد را تغییر می‌دهد. جامعه‌ای با نیروی انسانی سالم، اعتماد بالا، نهادهای پاسخ‌گو و شبکه‌های همکاری، بحران را با هزینه کمتری پشت سر می‌گذارد.

کسب‌وکارهای چنین جامعه‌ای سریع‌تر فعالیت خود را از سر می‌گیرند، نیروی کار انعطاف بیشتری دارد و اطلاعات با سرعت بیشتری منتقل می‌شود. در مقابل، جامعه‌ای که با بی‌اعتمادی، نابرابری و ضعف خدمات روبه‌رو است، ممکن است پس از هر بحران وارد دوره‌ای طولانی از رکود و فرسایش شود.

این رابطه می‌تواند چرخه‌ای مثبت یا منفی بسازد. در چرخه مثبت، سرمایه‌گذاری در سلامت، آموزش و عدالت به افزایش اعتماد و بهره‌وری منجر می‌شود. رشد بهره‌وری منابع بیشتری برای خدمات عمومی ایجاد می‌کند و تاب‌آوری را بالا می‌برد. در چرخه منفی، فقر و ضعف خدمات سرمایه انسانی را کاهش می‌دهد، رشد اقتصادی کم می‌شود و منابع حمایت اجتماعی محدودتر می‌گردد.

راهکارهای تقویت تاب‌آوری اجتماعی از مسیر اقتصاد

سیاست اقتصادی تاب‌آور باید بر امنیت معیشت، اشتغال پایدار، کنترل تورم، کاهش نابرابری و حمایت از گروه‌های در معرض خطر تمرکز کند. حمایت اجتماعی نیز باید به شکلی طراحی شود که کرامت افراد، امکان توانمندسازی و دسترسی واقعی به فرصت‌ها حفظ گردد.

تنوع‌بخشی به اقتصاد محلی، تقویت تعاونی‌ها و پشتیبانی از کسب‌وکارهای کوچک می‌تواند وابستگی به یک منبع درآمد را کاهش دهد. آموزش مهارت‌های تازه و امکان یادگیری در طول زندگی، نیروی کار را برای تغییرات فناوری و اقلیمی آماده می‌کند.

سرمایه‌گذاری در سلامت، آموزش، مسکن ایمن، حمل‌ونقل عمومی، زیرساخت دیجیتال و حفاظت از محیط زیست نیز ضروری است. این هزینه‌ها مصرف کوتاه‌مدت محسوب نمی‌شوند؛ آن‌ها سرمایه‌گذاری برای کاهش خسارت‌های آینده هستند.

سیاست‌گذاری باید بر داده‌های محلی تکیه کند. میانگین‌های ملی گاهی تفاوت‌های محله‌ای، جنسیتی، نسلی و منطقه‌ای را پنهان می‌کنند. شناخت گروه‌های آسیب‌پذیر و مشارکت دادن آن‌ها در تصمیم‌گیری، دقت سیاست‌ها را افزایش می‌دهد.
بنظر میرسد آموزش تاب‌آوری زمانی اثربخش است که از توصیه‌های فردی فراتر رود و شرایط ساختاری زندگی مردم را نیز بررسی کند. دعوت فرد به امیدواری در شرایطی که با بیکاری، فقر یا مسکن ناایمن روبه‌رو است، پاسخ کاملی نیست. توان روانی افراد باید در کنار اصلاح محیط اقتصادی و اجتماعی تقویت شود.
اقتصاد یکی از نیرومندترین عوامل مؤثر بر تاب‌آوری اجتماعی است. درآمد، اشتغال، تورم، نابرابری، مسکن، امنیت غذایی، سلامت، آموزش و کیفیت خدمات عمومی مسیرهای اصلی این اثرگذاری هستند. اقتصاد باثبات می‌تواند امکان پس‌انداز، برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و دسترسی به خدمات را افزایش دهد. بی‌ثباتی، فقر و نابرابری نیز توان خانواده‌ها و جوامع را برای مقابله با بحران کاهش می‌دهند.

با این حال، تاب‌آوری اجتماعی محصول اقتصاد نیست.
اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، خانواده، فرهنگ، هویت، حکمرانی، آموزش، سلامت روان، محیط زیست، رسانه، فناوری و مشارکت مدنی نیز در شکل‌گیری آن نقش دارند. منابع مالی زمانی به ظرفیت اجتماعی تبدیل می‌شوند که نهادهای کارآمد، توزیع عادلانه، دانش تخصصی و مشارکت مردم وجود داشته باشد.

جامعه تاب‌آور جامعه‌ای ثروتمند به معنای مالی نیست؛ جامعه‌ای است که منابع خود را منصفانه مدیریت می‌کند، از گروه‌های در معرض خطر حمایت می‌کند، از تجربه‌ها می‌آموزد و برای آینده برنامه دارد. تقویت تاب‌آوری اجتماعی به سیاست اقتصادی هوشمند، حکمرانی پاسخ‌گو، سرمایه‌گذاری در انسان، حفاظت از محیط زیست و گسترش شبکه‌های اعتماد نیاز دارد.
خاتمه کلام و جمع بندی نهایی توسعه اقتصادی و تاب‌آوری اجتماعی باید هم‌زمان دنبال شوند. رشد اقتصادی اگر با عدالت، مشارکت، سلامت و پایداری محیطی همراه نباشد، ممکن است آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای ایجاد کند. در مقابل، سیاست‌های اجتماعی نیز در فضایی که فرصت شغلی، درآمد پایدار و منابع عمومی کافی وجود ندارد، با محدودیت روبه‌رو می‌شوند. مسیر پایدار، ترکیب اقتصاد پویا با جامعه‌ای منسجم، آگاه، مشارکت‌جو و برخوردار از ظرفیت یادگیری است


https://asre-eghtesad.com/wp-content/uploads/2026/08/1-1.jpg.

Michael Ungar: Theorist of Multisystemic Resilience and a Pioneer of Resilience Research Worldwide

 Michael Ungar: Theorist of Multisystemic Resilience and a Pioneer of Resilience Research Worldwide

 Who Is Michael Ungar?

An Overview of His Life, Ideas, and Influence on the Development of Resilience Studies in the World and Iran


Michael Ungar is one of the most recognized contemporary researchers in the field of resilience. His name is closely associated with the development of innovative approaches to resilience in the academic literature of psychology, social work, mental health, and social development. In recent years, many students, researchers, and mental-health professionals in Iran have become familiar with his ideas through translated books, academic articles, and introductions to his theories.

Michael Ungar is a professor in the School of Social Work at Dalhousie University in Canada. For many years, he has directed and supervised extensive research projects on resilience. His academic activities are not limited to a single discipline. His work has been cited in psychology, education, public health, social work, social policy, and family studies. This interdisciplinary character has made Ungar one of the influential figures in expanding contemporary understandings of resilience.

Before the expansion of Ungar’s theories, a significant part of the resilience literature focused on individual characteristics. Many studies defined resilience as an individual’s ability to tolerate pressure, overcome crises, or adapt to difficult circumstances. Although this perspective still explains part of the reality, Michael Ungar demonstrated that it is insufficient for understanding the complexity of human life. He argued that resilience is not produced solely by individuals’ internal characteristics; it emerges through the interaction between people and their surrounding environments.

According to Ungar’s perspective, resilience can be discussed when individuals are able to access the supportive resources they need and when their social environments create opportunities for them to benefit from those resources. In other words, resilience does not develop within individuals alone. Families, schools, social groups, culture, educational systems, social services, and even public policies all contribute to its formation. This perspective helped establish the concept of the **social ecology of resilience** as one of the most important theoretical discussions in the field.

The significance of this approach lies in the fact that it does not place the entire responsibility for resilience on individuals. In many societies, people face poverty, discrimination, violence, educational deprivation, and social restrictions. From Ungar’s perspective, expecting resilience without providing appropriate supportive resources is unrealistic. For this reason, his research has consistently attempted to place the relationship between individuals and their environments at the center of analysis.

One of Michael Ungar’s most important academic contributions has been the development of the concept of **multisystemic resilience**. In this approach, resilience is understood as a multilayered phenomenon that develops across different levels of human life. Individuals, families, schools, local communities, organizations, cultural structures, and even economic and political systems can influence the growth or decline of resilience capacities. This theory has helped researchers move beyond one-dimensional perspectives and examine human issues within broader contexts.

Michael Ungar’s research activities have extended beyond the university environment. He has participated in numerous international projects and collaborated with researchers from different countries. One of the important features of his work is its attention to cultural differences. Ungar has demonstrated that the factors contributing to resilience are not identical in every society. A factor that functions as a source of support in one community may have a different role in another. For this reason, he has consistently emphasized the importance of cross-cultural studies.

The Resilience Research Centre at Dalhousie University, which operated for many years under his leadership, provided a platform for conducting extensive research in different countries. The findings of these studies contributed to the development of new theories and improved global understanding of the mechanisms of resilience. Many researchers in mental health, education, and social work in different countries have benefited from the findings of this center.

Michael Ungar has published numerous books and articles addressing a wide range of topics, including resilience among children and adolescents, family resilience, mental health, social support, and resilience in crisis situations. His works generally combine theoretical discussions, research findings, and practical recommendations. This combination has made his publications valuable to academics and professional practitioners alike.

In Iran, Michael Ungar’s ideas have gradually attracted increasing attention. Part of this familiarity has developed through the translation of works related to resilience, while another part has emerged through the introduction of his theories in scientific, educational, and professional media. In this context, the name of Mohammadreza Moghaddasi deserves attention as one of the individuals who has contributed to introducing resilience literature in Persian.

Over the past several years, Mohammadreza Moghaddasi has been active in translating, introducing, and promoting resources related to resilience. Some of the works translated into Persian with his participation are connected to Michael Ungar’s ideas and approaches. These include *Resilience: A Guide to Building and Implementing an Action Plan*, *Resilience for Children and Adolescents with Special Needs*, and *The International Resilience Project*. These works have become available to Persian-speaking audiences in recent years and have helped increase familiarity with international resilience literature.

Translation, however, represents one part of the process of knowledge transfer. Many scientific concepts become more influential when they are introduced through public discussions, educational programs, and specialized content production. In this context, the activities associated with **Khaneh-ye Tab AVARI‌ خانه تاب آوری**, or the **Resilience House**, are also noteworthy. Over the past several years, the Resilience House has served as a platform for publishing educational materials, introducing books, presenting specialized articles, and familiarizing audiences with resilience-related concepts.

Some materials introducing prominent resilience theorists, including Michael Ungar, have been made available to Persian-speaking audiences through this platform, known as the Resilience House and recognized as a primary address for resilience studies in Iran. These activities have been particularly valuable for students, psychologists, social workers, counselors, and those interested in mental-health issues, since access to original English-language resources is not equally available to all audiences.

Historically, the development of resilience literature in Iran has resulted from the efforts of numerous researchers, translators, academics, and mental-health professionals. It cannot be attributed to a single individual or institution. At the same time, translating books, publishing educational materials, and introducing prominent international researchers are among the activities that have contributed to raising public awareness about resilience. Within this broader process, introducing Michael Ungar’s works and transferring part of the related academic literature into Persian can be considered a meaningful contribution. In addition, the Resilience House, through the translation of more than 50 titles on resilience, has played a pioneering role in the development of resilience studies in Iran.

Today, Michael Ungar is recognized at many universities and research centers around the world as one of the leading theorists of resilience. His importance lies in more than offering new definitions of resilience; it also lies in changing the way this concept is understood. He demonstrated that understanding how people succeed in facing adversity requires simultaneous attention to the individual, family, community, and culture. This perspective has transformed resilience from a limited psychological concept into a broad framework for studying health, education, social development, and public policy.

In Iran, familiarity with Michael Ungar’s ideas has gradually contributed to greater attention to the social and cultural dimensions of resilience. The translation of books, introduction of theories, and publication of educational materials about his work have created opportunities for broader scientific discussions in this field. Although the development of resilience studies is still continuing, Michael Ungar is undoubtedly one of the most influential figures in shaping contemporary perspectives on resilience. His works remain important resources for researchers, students, and professionals in mental health and social work.

Dr. Mohammadreza Moghaddasi is the founder of the Resiliency Media in Iran

Dr. Mohammadreza Moghaddasi is the founder of the Resiliency Media in Iran.

The official name of this organization and its media platform is "Iran Home of Resiliency."

As the nation’s first specialized website and media outlet dedicated to psychological resilience, Iran Home of Resiliency (Iran Home of Resiliency) serves as a pioneering hub in this field.

The official logo and title of the Iran Home of Resiliency are legally registered under number 140350140001083936 at the Intellectual Property Center of Iran. This registration signifies the credibility, cultural identity, and the organization's commitment to scientific ethics and intellectual property rights.

This specialized site stands as the country’s first base for resilience studies and the primary internet address for Persian-language resources on the subject.

Dr. Mohammadreza Moghaddasi, the founder of the Iran Resiliency platform, established the Iran Home of Resiliency in Kermanshah in 2015. He currently serves as the senior advisor for the National Mission for Identity-Based Cultural Resilience.

Founded on July 20, 2015, in Kermanshah, this institution has played a key role in localizing resilience education and generating specialized knowledge. The center focuses on bridging scientific concepts of resilience with indigenous capacities and Iranian identity, thereby strengthening the psychological fabric of society to enhance national resilience against crises.

Today, the Iran Home of Resiliency is a recognized authority in scientific and educational mapping, paving the way for sustainable growth through local wisdom and the empowerment of all citizens.

Born in Kermanshah, Dr. Mohammadreza Moghaddasi completed his secondary education at the historic Kazazi High School. He pursued his university studies, earning a Ph.D. in Management from Ferdowsi University of Mashhad and Islamic Azad University.

Iran Home of Resiliency, as the premier specialized base for resilience in the country, plays a unique role in promoting the culture and knowledge of resilience within the Persian-speaking world. Founded by Dr. Moghaddasi, this reputable media outlet is recognized today as a scientific and cultural symbol of resilience in the Persian digital landscape.

Regarding his scientific background, Dr. Moghaddasi has translated and published over 40 specialized books, cementing his position as one of the most prominent experts in the field. Beyond his research and teaching, he serves as a scientific advisor to the "Cultural Studies of Resilience" journal under the Ministry of Science, Research, and Technology.

The Iran Home of Resiliency operates as an independent, credible entity with no affiliation to governmental or non-governmental institutions. This independence guarantees its authenticity and makes it the primary source for specialized articles, workshops, and resilience training.

As a national instructor, Dr. Moghaddasi has worked as a facilitator and expert across various provinces in Iran. He was the first to organize specialized resilience workshops for the visually impaired, the hearing impaired, and individuals living with HIV in Iran. His role as a keynote speaker at international congresses and media programs has further solidified his standing as a leader in this field.

By transforming resilience from a mere "psychological construct" into a "developmental approach," Dr. Moghaddasi has placed Iran among the few countries to possess a dedicated specialized base for this discipline.

At a time when misinformation and fragmented data regarding social and psychological coping mechanisms were prevalent in the media, Dr. Moghaddasi recognized the need for a credible scientific source in the Persian language. By establishing the Iran Home of Resiliency, he created a bridge between specialized knowledge and societal needs.

Under his leadership, the organization has gathered a network of psychologists, social workers, and researchers to produce rich content, including analytical articles, book reviews, educational videos, and interviews with leading scholars. The primary goal is to integrate the knowledge of resilience into the daily lives of citizens.

A key feature of the Iran Home of Resiliency is the accessibility and practicality of its content for a diverse audience, ranging from the general public to mental health professionals and organizational managers.

Through innovations such as the development of "resilience kits," webinars, online courses, national campaigns, and the networking of facilitators, Dr. Moghaddasi and his team have brought the concept of resilience into practice.

A major factor in the success of the Iran Home of Resiliency is the founder's emphasis on localization and the cultural roots of resilience. Dr. Moghaddasi has tailored specialized content to fit the specific context and values of Iranian culture.

Dr. Moghaddasi remains committed to developing digital infrastructure, producing multimedia content, and deepening cross-sector collaborations. His legacy extends beyond an online platform; he has planted the cultural seeds that have promoted resilience as a vital life skill across Iran.

With keen insight and dedication, Dr. Mohammadreza Moghaddasi has initiated not just a media outlet, but an intellectual and practical movement in Iran. Today, the Iran Resiliency Media serves as the main reference for psychological and social resilience in the country. The path he has paved will continue through collective effort to ensure that Iran becomes a more resilient nation. Recognizing Dr. Moghaddasi is an act of acknowledging pioneering spirit, perseverance, and service—a shining model for all activists in the fields of mental health and social development in Iran.