
در دهههای اخیر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جهان دستخوش تغییرات عمیقی شدهاند که پیامدهای آن بر اقشار مختلف جامعه به شکلی یکسان توزیع نشده است. یکی از برجستهترین و نگرانکنندهترین تحولات در حوزه آسیبهای اجتماعی و مطالعات توسعه، پدیدهای است که صاحبنظران علوم اجتماعی آن را زنانه شدن فقر نامیدهاند. این اصطلاح بیانگر این واقعیت است که نرخ فقر در میان زنان به مراتب سریعتر و شدیدتر از مردان در حال افزایش است و زنان بخش عمدهای از فقرای جهان را تشکیل میدهند. در کنار این واقعیت تلخ، مفهومی به نام تابآوری زنان مطرح میشود که به ظرفیت روانی، اجتماعی و اقتصادی زنان برای مقابله با بحرانها، سازگاری با سختیها و بازسازی زندگی پس از شوکهای مالی و معیشتی اشاره دارد. درک پیوند میان این دو مفهوم، برای طراحی سیاستهای حمایتی مؤثر و دستیابی به توسعه پایدار از اهمیت بنیادینی برخوردار است.
پدیده زنانه شدن فقر فراتر از یک کمبود درآمدی ساده است و به معنای محرومیت ساختاری زنان از فرصتها، منابع و داراییهای پایدار است. نخستین بار این اصطلاح در اواخر دهه هفتاد میلادی برای توصیف افزایش نسبت خانوارهای زنسرپرست فقیر به کار رفت، اما امروزه معنای گستردهتری یافته است. این پدیده برآمده از نابرابری در دسترسی به بازار کار رسمی، شکاف دستمزد میان زنان و مردان، کمبود فرصتهای مالکیت زمین و سرمایه و تحمیل بار سنگین کار مراقبتی پرداختنشده بر دوش زنان است.
در بسیاری از جوامع، بازار کار به شکلی تقسیم شده که مشاغل کمدرآمد، پارهوقت، بدون بیمه و غیررسمی سهم زنان میشود. این وضعیت زمانی وخیمتر میشود که تغییرات جمعیتی نظیر افزایش طلاق، فوت سرپرست خانواده یا مهاجرتهای کاری، بار مسئولیت کل خانواده را به تنهایی بر عهده زنان میگذارد. در غیاب حمایتهای اجتماعی جامع، این مسئولیت مضاعف سبب میشود زنان در چرخهای بیپایان از کار طاقتفرسا و کمبود منابع مالی گرفتار شوند.
تابآوری در علم روانشناسی و جامعهشناسی به معنای توانایی بازگشت به حالت تعادل پس از مواجهه با تروماها، تهدیدها یا شرایط تنشزای شدید است. زمانی که از تابآوری زنان در بستر فقر سخن میگوییم، به مجموعهای از منابع فردی، ارتباطی و اجتماعی اشاره داریم که به زن امکان میدهد در برابر تنگناهای شدید معیشتی تسلیم نشود و به جای انفعال، راهبردهای سازگارانه برای بقا و بهبود شرایط خود و فرزندانش اتخاذ کند.
تابآوری زنان از چند بعد قابل بررسی است.
نخست، بعد روانشناختی است که بر خودکارآمدی، امید به آینده، شکیبایی و مهارت حل مسئله تأکید دارد. بعد دوم، سرمایه اجتماعی است که شامل شبکههای ارتباطی، حمایتهای خانوادگی، دوستیها و عضویت در تشکلهای محلی میشود؛ شبکههایی که در روزهای بحران نقش یک سپر محافظتی را بازی میکنند.
بعد سوم، تابآوری اقتصادی است که به دسترسی زن به منابع مالی هرچند اندک، مهارتهای فنی و حرفهای، پساندازهای غیررسمی و توانایی ورود به جریان درآمدزایی بازمیگردد.
پیوند میان فقر زنانه و کاهش تابآوری
فقر مداوم تأثیری فرسایشی بر تابآوری زنان دارد. استرس ناشی از بیثباتی مالی، ناامنی غذایی و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه کودکان، سلامت روان زنان را به شدت تهدید میکند و میتواند به اضطراب مزمن و افسردگی منجر شود. این فرسایش روانی و جسمی، توان تصمیمگیری بلندمدت را از زن سلب کرده و او را در وضعیتی قرار میدهد که تنها میتواند برای بقای روزمره برنامهریزی کند.
از سوی دیگر، مسئولیتهای چندگانه ناشی از کار خانگی، مراقبت از اعضای سالمند یا بیمار خانواده و اشتغال در بخش غیررسمی، پدیدهای به نام فقر زمانی را برای زنان رقم میزند. فقر زمانی بدین معناست که زن مجالی برای استراحت، آموزش، ارتقای مهارت یا برقراری روابط اجتماعی سازنده ندارد. به این ترتیب، کمبود زمان تبدیل به عاملی میشود که خود تابآوری را کاهش داده و فرآیند خروج از چرخه محرومیت را مسدود میسازد.
زنان در موقعیتهای محرومیت اقتصادی معمولاً واکنشهای خلاقانه و منعطفی برای تابآوری نشان میدهند. یکی از رایجترین روشها، راهاندازی کسبوکارهای خانگی و مشاغل خرد مانند خیاطی، پخت و پز و خدمات محلی است که امکان تلفیق کار و مراقبت از خانه را فراهم میکند.
علاوه بر این، عضویت در صندوقهای پسانداز و قرضالحسنه خانوادگی و محلی، راهکار دیگری است که زنان از طریق آن به جمعآوری وجوه خرد و ارائه وام به اعضا میپردازند. این سازوکارهای غیررسمی نه تنها بخشی از نیازهای مالی اضطراری را تأمین میکنند، بلکه پیوندهای همبستگی میان زنان را تقویت کرده و ظرفیت تابآوری جمعی را ارتقا میبخشند. مدیریت دقیق هزینهها، صرفهجویی در مصرف و سرمایهگذاری بر روی آموزش فرزندان نیز از دیگر استراتژیهای حیاتی زنان برای شکستن چرخه فقر در نسلهای بعدی است.
نقش سیاستگذاریهای کلان و توسعه اجتماعی
به بیان دکترمحمدرضا مقدسی بنیانگذار خانه تاب آوری هرچند تابآوری فردی زنان تحسینبرانگیز است، اما نباید بار حل مسئله ساختاری فقر را تنها بر دوش اراده و شکیبایی زنان گذاشت. تابآوری پایدار مستلزم اصلاحات در سیاستهای کلان اقتصادی و اجتماعی است. دولتها و نهادهای مدنی باید دسترسی زنان را به اعتبارات خرد، تسهیلات بانکی ارزانقیمت، آموزشهای تخصصی بازارمحور و خدمات بیمه و بازنشستگی تسهیل کنند.
ارائه خدمات ارزان و در دسترس مراقبت از کودک، مانند مهدهای دولتی یا یارانهای، یکی از مؤثرترین اقدامات برای آزادسازی زمان زنان و فراهم کردن زمینه حضور فعال آنان در بازار کار است. همچنین، توانمندسازی حقوقی زنان و تضمین حقوق ارث و مالکیت برابر، پایههای مالی آنان را در مواجهه با خطرات زندگی مستحکم میسازد.
مواجهه با پدیده زنانه شدن فقر نیازمند درکی یکپارچه از ساختارهای نابرابر و ظرفیتهای نهفته در وجود زنان است. تابآوری زنان ابزاری نیرومند برای عبور از طوفانهای اقتصادی است، اما این تابآوری نباید به عنوان بهانهای برای غفلت از مسئولیتهای حاکمیتی و اجتماعی تلقی شود. با ترکیب سیاستهای حمایتی هوشمند، تسهیل دسترسی به بازار کار و ارتقای آموزش و مهارت، میتوان تابآوری زنان را از سطح راهبردهای صرف بقا به سطحی از توانمندی ارتقا داد که به استقلال مالی، رفاه پایدار و توسعه همهجانبه جامعه منجر شود.
سواد رسانه ای به معنای توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و ایجاد رسانه ها در اشکال مختلف است.
این مفهوم در دنیای دیجیتال امروز اهمیت ویژه ای دارد، به ویژه برای نوجوانان که به عنوان کاربران فعال رسانه ها شناخته می شوند.
در این مقاله، به تعریف سواد رسانه ای، مزایای آن برای نوجوانان و بررسی ادبیات تحقیق در این زمینه خواهیم پرداخت.
سواد رسانه ای و آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان کمک می کند تا پیام های رسانه ای را به درستی تحلیل کنند و از اثرات منفی آن ها محافظت نمایند.
این نوع آموزش، مهارت های لازم برای برقراری ارتباطی متفکرانه و آگاهانه با رسانه ها را فراهم می کند و به نوجوانان این امکان را می دهد که به طور انتقادی به محتوای رسانه ای نگاه کنند
رسانه های اجتماعی امروزه نقش بسیار مهمی در زندگی نوجوانان ایفا می کنند.
برای تقویت تاب آوری فرهنگی یا resiliency نوجوانان، رسانه ها می توانند نقش مهمی ایفا کنند.
تعریف سواد رسانه ای
سواد رسانه ای شامل مهارت هایی است که به افراد کمک می کند تا با محتوای رسانه ای به طور انتقادی و آگاهانه برخورد کنند.
این مهارت ها شامل توانایی شناسایی منابع معتبر، تجزیه و تحلیل محتوای رسانه ای، ارزیابی صحت اطلاعات و تولید محتوای جدید است.
سواد رسانه ای به نوجوانان کمک می کند تا در برابر اطلاعات نادرست و اخبار جعلی ایمن بمانند و توانایی تفکر انتقادی را در مواجهه با پیام های رسانه ای تقویت کنند.
۱. توسعه تفکر انتقادی
آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان این امکان را می دهد که محتوای رسانه ای را به طور انتقادی تحلیل کنند. این مهارت به آن ها کمک می کند تا از ادعاهای نادرست و اطلاعات غیرقابل اعتماد آگاه شوند و بتوانند ارزیابی دقیقی از محتوای رسانه ای داشته باشند
۲. مقابله با اخبار جعلی
در دنیای پراطلاعات امروزی، اخبار جعلی و اطلاعات نادرست به راحتی منتشر می شوند. سواد رسانه ای به نوجوانان کمک می کند تا این اطلاعات را شناسایی کرده و از آن ها به درستی استفاده کنند. این مهارت به آن ها این امکان را می دهد که در مواجهه با اطلاعات نادرست، تصمیمات آگاهانه تری بگیرند
۳. افزایش خلاقیت
سواد رسانه ای نه تنها به تحلیل محتوا کمک می کند، بلکه نوجوانان را تشویق می کند تا خلاقیت خود را در تولید محتوای رسانه ای نشان دهند.
این امر می تواند شامل ایجاد ویدئوها، مقالات یا پست های شبکه های اجتماعی باشد که به آن ها اجازه می دهد تا ایده های خود را به اشتراک بگذارند و در تعامل با دیگران قرار بگیرند.
۴. تقویت مهارت های ارتباطی
نوجوانانی که سواد رسانه ای دارند، قادرند ارتباطات موثرتری با دیگران برقرار کنند.
آن ها می توانند پیام های خود را به طور واضح و موثر منتقل کنند و در عین حال از رسانه ها به عنوان ابزاری برای ارتباط با دوستان و خانواده استفاده کنند
۵. مدیریت احساسات و سلامت روان
استفاده صحیح از رسانه ها می تواند به بهبود سلامت روان نوجوانان کمک کند.
ارتباط با دیگران از طریق رسانه های اجتماعی و مشارکت در جوامع آنلاین می تواند حس تعلق و ارتباط را در آن ها تقویت کند، که این موضوع به بهبود سلامت روان آن ها کمک می کند
تحقیقات نشان می دهد که سواد رسانه ای به عنوان یک نیاز اساسی در دنیای امروز شناخته می شود.
با افزایش دسترسی به اطلاعات و رسانه های دیجیتال، آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان به امری ضروری تبدیل شده است.
در این راستا، چندین رویکرد و استراتژی برای آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان پیشنهاد شده است:
۱. برنامه های آموزشی
برنامه های آموزشی که بر اساس سن و نیازهای نوجوانان طراحی شده اند، می توانند به طور موثری مهارت های سواد رسانه ای را در آن ها تقویت کنند.
این برنامه ها باید شامل فعالیت های عملی و تجربی باشند که به نوجوانان اجازه می دهد تا مهارت های خود را در شرایط واقعی به کار ببرند.
۲.تشویق به تفکر انتقادی
تشویق نوجوانان به پرسیدن سوالات و بررسی محتوای رسانه ای می تواند به تقویت تفکر انتقادی آن ها کمک کند.
این امر می تواند شامل بحث های گروهی، کارگاه های آموزشی و فعالیت های تعاملی باشد که در آن ها نوجوانان به تحلیل و ارزیابی محتوای رسانه ای پرداخته و نظرات خود را به اشتراک می گذارند.
۳.استفاده از فناوری
استفاده از فناوری های نوین در آموزش سواد رسانه ای می تواند به نوجوانان کمک کند تا با ابزارهای مختلف رسانه ای آشنا شوند.
این ابزارها می توانند شامل نرم افزارهای ویرایش ویدئو، پلتفرم های رسانه های اجتماعی و ابزارهای تجزیه و تحلیل داده ها باشند.
۴.آموزش والدین و مربیان
آموزش والدین و مربیان نیز به عنوان یک جزء کلیدی در آموزش سواد رسانه ای به نوجوانان شناخته می شود.
والدین و مربیان باید خود نیز با مفاهیم سواد رسانه ای آشنا شوند تا بتوانند به طور موثری نوجوانان را در این زمینه راهنمایی کنند.
زهرا نیازاده مترجم کتابهای تاب آوری در خاتمه این مطلب آورده است سواد رسانه ای به عنوان یک مهارت حیاتی در دنیای دیجیتال امروز، به نوجوانان کمک می کند تا در برابر چالش ها و خطرات رسانه ای ایمن بمانند.
با آموزش مهارت های سواد رسانه ای، نوجوانان قادر خواهند بود تا به طور انتقادی با محتوای رسانه ای برخورد کرده و از تاثیرات منفی آن جلوگیری کنند. این مهارت ها نه تنها به بهبود تفکر انتقادی و خلاقیت آن ها کمک می کند، بلکه سلامت روان و ارتباطات اجتماعی آن ها را نیز تقویت می کند.

رسانه تاب آور چیست و چگونه شکل می گیرد؟
رسانه تاب آور رسانه ای است که در برابر بحران ها، فشارها و اخبار نادرست، معنا، اعتماد و کارکرد حرفه ای خود را حفظ می کند.
تاب آوری رسانه به عنوان یکی از مفاهیم نوظهور و راهبردی در عصر ارتباطات، ناظر بر توان رسانه ها برای حفظ کارکرد، معنا و اعتماد اجتماعی در شرایط فشار، بحران، تغییرات سریع و تهدیدهای چندلایه است.
رسانه تاب آور رسانه ای است که در برابر بحران، فشار و تغییر، با حفظ معنا، اعتماد و کارکرد حرفه ای، به طور پایدار به نقش اجتماعی خود ادامه می دهد.
در جهانی که رسانه ها به طور مداوم در معرض اخبار جعلی، جنگ روایت ها، قطبی سازی افکار عمومی، فشارهای سیاسی و شوک های فناورانه قرار دارند، تاب آوری رسانه دیگر یک مزیت جانبی نیست، بلکه شرط بقا و اثرگذاری پایدار آن هاست. اهمیت تاب آوری رسانه از آن جا آغاز می شود که رسانه نه تنها بازتاب دهنده واقعیت، بلکه سازنده ادراک جمعی، تنظیم کننده هیجان اجتماعی و شکل دهنده کنش عمومی است.
در تعریف مفهومی، تاب آوری رسانه به توان یک نظام رسانه ای برای پیش بینی، جذب، سازگاری و بازیابی در برابر اختلالات درونی و بیرونی اشاره دارد، به گونه ای که بتواند ماموریت اصلی خود یعنی اطلاع رسانی مسئولانه، تولید معنا و حفظ اعتماد مخاطب را ادامه دهد. این تعریف، تاب آوری رسانه را از واکنش های مقطعی و رویدادمحور جدا می کند و آن را در قالب یک فرآیند پویا و مستمر قرار می دهد. رسانه تاب آور رسانه ای نیست که دچار بحران نمی شود، بلکه رسانه ای است که در دل بحران دچار فروپاشی معنا، هویت و اخلاق حرفه ای نمی گردد.
تاب آوری رسانه در درجه نخست به ساختار درونی آن بازمی گردد.
رسانه ای که از نظر نهادی، حرفه ای و اخلاقی مستحکم نباشد، در برابر کوچک ترین فشارها دچار واگرایی می شود. یکی از ارکان اساسی تاب آوری رسانه، وضوح هویت و ماموریت رسانه ای است. رسانه ای که نمی داند برای چه مخاطبی، با چه ارزش هایی و با چه هدفی تولید محتوا می کند، در شرایط بحران دچار سردرگمی روایی می شود. وضوح ماموریت، به رسانه امکان می دهد در مواجهه با فشارهای سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی، خطوط قرمز حرفه ای خود را حفظ کند.
رکن مهم دیگر تاب آوری رسانه، سرمایه انسانی تاب آور است.
روزنامه نگاران، سردبیران و تولیدکنندگان محتوا، در خط مقدم مواجهه با بحران های خبری، روانی و اخلاقی قرار دارند. فرسودگی شغلی، اضطراب مزمن، فشار زمان و تهدیدهای بیرونی می تواند توان تحلیل و قضاوت حرفه ای آنان را تضعیف کند. رسانه ای که به تاب آوری نیروی انسانی خود توجه نمی کند، در عمل ظرفیت تاب آوری سازمانی را از دست می دهد. آموزش مداوم، حمایت روانی، تقویت مهارت های تنظیم هیجانی و ایجاد احساس امنیت حرفه ای، از اجزای بنیادین این رکن محسوب می شوند.
اعتماد عمومی یکی از مهم ترین ارکان تاب آوری رسانه است.
رسانه بدون اعتماد، حتی اگر از نظر فنی و مالی قدرتمند باشد، در شرایط بحران کارکرد خود را از دست می دهد. اعتماد رسانه ای به صورت تدریجی ساخته می شود و به سرعت از بین می رود. صداقت در روایت، شفافیت در اصلاح خطا، پرهیز از اغراق و رعایت اخلاق حرفه ای، عناصر کلیدی حفظ این اعتماد هستند. تاب آوری رسانه ای زمانی معنا پیدا می کند که رسانه بتواند حتی در شرایط پرتنش، سرمایه اعتماد مخاطب را حفظ یا بازسازی کند.
از منظر محتوایی، انعطاف پذیری روایی یکی از ارکان مهم تاب آوری رسانه است.
رسانه تاب آور قادر است روایت خود را با تغییر شرایط تطبیق دهد، بدون آن که دچار تناقض یا فروپاشی معنایی شود. این انعطاف پذیری به معنای فرصت طلبی یا تغییر مداوم موضع نیست، بلکه نشان دهنده توان تحلیل چندلایه و بازخوانی واقعیت از زوایای مختلف است. رسانه ای که تنها یک روایت ثابت و سخت دارد، در برابر پیچیدگی های واقعیت اجتماعی شکننده خواهد بود.
تاب آوری رسانه همچنین به زیرساخت های فناورانه آن وابسته است.
در عصر دیجیتال، اختلال های فنی، حملات سایبری، فیلترینگ، تغییر الگوریتم ها و مهاجرت پلتفرمی از جمله تهدیدهای جدی برای رسانه ها محسوب می شوند. رسانه تاب آور، رسانه ای است که تنوع کانال های انتشار، امنیت اطلاعات و توان تطبیق با فناوری های نوین را در راهبرد خود لحاظ کرده باشد. وابستگی مطلق به یک بستر یا فناوری خاص، تاب آوری رسانه را به شدت کاهش می دهد.
رکن دیگر تاب آوری رسانه، استقلال حرفه ای و اقتصادی نسبی است.
رسانه ای که به طور کامل به منابع مالی یا قدرت های بیرونی وابسته است، در شرایط بحران ناچار به خودسانسوری یا تغییر روایت می شود. هرچند استقلال مطلق در عمل ممکن نیست، اما تنوع منابع مالی، شفافیت اقتصادی و مرزبندی روشن میان تحریریه و منافع بیرونی، نقش مهمی در افزایش تاب آوری رسانه دارند. این استقلال نسبی به رسانه اجازه می دهد در شرایط فشار، تصمیم های حرفه ای تری اتخاذ کند.
تاب آوری رسانه بدون توجه به مخاطب امکان پذیر نیست.
مخاطب دیگر یک دریافت کننده منفعل نیست، بلکه کنشگری فعال در تولید، بازنشر و تفسیر محتواست. رسانه تاب آور، مخاطب را به عنوان بخشی از اکوسیستم ارتباطی خود به رسمیت می شناسد و به سواد رسانه ای او توجه می کند. تعامل دوسویه، پاسخ گویی و شنیدن صدای مخاطب، از ارکان مهم حفظ تاب آوری رسانه در فضای شبکه ای است. نادیده گرفتن مخاطب، به بیگانگی و کاهش اعتماد منجر می شود.
از منظر اجتماعی، تاب آوری رسانه با تاب آوری جامعه پیوندی عمیق دارد.
رسانه می تواند در شرایط بحران، نقش تنظیم گر هیجانات جمعی را ایفا کند یا برعکس، با بازتولید ترس و خشم، بحران را تشدید نماید. رسانه تاب آور با انتخاب واژگان، چارچوب بندی خبر و اولویت بندی موضوعات، به کاهش آشفتگی روانی و افزایش فهم جمعی کمک می کند. این نقش تنظیمی، یکی از حساس ترین و در عین حال حیاتی ترین ابعاد تاب آوری رسانه است.
در شرایط جنگ شناختی هم روایت ها و اطلاعات نادرست، تاب آوری شناختی رسانه اهمیت ویژه ای پیدا می کند.
این نوع تاب آوری به توان رسانه در تحلیل داده ها، راستی آزمایی اخبار و مقاومت در برابر ساده سازی های مخرب اشاره دارد. رسانه ای که دچار شتاب زدگی خبری می شود، ناخواسته به بازوی انتشار اطلاعات نادرست تبدیل خواهد شد. تاب آوری شناختی، رسانه را قادر می سازد میان سرعت و دقت تعادل برقرار کند.
بعبارت دیگر تاب آوری رسانه فرآیندی یادگیرنده و تکاملی است. رسانه تاب آور از بحران ها می آموزد، خطاهای خود را بازبینی می کند و ساختارهایش را بهبود می بخشد. این یادگیری مستمر، مهم ترین نشانه بلوغ رسانه ای است. رسانه ای که از بحران ها عبور می کند اما تغییری در خود ایجاد نمی کند، در بحران بعدی آسیب پذیرتر خواهد بود.
جمع بندی آن که تاب آوری رسانه به معنای توان ادامه حیات حرفه ای، اخلاقی و اجتماعی رسانه در جهانی پرآشوب است. این تاب آوری بر ارکانی چون هویت روشن، سرمایه انسانی توانمند، اعتماد عمومی، انعطاف پذیری روایی، زیرساخت فناورانه، استقلال نسبی، تعامل با مخاطب و یادگیری مستمر استوار است. توجه به تاب آوری رسانه، نه تنها یک ضرورت حرفه ای، بلکه پیش شرط سلامت ارتباطی و پایداری اجتماعی در عصر رسانه محور امروز به شمار می رود.
خاتمه کلام اینکه تاب آوری رسانه به توانایی سازمان ها و سیستم های خبری برای حفظ فعالیت های خود و ارائه اطلاعات دقیق در طول بحران ها و پس از آن اشاره دارد.
تاب آوری رسانه ای (Media Resilience) به توانایی سیستم های رسانه ای (شامل نهادها، زیرساخت ها، روزنامه نگاران و محتوا) اطلاق می شود تا بتوانند در برابر شوک ها، اختلالات، بحران ها، حملات سایبری، سانسور یا فشارهای اقتصادی و سیاسی، به طور موثر مقاومت کرده، عملکرد خود را حفظ یا به سرعت بازیابی کنند و به تولید اطلاعات قابل اعتماد ادامه دهند.
تاب آوری رسانه ای یا Media Resilience یکی از مفاهیم اساسی در عصر ارتباطات و اطلاعات است که نقش تعیین کننده ای در پایداری رسانه ها، سلامت روانی مخاطبان و کیفیت جریان اطلاعات دارد.

فناوریهایی مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، سامانههای هشدار زلزله و تحلیل دادههای کلان به پیشبینی بهتر
خانه و وبسایت تابآوری ایران توسط محمدرضا مقدسی (مدیر و مؤسس نخستین رسانه تابآوری کشور) تأسیس شد. این پایگاه و تشکل تخصصی فعالیت رسمی خود را در شهر کرمانشاه آغاز کرد و سپس دامنه فعالیتها، همکاریهای علمی و دورههای آموزشی خود را به سراسر کشور و در سطح دانشگاهها و نهادهای ملی گسترش داد.
مهمترین اقدامات و دستاوردهای انجامشده
یک. تالیف، ترجمه و بومیسازی آثار تخصصی:
ترجمه و تالیف دهها جلد کتاب مرجع در حوزههای متنوع تابآوری؛ از جمله تابآوری کودکان و نوجوانان، تابآوری زنان، تابآوری جامعهمحور، تابآوری در محیط کار، تابآوری مالی و اقتصادی و پیوند سلامت روان با پایداری اجتماعی.
دو. تاسیس و مدیریت نخستین رسانه تخصصی تابآوری:
راهاندازی پایگاه اطلاعرسانی، انتشار مداوم مقالات علمی، پادکستها و یادداشتهای تحلیلی با هدف عمومیسازی دانش تابآوری و تبدیل آن از یک مفهوم نظری به ادبیاتی کاربردی در جامعه.
سه. برگزاری دورهها و کارگاههای آموزشی در سراسر کشور:
طراحی و اجرای کارگاههای متعدد توانمندسازی برای روانشناسان، مددکاران اجتماعی، معلمان، مدیران بحران، سازمانهای مردمنهاد و پرسنل نهادهای دولتی و عمومی.
چهار. ارزیابی و معرفی ابزارهای سنجش و پروتکلهای مداخله:
معرفی، اعتبارسنجی و در دسترس قرار دادن پرسشنامهها و مقیاسهای استاندارد سنجش تابآوری به منظور استفاده در پژوهشهای دانشگاهی و پژوهشهای میدانی.
پنج. ترویج مفاهیم نوین میانرشتهای:
ایجاد پیوند میان تابآوری و حوزههایی چون سواد مالی و مالی رفتاری، نوروساینس تصمیمگیری، تابآوری سازمانی بر پایه استانداردهایی نظیر ایزو ۲۲۳۱۶، تابآوری اقلیمی و نقد مفاهیمی چون تابآوری سمی و درماندگی آموختهشده.
شش. مداخله در بحرانها و امداد روانیاجتماعی:
حضور موثر و سازماندهی مداخلات حمایتی روانی و اجتماعی در حوادث و بلایای طبیعی (مانند زلزلههای غرب کشور و سیلابها) با هدف احیای توان روانی بازماندگان و بازسازی پیوندهای اجتماعی.
تاب آوری خانواده در زیستبوم دیجیتال
تعریف تاب آوری کودکان در زیست بوم دیجیتال
تاب
آوری کودکان در زیست بوم دیجیتال به ظرفیت کودک برای استفاده ایمن،
آگاهانه و سازنده از فناوریهای دیجیتال و توانایی مواجهه، مدیریت و
بازیابی پس از تجربههای دشوار و آسیبزای آنلاین گفته میشود. این مفهوم
فقط به توانایی کودک برای کار با تلفن همراه، اینترنت، بازیهای رایانهای
یا شبکههای اجتماعی محدود نیست، بلکه مجموعهای از مهارتهای شناختی،
هیجانی، اجتماعی و دیجیتال را دربرمیگیرد که به کودک کمک میکنند در فضای
آنلاین سالمتر زندگی، یادگیری و ارتباط برقرار کند.
زیست بوم
دیجیتال بخشی از زندگی روزمره کودکان شده است. آموزش، سرگرمی، ارتباط با
دوستان، جستوجوی اطلاعات، بازی، تولید محتوا و حتی بخشی از روابط خانوادگی
در محیط دیجیتال اتفاق میافتد. در چنین شرایطی، رویکرد مناسب این نیست که
کودک را از جهان دیجیتال جدا کنیم، بلکه باید او را برای حضور ایمن،
مسئولانه و توانمند در این محیط آماده کنیم. پژوهشهای جدید نیز تاب آوری
دیجیتال را ظرفیتی چندسطحی میدانند که در تعامل میان مهارتهای کودک،
خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی و فناورانه شکل میگیرد.
تاب آوری
دیجیتال به کودک کمک میکند در برابر تجربههایی مانند آزار و قلدری
آنلاین، انتشار محتوای نامناسب، فریب اینترنتی، فشار همسالان، اخبار
نادرست، شکست در بازیهای آنلاین، طرد شدن در فضای مجازی، نقض حریم خصوصی و
تجربههای ناخوشایند دیجیتال، واکنش سنجیدهتری داشته باشد. کودک تابآور
دیجیتال میآموزد مشکل را تشخیص دهد، هیجان خود را مدیریت کند، تصمیم
مناسبی بگیرد، در زمان لازم ارتباط را قطع کند، از یک بزرگسال قابل اعتماد
کمک بخواهد و پس از تجربه ناخوشایند دوباره احساس امنیت و کنترل خود را به
دست آورد.
زیست بوم دیجیتال و فرصتهای رشد کودکان
زیست
بوم دیجیتال صرفاً مجموعهای از تهدیدها نیست. فناوری میتواند فرصتهای
مهمی برای یادگیری، خلاقیت، ارتباط، بازی، مشارکت اجتماعی و دسترسی به
منابع آموزشی ایجاد کند. یونیسف نیز بر این نکته تأکید دارد که سواد
دیجیتال کودکان فراتر از مهارت فنی است و دانش، مهارت و نگرشی را شامل
میشود که به کودک امکان میدهد در جهان دیجیتال ایمن و توانمند باشد.
کودکی
که بتواند از فناوری برای یادگیری، حل مسئله، خلاقیت و ارتباط سالم
استفاده کند، بخشی از سرمایه تابآوری خود را در محیط دیجیتال توسعه
میدهد. بنابراین هدف از آموزش تاب آوری کودکان در زیست بوم دیجیتال، ایجاد
ترس از فناوری نیست؛ هدف، ایجاد رابطهای متعادل و آگاهانه میان کودک و
فناوری است.
نقش رسانهها در تابآوری اجتماعی تاملی، در مسئولیت اجتماعی رسانهها در تقویت تابآوری
رسانه به مجموعهای از کانالها و ابزارهایی اطلاق میشود که برای برقراری ارتباط و انتشار اطلاعات مورد استفاده قرار میگیرند.
رسانه جزء جداییناپذیر ارتباطات مدرن است که شامل قالبهای متنوعی از سنتی تا دیجیتال میشود.
تأثیر آن بر ادراک عمومی و تحولات اجتماعی نشاندهنده اهمیت آن در زندگی روزمره ماست.
این مفهوم شامل طیف وسیعی از قالبها و پلتفرمها است که هر یک وظایف خاصی را در جامعه ایفا میکنند.
۱. کانالهای ارتباطی:
۲. رسانه تخصصی:
مسئولیت اجتماعی رسانهها در ایران به عنوان یک عامل کلیدی در تقویت تابآوری جامعه شناخته میشود.
رسانهها نه تنها به عنوان واسطهای اطلاعاتی عمل میکنند، بلکه نقش کلیدی در ایجاد و تقویت ارتباطات اجتماعی و فرهنگی دارند.
تابآوری رسانهای به توانایی جامعه برای مقابله با چالشها و تحولات ناشی از اطلاعات و اخبار اشاره گفته میشود.
این مفهوم به ویژه در شرایط فعلی که جامعه با فشارهای اطلاعاتی و تغییرات سریع مواجه است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
رسانهها به عنوان ابزارهای قدرتمند ارتباطی، نقش کلیدی در ایجاد آگاهی جمعی دارند.
آنها اطلاعات را به سرعت و به طور گسترده منتشر میکنند و به مردم این امکان را میدهند که از رویدادها، مسائل اجتماعی و سیاسی آگاه شوند.
با استفاده از اخبار، مستندات و برنامههای تحلیلی، رسانهها میتوانند نظرات عمومی را شکل دهند و به بحثهای مهم اجتماعی دامن بزنند.
از طریق رسانههای اجتماعی، افراد نیز میتوانند نظرات و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و این امر موجب افزایش تعامل و تبادل اطلاعات میشود.
این تعاملات نه تنها آگاهی را افزایش میدهد بلکه به تقویت حس همبستگی اجتماعی کمک میکند.
علاوه بر این، رسانهها میتوانند به عنوان ناظران قدرت عمل کنند و فساد یا بیعدالتیها را افشا کنند.
این وظیفه نظارتی به جامعه کمک میکند تا نسبت به مسائل مهم حساستر شود و در پی تغییرات مثبت برآید.
رسانهها با فراهم آوردن اطلاعات دقیق و معتبر، به شکلگیری یک جامعه آگاه و مسئول کمک میکنند که بتواند در برابر چالشهای مختلف ایستادگی کند.
آگاهی جمعی به معنای توانایی جامعه در درک و تحلیل صحیح اطلاعات است که میتواند مانع از انتشار اطلاعات نادرست شود.
این آگاهی به افراد این امکان را میدهد که به تفکر انتقادی بپردازند و محتواهای رسانهای را با دقت بیشتری تحلیل کنند.
از این رو، رسانهها باید به ترویج اطلاعات صحیح و شفاف بپردازند و تنوع نظرات را حفظ کنند تا تابآوری جامعه افزایش یابد.
مسئولیتهای رسانهها
مسئولیت اجتماعی رسانهها شامل چندین بعد است:
۱. ایجاد حس شهروندی:
رسانهها باید حس مسئولیت اجتماعی را در مخاطبان تقویت کنند تا آنها نسبت به مسائل اجتماعی حساستر شوند.
رسانهها به عنوان پل ارتباطی میان جامعه و اطلاعات، نقش حیاتی در تقویت حس مسئولیت اجتماعی در مخاطبان دارند.
با پوشش دادن مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، رسانهها میتوانند آگاهی عمومی را افزایش دهند و افراد را به تفکر و اقدام در زمینههای مختلف ترغیب کنند.
یکی از راههای مؤثر برای ایجاد حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی، ارائه داستانها و تجربیات واقعی از زندگی افراد آسیبپذیر است.
این نوع روایتها میتوانند احساس همدلی و مسئولیت را در مخاطبان بیدار کنند.
رسانهها باید به ترویج بحثهای سازنده و انتقادی درباره چالشهای اجتماعی بپردازند تا مردم را به مشارکت فعال در حل این مسائل تشویق کنند.
علاوه بر این، رسانهها میتوانند با ارائه اطلاعات دقیق و مستند درباره تأثیرات مثبت اقدامات اجتماعی، انگیزهای برای مشارکت بیشتر در فعالیتهای خیرخواهانه ایجاد کنند.
با تقویت حس مسئولیت اجتماعی، رسانهها میتوانند نقشی کلیدی در شکلدهی به جامعهای آگاهتر و متعهدتر ایفا کنند.
۲.انتقاد سازنده:
رسانهها باید نقدهای سازندهای نسبت به عملکرد دولت و نهادهای دیگر داشته باشند و نقاط ضعف را شناسایی کنند.
رسانهها به عنوان یکی از ارکان اصلی دموکراسی، نقش حیاتی در نظارت بر عملکرد دولت و نهادهای دیگر دارند.
نقدهای سازنده میتوانند به شفافیت و پاسخگویی کمک کنند و نقاط ضعف را شناسایی نمایند.
این نوع نقد نه تنها به بهبود عملکرد نهادها کمک میکند، بلکه موجب افزایش اعتماد عمومی نیز میشود.
نقد سازنده باید مبتنی بر واقعیتها و مستندات باشد. رسانهها باید با تحقیق و بررسی دقیق، اطلاعات صحیح را منتشر کنند تا بتوانند به تحلیلهای عمیقتری دست یابند.
این نوع تحلیل میتواند شامل بررسی سیاستها، تصمیمات اقتصادی و اجتماعی، و همچنین عملکرد نهادهای دولتی باشد.
علاوه بر این، رسانهها باید فضایی برای گفتوگو و تبادل نظر فراهم کنند.
این امر میتواند منجر به مشارکت فعالتر شهروندان در فرآیندهای سیاسی و اجتماعی شود.
نقد سازنده نه تنها به اصلاحات مثبت در دولت کمک میکند، بلکه به تقویت دموکراسی و حقوق بشر نیز میانجامد.
با توجه به این نکات، رسانهها باید همواره به دنبال ارتقای کیفیت نقدهای خود باشند تا تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارند.
۳. رعایت اصول اخلاقی:
رسانهها باید صداقت، دقت و بیطرفی را در انتشار اخبار رعایت کنند.
رسانهها به عنوان پل ارتباطی بین جامعه و اطلاعات، نقش حیاتی در شکلدهی به افکار عمومی و آگاهی مردم دارند. رعایت صداقت، دقت و بیطرفی در انتشار اخبار از الزامات اساسی این حرفه است.
رسانهها باید از انتشار اخبار نادرست یا گمراهکننده خودداری کنند، زیرا این امر میتواند به ایجاد بیاعتمادی در جامعه منجر شود.صداقت به معنای ارائه اطلاعات واقعی و بدون تحریف است.
دقت در جمعآوری و گزارش اخبار نیز اهمیت زیادی دارد.
رسانهها باید از منابع معتبر استفاده کرده و قبل از انتشار هر خبر، صحت آن را بررسی کنند.
این کار نه تنها اعتبار رسانه را افزایش میدهد بلکه به حفظ حقوق افراد و نهادها نیز کمک میکند.
بیطرفی به معنای عدم جانبداری از یک طرف خاص است.
رسانهها باید اخبار را بدون تعصب یا پیشداوری ارائه دهند تا مخاطبان بتوانند با دیدی باز تصمیمگیری کنند.
در نهایت، رعایت این اصول نه تنها به اعتبار رسانهها کمک میکند بلکه به تقویت دموکراسی و آگاهی اجتماعی نیز میانجامد.
با وجود اهمیت مسئولیت اجتماعی، رسانههای ایران با چالشهایی نیز مواجه هستند همچنین، وجود رسانههای خارجی و فشارهای فرهنگی میتواند بر تابآوری جامعه تأثیر منفی بگذارد.
مسئولیت اجتماعی رسانهها به عنوان یک ابزار مهم در تقویت تابآوری ایران شناخته میشود.
با ایجاد آگاهی جمعی و ترویج تفکر انتقادی، رسانهها میتوانند نقشی اساسی در مقابله با چالشهای اجتماعی ایفا کنند.
این امر نیازمند همکاری بین دولت، رسانهها و جامعه است تا فضایی برای گفتوگو و تبادل نظر فراهم شود که به تقویت تابآوری اجتماعی منجر گردد.
مسئولیت اجتماعی رسانهها به عنوان یک ابزار مهم در تقویت تابآوری ایران به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
رسانهها نه تنها به عنوان واسطهای اطلاعاتی عمل میکنند، بلکه نقش کلیدی در ایجاد و تقویت ارتباطات اجتماعی و فرهنگی دارند.
این مسئولیت اجتماعی شامل انتقال اطلاعات صحیح، ارتقاء آگاهی عمومی و ایجاد فضایی برای مشارکت فعال جامعه است.
۱.آموزش و آگاهی:رسانهها میتوانند با ارائه اطلاعات دقیق و
بهروز درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی، به افزایش آگاهی عمومی
کمک کنند.
۲. ایجاد همبستگی:از طریق پوشش اخبار محلی و پوشش موفقیت افراد و
الگوهای اجتماعی ، رسانهها میتوانند حس همبستگی و همکاری را در جامعه
تقویت کنند.
۳. ترویج گفتوگو:رسانهها با فراهم کردن بستر برای بحث و تبادل نظر، میتوانند به حل مشکلات اجتماعی و افزایش تابآوری کمک کنند.
دکتر علیرضا صارمی در انتهای این مطلب آورده است مسئولیت اجتماعی رسانهها میتواند به عنوان یک عامل مؤثر در تقویت تابآوری جامعه ایرانی عمل کند و از طریق ارتقاء فرهنگ مشارکت و همبستگی، به بهبود شرایط زندگی مردم کمک نماید.

نقش دانشگاه سبزوار در حفظ هویت و تابآوری فرهنگی
دانشگاهها بهعنوان مراکز علمی و فرهنگی، نقشی کلیدی در حفظ هویت و تابآوری فرهنگی جوامع ایفا میکنند.
این نهادها با فراهم کردن فضایی برای تبادل ایدهها و فرهنگها، به تقویت هویت ملی و محلی کمک میکنند.
از طریق آموزش و پژوهش، دانشگاهها میتوانند ارزشها، سنتها و تاریخ فرهنگی را به نسلهای جدید منتقل کنند.
همچنین، دانشگاهها با برگزاری کارگاهها، سمینارها و جشنوارههای فرهنگی، زمینهساز مشارکت فعال دانشجویان در فعالیتهای فرهنگی هستند.
این مشارکت نهتنها به تقویت حس تعلق به جامعه کمک میکند، بلکه تابآوری فرهنگی را نیز افزایش میدهد.
در شرایط بحران یا تغییرات اجتماعی، دانشگاهها میتوانند بهعنوان
پناهگاههای فکری عمل کنند و راهکارهای نوآورانهای برای مقابله با چالشها
ارائه دهند.
دانشگاهها به عنوان مراکز علمی و فرهنگی، نقش حیاتی در شکلدهی به هویت فکری افراد و جامعه ایفا میکنند.
این نهادها نه تنها محلی برای آموزش و یادگیری هستند، بلکه فضایی برای تبادل ایدهها، نقد و بررسی نظریات مختلف به شمار میروند.
در دانشگاه، دانشجویان با دیدگاههای گوناگون آشنا میشوند و توانایی تفکر انتقادی را پرورش میدهند.
این محیطهای علمی به عنوان پناهگاههایی برای اندیشههای نو و خلاقیت عمل میکنند.
دانشجویان در این فضاها میتوانند آزادانه افکار خود را بیان کنند و از تنوع فرهنگی و نظری بهرهمند شوند.
همچنین، دانشگاهها به حفظ و انتقال میراث فرهنگی و علمی کمک میکنند و با ایجاد بستری مناسب برای پژوهش، به توسعه دانش بشری یاری میرسانند.
دانشگاهها با تربیت نسلهای جدیدی از اندیشمندان و متخصصان، به تقویت هویت فکری جامعه کمک کرده و زمینهساز پیشرفتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میشوند.
این نهادها نه تنها حافظه تاریخی جوامع هستند بلکه با ایجاد فضایی برای یادگیری مداوم، به رشد فردی و جمعی انسانها دامن میزنند.
دانشگاهها با ایجاد فضایی برای گفتوگو و تبادل نظر، به ترویج تنوع فرهنگی و احترام به تفاوتها کمک کرده و زمینهساز همبستگی اجتماعی در جوامع مختلف میشوند.
این عوامل در مجموع به حفظ هویت فرهنگی و تقویت تابآوری جوامع کمک میکند.
دانشگاهها به عنوان نهادهای آموزشی و فرهنگی، نقش کلیدی در تقویت تابآوری فرهنگی دارند.
تاب آوری فرهنگی معنای توانایی یک فرهنگ برای مقابله با چالشها، تغییرات و بحرانها است.
چرا فعالیتهای دانشگاهی در تابآوری فرهنگی اهمیت دارد ؟
۱. آموزش و پرورش مهارتهای تابآوری:
دانشگاهها میتوانند با ارائه دورههای آموزشی و کارگاههای عملی، مهارتهای تابآوری را به دانشجویان آموزش دهند.
این مهارتها شامل مدیریت استرس، حل مسئله و ارتباط مؤثر هستند که به افراد کمک میکند تا در مواجهه با چالشها بهتر عمل کنند.
۲. حفظ هویت فرهنگی:
نهادهای دانشگاهی میتوانند به حفظ و تقویت هویت فرهنگی جوامع کمک کنند.
از طریق برنامههای فرهنگی، پژوهشهای علمی و تبادل نظر، دانشگاهها میتوانند ارزشها و سنتهای فرهنگی را ترویج دهند و از فراموشی آنها جلوگیری کنند.
۳. ایجاد فضایی برای تبادل ایدهها:
محیط دانشگاهی فضایی مناسب برای تبادل ایدهها و تجربیات مختلف است.
این تبادل میتواند منجر به تقویت تابآوری فرهنگی از طریق یادگیری از تجربیات یکدیگر شود.
۴. پژوهش در زمینه تابآوری فرهنگی:
دانشگاهها قادرند تحقیقات علمی در زمینه تابآوری فرهنگی انجام دهند که
میتواند به شناسایی چالشها و فرصتهای موجود در این حوزه کمک کند.
نتایج این پژوهشها میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان اجتماعی در طراحی برنامههای مؤثرتر کمک کند.
۵. ارتقاء سلامت روانی:
تقویت تابآوری فرهنگی میتواند به بهبود سلامت روانی افراد کمک کند.
دانشگاهها با فراهم کردن خدمات مشاورهای و حمایتی، میتوانند به دانشجویان در مواجهه با فشارهای روانی ناشی از زندگی دانشگاهی یاری رسانند.
در مجموع، دانشگاهها با ایفای نقش متولی در زمینه تابآوری فرهنگی، میتوانند به توسعه اجتماعی و فرهنگی جامعه کمک کنند و نسل آینده را برای مواجهه با چالشهای پیش رو آماده سازند.
دانشگاه حکیم سبزواری که در سال ۱۳۶۶ تأسیس شده و به عنوان یکی از بزرگترین دانشگاههای دولتی در استان خراسان رضوی شناخته میشود،
دانشگاه حکیم سبزواری در زمینههای ادبیات و تاریخ، نقش مهمی در حفظ و گسترش هویت فرهنگی منطقه ایفا کرده است.
سبزوار به عنوان زادگاه ابوالفضل بیهقی، نویسنده و تاریخنگار بزرگ ایرانی، دارای میراث ادبی غنی است.
بیهقی با نگارش «تاریخ بیهقی» سهم بسزایی در شکلگیری نثر فارسی ایفا کرده است.
دانشگاه حکیم سبزواری با برگزاری همایشهای ملی به مناسبت بزرگداشت
بیهقی، تلاش کرده است تا این میراث را زنده نگهدارد و به نسلهای جدید
منتقل کند.
به همین جهت است که از سبزوار بعنوان پایتخت نثر فارسی نیز یاد میشود.
برگزاری همایشها و نشستهای دانشگاهی در زمینه تاب آوری فرهنگی در دانشگاه حکیم سبزواری، علاوه بر اینکه به حفظ تاریخ ادبیات فارسی کمک میکند، بلکه موجب تقویت هویت ملی نیز میشود.
این فعالیتها باعث میشود که دانشجویان و پژوهشگران با ریشههای فرهنگی خود آشنا شوند و احساس تعلق بیشتری نسبت به فرهنگ ایرانی پیدا کنند.
تاب آوری فرهنگی به توانایی یک جامعه یا گروه برای حفظ، انطباق و
بازسازی هویت فرهنگی خود در مواجهه با چالشها و تغییرات اجتماعی، اقتصادی
یا سیاسی گفته میشود.
تاب آوری فرهنگی شامل قدرت افراد و جوامع برای مقابله با فشارها و تهدیدات خارجی، حفظ سنتها و ارزشها، و همچنین نوآوری در فرهنگ است.
دانشگاه حکیم سبزواری با تأکید بر اهمیت تاریخ و فرهنگ منطقه، اقداماتی را برای تقویت تابآوری فرهنگی انجام داده است.
این اقدامات در چارچوب ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور شامل
برگزاری کارگاهها، دورههای آموزشی و پروژههای تحقیقاتی است که به حفظ
فرهنگ محلی کمک میکند.
همچنین، همکاری با دانشگاهها و مؤسسات بینالمللی در زمینه مطالعات فرهنگی
و ادبیات فارسی، موجب ایجاد شبکههای علمی قوی میشود که میتواند به
تبادل دانش و تجربیات فرهنگی بین کشورهای فارسیزبان کمک کند.
تاریخ سبزوار نه تنها بر هویت دانشگاه حکیم سبزواری تأثیر گذاشته بلکه با
ایجاد بسترهای مناسب برای تابآوری فرهنگی، به حفظ و گسترش فرهنگ ایرانی
کمک شایانی کرده است.
![]()