پدر و بنیانگذار تاب آوری در ایران بر این باور است کتابخانههای آینده باید انسانمحور، خلاق و اجتماعی باشند. نسل زد میخواهد در کتابخانه حضور پیدا کند نه فقط برای مطالعه، بلکه برای خلق و ارتباط. بنابراین لازم است کتابخانهها از نقش سنتی خارج شده و به اکوسیستم فرهنگی تبدیل شوند؛ جایی که انسانها بتوانند یاد بگیرند، بیافرینند و تجربههای خود را با دیگران در میان بگذارند.
نسل زد نسلی است که در فضای دیجیتال و شبکههای اجتماعی رشد کرده و یادگیری را تجربهمحور و پویا میبیند. از نظر این نسل، کتابخانه باید پلی میان دنیای واقعی و مجازی، میان سنت و نوآوری، و میان دانش و خلاقیت باشد.
جام جم آنلاین؛ برای نسل زد، کتابخانه جایی است برای تعامل، یادگیری آزاد، رشد فردی و اجتماعی و خلق محتوا. آنان کتابخانه را مانند یک زیستبوم فرهنگی و آموزشی میدانند که میتواند فرصت تجربهی مستقیم، تبادل ایده، و کشف معنا را فراهم کند.
در نگاه نسل زد، کتابخانه باید با فناوری همزیستی داشته باشد با منابع دیجیتال، کتابهای الکترونیکی، اینترنت پرسرعت، پلتفرمهای آموزش آنلاین و برنامههای مبتنی بر هوش مصنوعی. آنان میخواهند کتابخانه نه فقط محل نگهداری دانش، بلکه مرکز تولید و اشتراک آن باشد. بنابراین، کتابخانه نسل زد یعنی فضایی زنده، هوشمند و انسانی؛ جایی که میتوان آموخت، خلق کرد، ارتباط برقرار کرد و در مسیر رشد ذهنی و فرهنگی گام برداشت.
نسل زد، نسلی است که در میانه جهان دیجیتال و دنیای واقعی رشد کرده است. این نسل از حدود سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ متولد شده و از کودکی با اینترنت، تلفن هوشمند، شبکههای اجتماعی و ارتباطات سریع آشنا بوده است.نسل زد (Generation Z) معمولاً شامل افرادی است که تقریباً از ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۹ هجری شمسی. یعنی نوجوانان و جوانانی که در دهه هفتاد و هشتاد خورشیدی به دنیا آمدهاند و در دهه ۱۳۹۰ وارد جوانی شدهاند. این بازه در منابع مختلف ممکن است کمی جابهجا شود (گاهی از ۱۳۷۳ یا تا ۱۳۹۰)، اما میانگین پذیرفتهشده در مطالعات جمعیتشناسی همین حدود ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۹ است.
آنان نسلی هستند که تغییر را نه بهعنوان اتفاق، بلکه بهعنوان ذات زندگی خود پذیرفتهاند. برای همین، نگاهشان به هر مفهوم اجتماعی و فرهنگی با نسلهای قبلی متفاوت است. یکی از این تفاوتهای بزرگ در نگاه نسل زد به «کتابخانه» آشکار میشود؛ مکانی که در ذهن نسلهای پیشین بیشتر محل سکوت، تمرکز و مطالعه کتاب بود، اما در ذهن نسل زد معنایی کاملاً تازه و چندلایه دارد.
کتابخانه در دنیای نسل زد، دیگر صرفاً پناهگاهی برای کتاب نیست. آنان کتابخانه را محیطی زنده و متحرک میدانند؛ جایی برای تعامل، یادگیری، خلق و رشد. برای نسل زد، دانش مفهومی خشک و محدود به کتابهای چاپی نیست، بلکه تجربهای گسترده است که در فضای فیزیکی و مجازی جاری میشود. آنان میخواهند کتابخانه پلی باشد میان تفکر سنتی و فناوری نو، میان ذهن فردی و همکاری جمعی، و میان مطالعهی کلاسیک و یادگیری تجربهمحور.
مقدمه و تعریف نگاه نسل زد به دانش
نسل زد در جهانی بزرگ شده است که در آن اطلاعات بینهایت در دسترس است. آنان با یک لمس، به هزاران کتاب و مقاله آنلاین دست مییابند، با چند کلیک میتوانند دوره آموزشی شرکت کنند، پادکست گوش دهند یا فیلم آموزشی تماشا کنند. بنابراین برایشان دانش، محصول جستوجو نیست؛ فرآیند تجربه است. از نظر این نسل، یادگیری باید آزاد، شخصیسازیشده و در دسترس باشد.
به همین دلیل، کتابخانه در نگاه آنان باید خود را با این ذهنیت هماهنگ کند. تنها داشتن قفسههای پر از کتاب کافی نیست. نسل زد نیاز دارد در کتابخانه احساس کند که در مرکز یک شبکه دانایی ایستاده است؛ جایی که میتواند هم مصرفکننده دانش باشد و هم تولیدکننده آن. کتابخانه باید حس کنجکاوی را در او بیدار کند و فرصت دهد تا ایدههایش را بسازد، ارائه دهد و با دیگران به اشتراک بگذارد.
مفهوم کتابخانه برای نسل زد
برای نسل زد،
کتابخانه مفهومی پویا و انسانی دارد. آنان به دنبال فضایی هستند که هم
آرامش و تمرکز را فراهم کند و هم ارتباط و تجربه را. در ذهن آنان،
«کتابخانه» ترکیبی است از آرامش ذهنی، فضای اجتماعی، دسترسی دیجیتال و
الهام خلاقانه.
کتابخانه در نگاه نسل زد باید مانند یک محیط یادگیری چندحسی عمل کند. یعنی نه فقط خواندن کتاب، بلکه دیدن، شنیدن، خلق کردن و تجربه کردن. این نسل دوست دارد در کتابخانه کارگاه برگزار کند، تیم تشکیل دهد، فیلم بسازد، یا حتی موسیقی گوش کند و همزمان دربارهی مفهوم آن مطالعه کند.
برای آنان کتابخانه باید با زبان فناوری حرف بزند. داشتن وایفای قوی، منابع دیجیتال گسترده، نرمافزارهای جستوجوی هوشمند، و امکان دسترسی از راه دور بخش جداییناپذیر این تصویر است. با این نگاه، کتابخانه نه تنها مکانی برای حفظ دانش، بلکه مرکز تولید و بهروزرسانی آن میشود.
کتابخانه از نظر نسل زد باید فضایی باشد برای رشد فردی و اجتماعی. آنان به دنبال معنا هستند، نه فقط اطلاعات. انتظار دارند کتابخانه به آنان کمک کند تا هویت خود را بشناسند، علایقشان را کشف کنند و مسیر رشد ذهنی و حرفهای خود را پیدا کنند. نسل زد به تجربه اهمیت میدهد؛ پس کتابخانه باید تجربهمحور شود. فضایی که حس تعلق ایجاد کند، الهامبخش باشد و فرصت تعامل با دیگران را به شکل طبیعی و بیتکلف فراهم سازد.
انتظارات نسل زد از کتابخانه
نسل زد از کتابخانه انتظاراتی متفاوت از نسلهای گذشته دارد. آنان خواهان تحول هستند و انتظار دارند کتابخانهها با زمان حرکت کنند. در ادامه میتوان نگاه این نسل را با جزئیات روشنتر بیان کرد. نخستین انتظار آنان وجود فضایی انعطافپذیر و الهامبخش است.
کتابخانه از دید این نسل باید طراحی مدرن و باز داشته باشد، با نور طبیعی، رنگهای آرام و محیطی که برای مطالعه، گفتگو یا حتی استراحت ذهن مناسب باشد. آنان دوست دارند کتابخانه را همچون خانهی دوم خود حس کنند؛ جایی برای آزاداندیشی و خلاقیت.
دومین انتظار، دسترسی دیجیتال و همهجانبه است. نسل زد همواره آنلاین است و عادت دارد همه چیز را به صورت فوری دریافت کند. بنابراین کتابخانههایی که منابعشان را دیجیتال کردهاند، برای او جذابترند. امکان جستوجوی سریع، دانلود کتابهای الکترونیکی، شرکت در جلسات مجازی و ارتباط با پلتفرمهای آموزشی از راه دور از نیازهای اصلی این نسل به شمار میرود.
سومین انتظار، فضای تعامل اجتماعی و فرهنگی است. نسل زد از کتابخانه انتظار دارد محل گفتوگوهای واقعی باشد. آنها علاقهمندند در کتابخانه رویدادها، نشستهای فرهنگی، نمایشگاه آثار هنری یا حتی شبهای داستانخوانی برگزار شود. کتابخانه برای این نسل باید محل دیدار انسانها و تبادل فرهنگ باشد، نه فقط سکوت و مطالعهی فردی.
چهارمین انتظار نسل زد از کتابخانه، توجه به سلامت روان و آرامش ذهنی است. در دنیای پرتنش امروز، این نسل با سرعت زندگی و فشارهای روانی زیادی روبهروست. کتابخانه برایشان باید مکانی باشد که بتوانند ذهن خود را آرام کنند، کتابهایی دربارهی رشد شخصی یا تابآوری بیابند و در فضایی آرام به درون خود فکر کنند. کتابخانه مطلوب نسل زد تنها محل مطالعه نیست؛ پناهگاهی است برای بازیابی تعادل ذهن و احساس.
پنجمین انتظار، امکان تولید محتوا و ابراز هویت است. نسل زد عاشق تولید است. آنان میخواهند دیده شوند، صدایشان شنیده شود و ایدههایشان مسیر رشد پیدا کند. در نگاه آنان، کتابخانه باید امکاناتی برای ساخت پادکست، ضبط ویدئو، تولید آثار خلاقانه یا راهاندازی پروژههای گروهی فراهم کند. این نسل دوست دارد کتابخانه را بهعنوان صحنهای برای ابراز اندیشه و هویت شخصی خود تجربه کند.
و ششمین انتظار آنان این است که کتابخانه تبدیل به یک برند فرهنگی شود. نسل زد به برندها اهمیت میدهد؛ به هویت، اصالت و سبک رفتار آنها توجه دارد. کتابخانه از دید این نسل باید شخصیتی داشته باشد؛ یعنی در رفتار، فضای طراحی، برنامهها و فعالیتها، حس تعلق و معنا ایجاد کند.
آنان به دنبال تجربه منحصربهفرد هستند. اگر کتابخانه بتواند تبدیل به بخشی از تجربه فرهنگی و روزمره آنان شود، جایگاهش در ذهن این نسل تثبیت خواهد شد.
دکتر محمدرضا مقدسی مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی در ادامه تاکید میکند کتابخانه در عصر امروز باید خود را با زبان نسل زد بازتعریف کند. این نسل به دنبال تجربهی یادگیری شخصی، پویا و مبتنی بر معناست. آنان نمیخواهند فقط دانستههای دیگران را بخوانند؛ بلکه میخواهند در فرآیند یادگیری شریک باشند و خود سازندهی دانش شوند.
کتابخانه مطلوب نسل زد باید الگویی از همزیستی میان سنت و نوآوری باشد. یعنی از یکسو ارزش مطالعه و تفکر عمیق را حفظ کند و از سوی دیگر با فناوری و زندگی دیجیتال هماهنگ باشد. نسل زد دوست دارد به گذشته احترام بگذارد، اما همزمان آینده را بسازد. کتابخانه اگر بتواند این تعادل را ایجاد کند، تبدیل به یکی از مراکز اصلی رشد فرهنگی در عصر جدید خواهد شد.
پدر و بنیانگذار تاب آوری در ایران بر این باور است کتابخانههای آینده باید انسانمحور، خلاق و اجتماعی باشند. نسل زد میخواهد در کتابخانه حضور پیدا کند نه فقط برای مطالعه، بلکه برای خلق و ارتباط. بنابراین لازم است کتابخانهها از نقش سنتی خارج شده و به اکوسیستم فرهنگی تبدیل شوند؛ جایی که انسانها بتوانند یاد بگیرند، بیافرینند و تجربههای خود را با دیگران در میان بگذارند.
کتابخانه در نگاه نسل زد باید نماد اعتماد و رشد اجتماعی باشد. آنان از کتابخانه انتظار دارند که فضایی برای گفتوگوی بین نسلها باشد؛ جایی که نوجوان، جوان و بزرگسال بتوانند در کنار هم حقیقتهای مشترک را جستوجو کنند. در این میان، نقش کتابدار و مدیریت کتابخانه نیز باید تغییر کند.
کتابدار دیگر فقط حافظ منابع نیست؛ بلکه باید راهنما، تسهیلگر و مشاور
یادگیری باشد. او باید با زبانی دوستانه و همراه، نسل زد را هدایت کند تا
مسیر رشد شخصی و فرهنگی خود را بیابد.
پدر و بنیانگذار تاب آوری در ایران بر این باور است کتابخانههای آینده
باید انسانمحور، خلاق و اجتماعی باشند. نسل زد میخواهد در کتابخانه حضور
پیدا کند نه فقط برای مطالعه، بلکه برای خلق و ارتباط. بنابراین لازم است
کتابخانهها از نقش سنتی خارج شده و به اکوسیستم فرهنگی تبدیل شوند؛ جایی
که انسانها بتوانند یاد بگیرند، بیافرینند و تجربههای خود را با دیگران
در میان بگذارند.
کتابخانه برای نسل زد چیزی
فراتر از مکان است. کتابخانه اکنون مفهومی زنده و انسانی است؛ بستری برای
رشد ذهن، ارتباط اجتماعی، خلاقیت فرهنگی و تجربه معنا. اگر کتابخانه
بتواند از فضای سنتی خود عبور کند و تبدیل به محیطی پویا و تعاملمحور شود،
نسل زد نهتنها به آن بازخواهد گشت بلکه آن را بخشی از زندگی دیجیتال و
انسانی خود خواهد دانست. آنان از کتابخانه انتظار دارند که دروازهای به
سوی آینده باشد؛ آیندهای که در آن دانش و خلاقیت در کنار آرامش و انسانیت
معنا پیدا میکند.
دکتر محمدرضا مقدسی، مدیر و موسس «خانه تاب آوری» ومترجم کتاب های تاب آوری درگفت و گو با جام جم می گوید: «تاب آوری در ظرفیت و خلقت همه افراد وجود دارد، اما آنچه مورد توجه است این که این ویژگی را باید به خوبی در کودک تقویت کرد و همه در این خصوص وظیفه دارند. کسی نمی تواند آینده را پیش بینی کند و هیچ کسی نمی داند فردا برای خود و عزیزانش چگونه خواهد بود و با توجه به این که ما نمی توانیم دنیا را تحت کنترل و مدیریت خود داشته باشیم اما می توانیم توانایی و تاب آوری خود و کودک مان را تقویت کرده تا در نهایت بهتر از پس مشکلات و ناملایمات برآییم.» گرچه تاب آوری از رویین تنی و شکست ناپذیری صحبت نمی کند اما کمک می کند تا زندگی کودکان کمتر دچار تنش و آشفتگی شود. تاب آوری موجب می شود کودکان تلخی و اضطراب کمتری را پس از شکست تجربه کنند و چه بسا بهتر بتوانند مسیر زندگی را پی بگیرند. بهترین دوران آموزش تاب آوری، کودکی است. تاب آوری در دوران کودکی به خوبی تمرین و تقویت خواهد شد.
اشتباه والدین در محبت بیش از حد به کودک
آنچه واقعا می خواهیم کودکان بیاموزند، آن است که سپری بیابند یا خود سپری بسازند برای مقابله با ناملایمات زندگی. این رادکتر مقدسی می گوید و اعتقاد دارد محبت بیش ازحد والدین به معنی وابسته شدن کودک وعدم مهارت تصمیم گیری وکاهش اعتمادبه نفس اوست. در حالی که در ذات انسان مراحل رشد تا کسب استقلال نهاده شده و این اشتباه والدین در تاب آوری کودکان به شمار می رود. با افزایش مهارت تاب آوری، کودک یاد می گیرد اگر در تلاش اول با شکست مواجه شد، بتواند احساس ترس، ناامیدی، غمگینی و اضطراب خود را مدیریت کند و به تلاش مجدد بپردازد.
شکست باعث تاب آوری نمی شود
شکست، یک تجربه همگانی و فراگیر است و خواه و ناخواه رخ می دهد. تاب آوری طرفدار شکست نیست چرا که شکست برای کودکان بخشی از ماجرای ویرانی آنهاست اما به هرحال در زندگی کودکان اتفاق خواهد افتاد،پس چه بهتر آن که برای رویارویی موفق با چنین چهره ای از زندگی، آموزش دیده و آماده باشیم. دکتر مقدسی می گوید:«این باوری بی اساس است که شکست سبب تاب آوری می شود. وقتی کودکان بارها شکست بخورند و حمایتی هم دریافت نکنند تبدیل به آدمی شکست خورده و متلاشی می شوند. تاب آوری به معنای شکست نخوردن نیست. تاب آوری به ما می گوید اوضاع، گاهی خوب نیست. پس باید بتوانی خود را جمع و جور کنی و دوباره سعی کنی تا موفق شوی. این امر نیاز به تجربیات موفق و حمایت عاطفی فراوان دارد که بتواند سبب افزایش اعتماد به نفس کودک در مواجهه با مشکلات و شکست شود.»
وقتی تاب آوری تقویت نشود
ضروری است که والدین تربیت و تقویت تاب آوری را از کودکی فرزندان خود شروع کنند.همه فرزندان بزرگ خواهند شد و بدون والدین خود به زندگی ادامه می دهند. کیفیت زندگی آنها بستگی به این دارد که به دور از اضطراب و سختگیری های بیجا قدرت تاب آوری آنها تقویت شود.دکتر مقدسی می گوید: «درصورتی که پدر و مادر تا بزرگ شدن کودک، نتوانند به او اعتماد کرده و به او اجازه مقابله با چالش های دوران رشدش راندهند، کودک دربزرگسالی پختگی لازم ودربرابر موقعیت های استرس زا، تاب آوری مناسبی را نخواهد داشت وممکن است درصورت سپرشدن پدرومادرمقابل کودک وحل وفصل کردن تمامی مشکلاتش،کودک دچاروابستگی افراطی شده وفرصت های رشدش راازدست بدهد.چنین شخصی درآینده، قدرت تصمیم گیری وجسارت لازم برای تعاملات اجتماعی را نخواهد داشت.»
تاب آوری کودکان این امکان را فراهم میکند که از نظر ذهنی سازگار و منعطف باشند ،سلامت جسمانی خود را حفظ کنند و با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنند.
تاب آوری در کودکان به توانایی آنها در سازگاری، مقابله و بازیابی از موقعیت ها و چالش ها اشاره دارد. تاب آوری ظرفیتی است برای غلبه بر استرس، ناملایمات، شکست، چالش ها، یا آسیب ها بشمار می آید این مهارتی است که کودکان با رشد خود به آن دست می یابند.
سارا هیات روانشناس کودکان تاب آور بیشتر احتمال دارد که کنجکاو و شجاع
باشند و به غرایز خود اعتماد کنند. آن ها محدودیت های خود را می دانند و
تمایل بیشتری دارند از منطقه امن خارج شده و تجربیات جدیدی را خلق کنند.
مشاهدات و بررسی متون نشان میدهد که چهار نوع اصلی تاب آوری در کودکان وجود
دارد: عاطفی، ذهنی، جسمی و اجتماعی. اینها به کودکان اجازه می دهد تا
احساسات را تنظیم و مدیریت بهتری در هیجانات خود نشان دهند.
تاب آوری کودکان
این امکان را فراهم میکند که از نظر ذهنی سازگار و منعطف باشند ،سلامت
جسمانی خود را حفظ کنند و با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنند.
نکته قابل توجه اینکه بدانیم تاب آوری ذاتی نیست و می توان آن را از طریق برنامه هایی مانند پذیرش اشتباهات، ترویج خوش بینی، الگوبرداری از انعطاف پذیری و تشویق فعالیت بدنی پرورش و توسعه داد.
تاب آوری و انعطاف پذیری برای کمک به کودکان برای عبور از موانع و استرس هایی که در زمان رشد با آنها مواجه می شوند، از قلدری گرفته تا تغییرات ناخواسته خانوادگی مثل فوت والدین یا طلاق حیاتی است. تاب آوری به آنها اجازه می دهد تا خودکارآمدی و توانایی خود را تجربه کرده و توسعه دهند
در آموزش تاب آوری برای کودکان بایستی در نظر داشته باشیم که تاب آوری یک فرآیند پویا است نه یک ویژگی ثابت که از تعاملات ویژگی های فردی کودک با خانواده، جامعه و سیستم های اجتماعی-فرهنگی گسترده تر او پدیدار می شود
تاب آوری به عنوان یک مهارت بنیادی به کودکان اجازه می دهد در مواجهه با ناملایمات سازگار شوند و رشد کنند، و می توان آن را به طور فعال از طریق روابط و محیط های حمایتی پرورش داد.
برای کمک به رشد تاب آوری کودکان، والدین و معلمان می توانند نکات زیر را مد نظر قرار دهند:
۱. ایجاد روابط قوی: اهمیت ارتباط با دیگران و ایجاد روابط
را به کودکان بیاموزید. همدلی، گوش دادن فعال، و ایجاد یک شبکه خانواده
حمایتی را برای ارائه حمایت اجتماعی تشویق کنید.
۲. تشویق مفید بودن: کودکان را در فعالیت های داوطلبانه متناسب با سن یا کارهای ساده ای که آنها را برای کمک به دیگران توانمند می کند مشارکت دهید. این می تواند حس توانمندی و توانایی آنها را تقویت کند.
۳. انظباط و ساختارمندی: برای کودکان، به ویژه جوانانی که ساختارمند و هدفمند زندگی میکنند کمتر سرگشتگی و آشفتگی بروز میکند ، بدون برنامه بودن احسا غیر مفید بودن را دامن میزند.برنامه های روزانه آرامش بخش ایجاد کنید. برنامه های مشخص برای تکالیف مدرسه و بازی می توانند در زمان های پریشانی و عدم اطمینان ثبات ایجاد کنند.
۴. ترویج دیدگاه مثبت: به کودکان کمک کنید تصویر بزرگتر و چشم اندازی وسیع تر در آینده را مد نظر داشته باشند و دیدگاه بلندمدت خود را حفظ کنند.
آنها را تشویق کنید تا تفکر غیرواقعی را به چالش بکشند و دیدگاهی خوش
بینانه داشته باشند، با تاکید بر اینکه مشکلات موقتی هستند و زندگی به جلو
می رود.
۵. تاکید بر مراقبت از خود: اهمیت مراقبت از خود را از طریق تغذیه مناسب، ورزش و خواب کافی به کودکان بیاموزید. آنها را تشویق کنید تا در فعالیت هایی که از آنها لذت می برند شرکت کنند، زیرا مراقبت از خود در زمان های استرس زا به تعادل و انعطاف پذیری کمک می کند.
۶. تعیین اهداف قابل دستیابی: به کودکان در تعیین اهداف واقعی و دست یافتنی کمک کنید، آنها را به مراحل قابل مدیریت تقسیم کنید. هدف گذاری به کودکان کمک می کند تا با حرکت تدریجی به جلو، تمرکز کنند، پیشرفت کنند و انعطاف پذیری خود را ایجاد کنند.
۷. تقویت اعتماد به نفس: موفقیت ها و چالش های گذشته را به کودکان یادآوری کنید که بر آنها غلبه کرده اند. آنها را تشویق کنید تا به توانایی های حل مسئله و مهارت های تصمیم گیری خود اعتماد کنند و اعتماد به نفس و انعطاف پذیری را تقویت کنند.
۸. تشویق به خودیابی و خودشناسی: زمان های سخت فرصت هایی را برای کودکان فراهم می کند تا درباره خود بیاموزند. به کودکان کمک کنید تا درس هایی را که می آموزند بشناسند و به تفکر در مورد نقاط قوت و توانایی های خود تشویق کنید.
۹. مسیریابی در تغییر : کودکان را از طریق تغییرات، مانند انتقال یا جابجایی در مدرسه یا گروه همسالان، با توضیح اینکه تغییر بخشی طبیعی از زندگی است، راهنمایی کنید. به آنها در شناسایی آنچه که خوب پیش می رود و ایجاد برنامه های اقدام برای مناطقی یا موضوعاتی که نیاز به بهبود دارند کمک کنید.
بنظر میرسد با اجرای این نکات، والدین و معلمان می توانند نقش مهمی در پرورش تاب آوری کودکان ایفا کنند و به آنها کمک کنند تا با اعتماد به نفس و سازگاری با چالش ها، شکست ها و عدم قطعیت ها عبور کنند.

مسیر آموزش تابآوری کودکان؛ از امنیت و دلبستگی تا مهارت، امید و مدرسه تابآور
تابآوری کودکان یکی از مهمترین موضوعات در حوزه روانشناسی رشد، سلامت روان و تربیت است. کودکان در مسیر رشد خود با ناکامی، تغییر، جدایی، تعارض خانوادگی، فشارهای تحصیلی، بیماری، فقدان، جابهجایی و تجربههای دشوار مختلف روبهرو میشوند. هدف آموزش تابآوری کودکان این نیست که کودک را از دشواریهای زندگی دور کنیم یا او را به فردی تبدیل کنیم که هیچگاه ناراحت، مضطرب یا شکستخورده نشود. هدف اصلی آن است که کودک به تدریج بیاموزد چگونه احساسات خود را بشناسد، از منابع حمایتی کمک بگیرد، مسئله را حل کند، امید خود را حفظ کند و پس از تجربه دشواری دوباره به مسیر رشد بازگردد.
در ادبیات علمی تابآوری، کودک به عنوان فردی فعال در فرایند رشد دیده میشود. تابآوری حاصل تعامل میان ویژگیهای فردی، روابط خانوادگی، مدرسه، دوستان، جامعه و شرایط محیطی است. از این منظر، آموزش تابآوری کودکان یک برنامه محدود به چند جلسه آموزشی نیست؛ مسیر مستمری است که از خانواده آغاز میشود و در مدرسه و جامعه ادامه پیدا میکند.
آموزش تابآوری کودکان از کجا آغاز میشود؟
نخستین مرحله آموزش تابآوری کودکان، ایجاد احساس امنیت است. کودک زمانی میتواند مهارتهای جدید را یاد بگیرد که در محیط زندگی خود احساس کند دیده میشود، شنیده میشود و در صورت مواجهه با مشکل، فرد یا افرادی برای حمایت از او وجود دارند. رابطه امن با والدین، مربیان و مراقبان، زمینه مهمی برای شکلگیری اعتماد و توانایی مقابله با دشواریهاست.
در این مرحله، رفتار بزرگسالان اهمیت زیادی دارد. کودکان از نحوه مواجهه والدین با مشکلات یاد میگیرند. وقتی والد در برابر یک مسئله دشوار، هیجان خود را مدیریت میکند، درباره مشکل گفتوگو میکند، برای حل آن راه پیدا میکند و در صورت نیاز از دیگران کمک میگیرد، کودک نیز به صورت غیرمستقیم الگوی مقابله مؤثر را مشاهده میکند.
بنابراین آموزش تابآوری کودکان با سخنرانی درباره «قوی بودن» آغاز نمیشود. این آموزش از کیفیت رابطه، امنیت روانی، پذیرش احساسات و فراهم کردن فرصت تجربه و یادگیری شروع میشود.
مرحله دوم؛ آموزش سواد هیجانی به کودک
کودکی که نتواند احساس خود را تشخیص دهد، در مدیریت آن نیز با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد. آموزش تابآوری باید به کودک کمک کند احساساتی مانند ترس، خشم، غم، نگرانی، ناامیدی و شادی را بشناسد و درباره آنها حرف بزند.
در این مرحله استفاده از داستان، نقاشی، بازی، نمایش و گفتوگوی متناسب با سن کودک بسیار مؤثر است. برای نمونه میتوان از کودک پرسید «اگر این شخصیت داستان ناراحت باشد، چه چیزی میتواند به او کمک کند؟» چنین پرسشهایی کودک را از شنونده منفعل به مشارکتکننده در فرایند یادگیری تبدیل میکند.
پیام مهم این مرحله آن است که احساسات دشمن کودک نیستند. ترس میتواند درباره خطر هشدار دهد، غم میتواند نیاز به حمایت را نشان دهد و خشم میتواند بیانگر تجربه بیعدالتی یا ناکامی باشد. کودک باید بیاموزد احساس خود را بشناسد و برای مدیریت آن راه سالم پیدا کند.
مرحله سوم؛ تقویت خودکارآمدی و حل مسئله
یکی از پایههای مهم تابآوری کودکان، باور به توانایی اثرگذاری بر شرایط است. کودک باید تجربه کند که میتواند در برخی مسائل تصمیم بگیرد، انتخاب کند و نتیجه رفتار خود را مشاهده کند.
آموزش حل مسئله در این مرحله جایگاه مهمی دارد. کودک میتواند یاد بگیرد ابتدا مشکل را تعریف کند، سپس راههای مختلف را پیدا کند، پیامدهای هر راه را بسنجد و یک گزینه مناسب را امتحان کند. اگر نتیجه مطلوب نبود، دوباره میتواند مسیر دیگری را انتخاب کند.
این فرایند به کودک میآموزد شکست یک پاسخ نهایی نیست. گاهی یک راه جواب نمیدهد و لازم است روش دیگری امتحان شود. چنین تجربههایی به تدریج احساس شایستگی و خودکارآمدی را تقویت میکنند.
مرحله چهارم؛ ساختن شبکه حمایت
تابآوری کودک در خلأ شکل نمیگیرد. خانواده، مدرسه، دوستان، مربیان و دیگر افراد قابل اعتماد بخشی از شبکه حمایت کودک هستند. آموزش تابآوری باید به کودک بیاموزد که درخواست کمک نشانه ضعف نیست.
کودک باید بتواند تشخیص دهد در هنگام ناراحتی یا مواجهه با مشکل به چه کسی مراجعه کند. والدین، معلم، مشاور مدرسه، مربی یا یکی از اعضای قابل اعتماد خانواده میتوانند بخشی از این شبکه باشند.
در اینجا مفهوم «حمایتیابی» اهمیت پیدا میکند. کودک تابآور کودکی نیست که همه مشکلات را به تنهایی حل کند. کودک تابآور میآموزد چه زمانی تلاش فردی کافی نیست و چه زمانی باید از دیگران کمک بخواهد.
مرحله پنجم؛ پرورش امید و نگاه آیندهمحور
امید یکی از عناصر مهم در آموزش تابآوری کودکان است. کودک باید بتواند آینده را فراتر از مشکل فعلی تصور کند. وقتی کودک در یک شکست تحصیلی، تعارض دوستی یا تجربه دشوار خانوادگی گرفتار میشود، ممکن است تصور کند شرایط برای همیشه همینگونه خواهد ماند. آموزش تابآوری کمک میکند کودک میان «آنچه اکنون اتفاق افتاده» و «آنچه ممکن است در آینده رخ دهد» تفاوت بگذارد.
امید در اینجا به معنای خوشبینی غیرواقعبینانه نیست. امید یعنی کودک بتواند هدفی داشته باشد، برای رسیدن به آن مسیر پیدا کند و در صورت وجود مانع، راه دیگری را امتحان کند.
کتاب «مدرسه امید» که با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی و نرگس زمانی منتشر شده، از جمله منابعی است که پیوند میان روانشناسی مثبت، امید، مدرسه و رشد دانشآموزان را مورد توجه قرار میدهد. این اثر بر ظرفیت مدرسه برای ایجاد محیطی حمایتگر و امیدآفرین تأکید دارد و برای والدین، مربیان و فعالان حوزه آموزش میتواند منبعی کاربردی باشد.
نقش مدرسه در مسیر آموزش تابآوری کودکان
مدرسه دومین محیط مهم رشد کودک است. آموزش تابآوری در مدرسه زمانی اثربخشتر خواهد بود که به بخشی از فرهنگ مدرسه تبدیل شود. رابطه محترمانه معلم با دانشآموز، فرصت مشارکت، پذیرش تفاوتهای فردی، آموزش مهارتهای اجتماعی، تقویت احساس تعلق و فراهم کردن امکان گفتوگو درباره مشکلات، همه در ساختن مدرسه تابآور نقش دارند.
در این زمینه کتاب «تابآوری در مدارس» از جمله آثاری است که در مسیر معرفی رویکردهای مدرسهمحور به تابآوری در ادبیات فارسی مورد استفاده قرار گرفته و از منابع ترجمهشده در مجموعه فعالیتهای دکتر محمدرضا مقدسی و خانه تابآوری معرفی شده است.
کتابهای دکتر محمدرضا مقدسی در حوزه تابآوری کودکان
فعالیت دکتر محمدرضا مقدسی در حوزه ترجمه و انتشار منابع تابآوری، دامنه گستردهای دارد. منابع منتشرشده با همکاری ایشان، موضوعاتی از تابآوری کودکان و نوجوانان تا مدرسه، خانواده، زنان، کوچینگ و تابآوری اجتماعی را پوشش میدهند. منابع موجود درباره کتابشناسی ایشان از انتشار بیش از چهل عنوان تخصصی و در منابع جدیدتر از بیش از پنجاه عنوان ترجمه، تألیف یا انتشار در این حوزه خبر میدهند.
در حوزه کودکان، «کتاب تابآوری کودکان» اثر دکتر وندی ماوس با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی و طیبه سرلک و انتشار توسط انتشارات ورجاوند، یکی از منابع مهم این مجموعه است. معرفی این کتاب آن را منبعی برای آشنایی با مفهوم تابآوری و شیوههای تقویت آن در کودکان معرفی میکند.
«تابآوری شناختی رفتاری کودک؛ کتاب کار» نیز از آثار مهم این مسیر است که در سال ۱۴۰۲ توسط انتشارات ورجاوند منتشر شده است. این اثر از منظر کاربردی اهمیت دارد، زیرا آموزش تابآوری را به تمرینها و فعالیتهای قابل استفاده برای کودک نزدیک میکند. در فهرست کتابشناسی منتشرشده از آثار دکتر مقدسی، این اثر در کنار «کتاب کار تابآوری، بهباشی و طرز فکر نوجوانان» قرار گرفته است.
کتاب «تابآوری برای کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه» نوشته مایکل اونگار نیز در سال ۱۴۰۰ توسط انتشارات مهدخت منتشر شده و در کتابشناسی آثار دکتر محمدرضا مقدسی قرار دارد. اهمیت این اثر در توجه به تفاوتهای فردی و شرایط خاص کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه است؛ موضوعی که نشان میدهد آموزش تابآوری باید متناسب با شرایط، ظرفیتها و محیط زندگی هر کودک طراحی شود.
در کنار منابع اختصاصی کودکان، «مدرسه امید» جایگاه ویژهای در مسیر آموزش تابآوری دارد. این کتاب بر روانشناسی مثبت در آموزش، راهبردهای عملی و تجربههای واقعی تمرکز دارد و پیوند میان امید، سلامت روان و تابآوری دانشآموزان را دنبال میکند.
از کتاب تا برنامه آموزشی
ارزش کتابهای تابآوری کودکان زمانی بیشتر آشکار میشود که محتوای آنها به برنامه آموزشی تبدیل شود. والد یا مربی نباید انتظار داشته باشد کودک صرفاً با خواندن یک کتاب تابآور شود. کتاب میتواند نقشه راه باشد؛ اما تمرین، گفتوگو، بازی، تجربه و حمایت اجتماعی هستند که مهارت را به زندگی روزمره منتقل میکنند.
یک مسیر مناسب آموزش تابآوری کودکان میتواند با شناخت احساسات شروع شود، سپس به خودآرامسازی، حل مسئله، ارتباط مؤثر، حمایتیابی، تفکر انعطافپذیر، امید و هدفگذاری برسد. در ادامه، کودک باید فرصت داشته باشد این مهارتها را در موقعیتهای واقعی زندگی تمرین کند.
نکته مهم این است که آموزش تابآوری نباید به فشار برای «قوی بودن» تبدیل شود. کودک حق دارد بترسد، گریه کند، ناراحت شود و گاهی احساس ناتوانی کند. تابآوری به معنای حذف این تجربهها نیست؛ تابآوری یعنی کودک در کنار تجربه این احساسات، به تدریج ابزارهای سالمتری برای ادامه مسیر پیدا کند.
خانواده؛ مهمترین شریک آموزش تابآوری
هیچ برنامه آموزش تابآوری کودکان بدون مشارکت خانواده کامل نیست. والدین باید بدانند که پاسخ آنها به اشتباه، شکست و هیجان کودک، بخشی از آموزش تابآوری است. اگر هر اشتباه کودک با سرزنش همراه شود، کودک ممکن است از تجربه کردن و پذیرش مسئولیت فرار کند. اگر والدین میان حمایت و مسئولیتپذیری تعادل برقرار کنند، کودک فرصت بیشتری برای یادگیری خواهد داشت.
حمایت مؤثر به معنای انجام دادن همه کارهای کودک نیست. والد میتواند کنار کودک بماند، به او گوش دهد، احساسش را بپذیرد و سپس کمک کند خودش برای مسئله راه پیدا کند. چنین رویکردی استقلال و خودکارآمدی را همزمان تقویت میکند.
جمعبندی؛ مسیر تابآوری از رابطه آغاز میشود
آموزش تابآوری کودکان یک مسیر تدریجی است که از امنیت و رابطه آغاز میشود و به سواد هیجانی، خودکارآمدی، حل مسئله، حمایتیابی، امید و مشارکت اجتماعی میرسد. خانواده بستر نخست این مسیر است و مدرسه میتواند آن را توسعه دهد. کتابهای تخصصی نیز ابزار مهمی برای انتقال دانش و تبدیل یافتههای علمی به فعالیتهای آموزشی هستند.
فعالیت دکتر محمدرضا مقدسی و خانه تابآوری ایران در ترجمه و انتشار منابع تخصصی، بخشی از جریان توسعه ادبیات تابآوری در ایران بوده است. در میان این منابع، آثاری مانند «کتاب تابآوری کودکان»، «تابآوری شناختی رفتاری کودک؛ کتاب کار»، «تابآوری برای کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه»، «تابآوری در مدارس» و «مدرسه امید» میتوانند برای خانوادهها، مربیان، معلمان، مشاوران و فعالان سلامت روان، منابع قابل استفادهای در مسیر آموزش تابآوری کودکان باشند.
در نهایت، تابآوری کودکان پروژهای برای ساختن کودکی بدون مشکل نیست. زندگی همیشه با تغییر و دشواری همراه است. هدف آموزش تابآوری آن است که کودک در جریان همین زندگی، مهارتهایی برای شناخت خود، تنظیم هیجان، برقراری ارتباط، حل مسئله، کمک گرفتن و حفظ امید پیدا کند. کودکی که میآموزد پس از یک ناکامی دوباره تلاش کند، پس از یک تعارض گفتوگو کند و هنگام نیاز از فرد قابل اعتماد کمک بخواهد، در حال یادگیری تابآوری است. این همان مسیری است که از امنیت آغاز میشود، با تجربه و آموزش رشد میکند و در خانواده، مدرسه و جامعه به یک ظرفیت پایدار برای زندگی تبدیل میشود.
آموزش تابآوری کودکان به معنای تقویت توانایی آنها برای مقابله با چالشها، استرسها و مشکلات زندگی است.
این مهارت به کودکان کمک میکند تا پس از مواجهه با شرایط دشوار، بتوانند به سرعت به وضعیت عادی بازگردند و حتی از این تجربیات برای رشد شخصیتی خود استفاده کنند.
تابآوری به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به کودکان میآموزد چگونه با احساسات منفی مانند اضطراب، غم یا ناامیدی کنار بیایند و راهحلهایی برای بهبود شرایط پیدا کنند.
اولین گام در آموزش تابآوری، ایجاد خودآگاهی در کودکان است.
کودکان باید یاد بگیرند احساسات خود را شناسایی کنند و بدانند چه چیزی آنها را خوشحال یا ناراحت میکند. این خودآگاهی به آنها کمک میکند تا در مواقع استرسزا، راههای آرامسازی خود را پیدا کنند. برای مثال، والدین میتوانند از کودکان بخواهند فعالیتهایی که به آنها آرامش میدهد را روی کاغذ بنویسند و در مواقع نیاز از آنها استفاده کنند.
خودآگاهی سنگ بنای تابآوری است.
آموزش خودآگاهی به کودکان شامل کمک به آنها برای شناخت و درک احساسات، افکار و واکنشهای خود در شرایط مختلف است.
این فرآیند شامل تشویق کودکان به توجه به احساسات بدنی و روانی خود، شناسایی الگوهای فکری و رفتاری و درک نقاط قوت و ضعف خود میشود.
با افزایش خودآگاهی، کودکان بهتر میتوانند احساسات خود را مدیریت کنند، تصمیمات آگاهانه بگیرند و با چالشها به شیوهای مؤثرتر روبرو شوند، که همه اینها به تقویت تابآوری آنها کمک میکند.
دومین گام، آموزش مهارتهای حل مسئله است.
کودکان باید یاد بگیرند چگونه مشکلات را شناسایی کنند، راهحلهای ممکن را بررسی کنند و بهترین گزینه را انتخاب نمایند. این فرآیند نه تنها اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد، بلکه به آنها میآموزد که شکست بخشی طبیعی از زندگی است و میتوان از آن درس گرفت. والدین میتوانند با اجازه دادن به کودکان برای حل مشکلات کوچک، این مهارت را در آنها تقویت کنند.
گام دوم در آموزش تابآوری، آموزش مهارتهای حل مسئله است.
مهارتهای حل مسئله توانایی شناسایی و تعریف مشکلات، تولید راهحلهای جایگزین، ارزیابی اثربخشی هر راهحل و اجرای بهترین راه حل را در بر میگیرد.
با یادگیری نحوه حل مشکلات مؤثر، افراد میتوانند احساس کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشند و احتمال غلبه بر چالش ها را افزایش دهند.
علاوه بر این، مهارتهای حل مسئله میتواند به افراد کمک کند تا سازگارتر و انعطافپذیرتر باشند، زیرا آنها یاد میگیرند که چگونه در مواجهه با موانع راههای خلاقانه برای حرکت به جلو بیابند.
سومین گام، ایجاد محیطی امن و حمایتی است.
روابط قوی با والدین، معلمان و دیگر افراد مهم در زندگی کودکان، پایهای اساسی برای تابآوری آنها فراهم میکند. کودکان در چنین محیطی احساس امنیت و تعلق میکنند، که به آنها اجازه میدهد با اعتماد به نفس بیشتری با چالشها روبرو شوند. حمایت عاطفی و تشویق به بیان احساسات نیز نقش مهمی در این فرآیند دارد.
ایجاد یک محیط امن و حمایتی، سومین گام اساسی در آموزش تابآوری به افراد است.
این محیط باید به گونهای باشد که فرد احساس امنیت و آرامش کند، بتواند بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، احساسات و تجربیات خود را بیان کند و از حمایت و همدلی دیگران برخوردار باشد.
وجود چنین فضایی به فرد کمک میکند تا با چالشها و مشکلات خود بهتر مقابله کند، از اشتباهات خود درس بگیرد و اعتماد به نفس خود را افزایش دهد.
چهارمین گام، آموزش مدیریت استرس و هیجانات است.
کودکان باید یاد بگیرند چگونه احساسات خود را مدیریت کنند و از تکنیکهایی مانند تنفس عمیق، تمرکز و ذهنآگاهی استفاده نمایند. این مهارتها به آنها کمک میکند تا در مواقع استرسزا، آرامش خود را حفظ کنند و تصمیمات بهتری بگیرند. والدین میتوانند با مدلسازی رفتارهای مثبت، این مهارتها را به کودکان آموزش دهند.
چهارمین گام در این آموزش مدیریتاسترس وتنظیم هیجانات است با توسعه این مهارت ها، افراد می توانند انعطاف پذیرتر شوند، استرس را بهتر مدیریت کنند و هیجانات خود را به طور موثرتری تنظیم کنند، و در نهایت به بهبود سلامت روانی و رفاه کلی منجر شوند.
تشویق به مستقل شدن و تصمیمگیری نیز بخشی مهم از آموزش تابآوری است. کودکان باید فرصت داشته باشند تا در کارهای کوچک مستقل عمل کنند و تصمیمات خود را بگیرند. این تجربیات به آنها کمک میکند تا احساس مسئولیت و کنترل بر زندگی خود را توسعه دهند. والدین میتوانند با تشویق کودکان به انجام وظایف کوچک و قدردانی از تلاشهای آنها، این فرآیند را تسهیل کنند.
آموزش تابآوری کودکان یک فرآیند تدریجی است که نیاز به صبر، حمایت و مشارکت فعال والدین و مربیان دارد.
زهرا نیازاده نویسنده کتاب مسیر تاب آوری در خاتمه آورده است با ترکیب این روشها، کودکان میتوانند مهارتهای لازم برای مقابله با چالشهای زندگی را کسب کنند و به بزرگسالانی قوی و انعطافپذیر تبدیل شوند.

آموزش تابآوری از کودکی آغاز میشود و کودکی در خانه است. خانواده نخستین محیط شکلگیری امنیت، اعتماد، خودباوری و مهارتهای مقابلهای کودک است. والدین با گفتوگوی صمیمی، پذیرش احساسات، آموزش حل مسئله، ایجاد فرصت تجربه و حمایت عاطفی میتوانند پایههای تابآوری را در کودک تقویت کنند. کودک تابآور میآموزد دشواریها پایان راه نیستند و با کمک، یادگیری و تلاش دوباره میتوان از آنها عبور کرد.
خانواده؛ نخستین مدرسه تابآوری
نخستین محیط آموزش تابآوری، خانواده است. کودک از رفتار والدین خود بسیار میآموزد. نحوه واکنش والدین به شکست، اشتباه، اختلاف، نگرانی و مشکلات روزمره میتواند الگوی رفتاری کودک قرار گیرد.
والدینی که درباره احساسات با کودک صحبت میکنند، به او فرصت بیان نگرانی میدهند و در کنار تعیین مرزهای روشن، رابطهای امن و حمایتگر ایجاد میکنند، زمینه رشد تابآوری را فراهم میسازند. حمایت والدین به معنای حل همه مشکلات کودک نیست. گاهی والد باید در کنار کودک بماند و اجازه دهد او متناسب با سن خود مسئله را حل کند.
**کودک در فضای خانواده یاد میگیرد که چگونه با ناکامی روبهرو شود، کمک بخواهد، تصمیم بگیرد و دوباره تلاش کند. پذیرش اشتباه، تشویق تلاش، مسئولیتپذیری و ایجاد فرصت انتخاب، احساس شایستگی کودک را افزایش میدهد. والدین تابآور نیز با مدیریت هیجان و حفظ آرامش، الگوی عملی مناسبی برای فرزندان هستند. چنین خانوادهای زمینه رشد اعتمادبهنفس، استقلال، انعطافپذیری و مهارت حل مسئله را فراهم میکند و خانه را به نخستین مدرسه تابآوری تبدیل میسازد.**
آموزش تابآوری از کودکی آغاز میشود. کودک از نخستین سالهای زندگی، در خانواده، مهدکودک، مدرسه و محیط اجتماعی خود با موقعیتهایی روبهرو میشود که میتوانند ظرفیت سازگاری، حل مسئله، تنظیم هیجان و اعتماد به خود را در او شکل دهند. تابآوری به معنای مصونیت در برابر دشواریها نیست؛ به معنای برخورداری از ظرفیتهایی است که به کودک کمک میکنند در مواجهه با فشارها و تغییرات، مسیر رشد خود را حفظ کند و پس از تجربه دشواری، امکان سازگاری و بازگشت به کارکرد مناسب را پیدا کند.
امروزه آموزش تابآوری کودکان یکی از موضوعات مهم در حوزه روانشناسی رشد، سلامت روان، آموزش و پرورش و سیاستگذاری اجتماعی است. کودکی که یاد میگیرد احساسات خود را بشناسد، برای مشکلات راهحل پیدا کند، از دیگران کمک بخواهد، شکست را بخشی از فرآیند یادگیری بداند و در شرایط دشوار ارتباط خود را با منابع حمایتی حفظ کند، در سالهای بعد نیز از سرمایه روانشناختی ارزشمندی برخوردار خواهد بود.
در این میان، نقش خانواده بسیار مهم است. تابآوری کودکان در خلأ شکل نمیگیرد. کیفیت رابطه والد و کودک، امنیت عاطفی، سبک فرزندپروری، فرصت تجربه مسئولیت، دسترسی به حمایت اجتماعی و کیفیت محیط آموزشی در رشد آن تأثیر دارند. به همین دلیل آموزش تابآوری باید از کودک آغاز شود، اما در کودک متوقف نماند و خانواده، مدرسه و جامعه را نیز دربرگیرد.
تابآوری کودکان مجموعهای از ظرفیتهای روانشناختی و اجتماعی است که به کودک کمک میکند با فشارها، تغییرات و تجربههای دشوار سازگار شود. این ظرفیتها شامل تنظیم هیجان، حل مسئله، انعطافپذیری شناختی، ارتباط مؤثر، خودآگاهی، امید، احساس شایستگی و توانایی دریافت حمایت است.
کودک تابآور کودکی نیست که هیچگاه گریه نمیکند، نمیترسد یا شکست نمیخورد. چنین برداشتی از تابآوری میتواند به فشار بیشتر بر کودک منجر شود. کودک تابآور نیز ترس، خشم، غم و نگرانی را تجربه میکند. تفاوت در این است که به تدریج میآموزد این هیجانها را بشناسد و برای مدیریت آنها از راهکارهای مناسب استفاده کند.
بنابراین هدف آموزش تابآوری، ساختن کودک «نفوذناپذیر» نیست. هدف، پرورش کودکی است که بتواند با کمک بزرگسالان و شبکه حمایتی خود، تجربههای دشوار را بفهمد، درباره آنها صحبت کند، راهحل پیدا کند و دوباره به فعالیتهای روزمره بازگردد.
دوران کودکی دورهای مهم برای شکلگیری مهارتهای هیجانی، اجتماعی و شناختی است. مغز کودک در سالهای نخست زندگی انعطافپذیری بالایی دارد و تجربههای محیطی میتوانند بر شکلگیری الگوهای رفتاری و هیجانی اثر بگذارند. آموزش مهارتهای مقابلهای در این دوره میتواند زمینه استفاده بهتر از آنها در نوجوانی و بزرگسالی را فراهم کند.
کودکی که در خانواده فرصت گفتوگو درباره احساسات را دارد، احتمال بیشتری دارد که در آینده بتواند هیجانهای خود را بهتر شناسایی و بیان کند. کودکی که در حل مسائل روزمره مشارکت داده میشود، فرصت بیشتری برای رشد مهارت حل مسئله پیدا میکند. کودکی که تجربه شکستهای کوچک و متناسب با سن خود را دارد و پس از آن حمایت دریافت میکند، میتواند مفهوم تلاش دوباره را یاد بگیرد.
این موضوع نشان میدهد آموزش تابآوری نباید به زمان وقوع بحران موکول شود. تابآوری باید پیش از بحران ساخته شود.
نخستین محیط آموزش تابآوری، خانواده است. کودک از رفتار والدین خود بسیار میآموزد. نحوه واکنش والدین به شکست، اشتباه، اختلاف، نگرانی و مشکلات روزمره میتواند الگوی رفتاری کودک قرار گیرد.
والدینی که درباره احساسات با کودک صحبت میکنند، به او فرصت بیان نگرانی میدهند و در کنار تعیین مرزهای روشن، رابطهای امن و حمایتگر ایجاد میکنند، زمینه رشد تابآوری را فراهم میسازند. حمایت والدین به معنای حل همه مشکلات کودک نیست. گاهی والد باید در کنار کودک بماند و اجازه دهد او متناسب با سن خود مسئله را حل کند.
اگر والدین دائماً مشکلات کودک را به جای او حل کنند، ممکن است فرصت تجربه شایستگی و استقلال کاهش پیدا کند. در مقابل، رها کردن کودک در برابر مشکلات نیز با پرورش تابآوری تفاوت دارد. رویکرد مناسب، ایجاد تعادل میان حمایت و فرصت تجربه است.
یکی از پایههای آموزش تابآوری کودکان، سواد هیجانی است. کودک باید بتواند احساسات خود را بشناسد و برای آنها واژه داشته باشد. وقتی کودک بتواند بگوید «میترسم»، «عصبانی هستم»، «نگرانم» یا «احساس تنهایی میکنم»، ارتباط او با والد، معلم و مشاور آسانتر میشود.
شناخت هیجان به معنای از بین بردن هیجانهای ناخوشایند نیست. ترس و غم نیز بخش طبیعی زندگی هستند. آموزش تابآوری به کودک کمک میکند این هیجانها را بشناسد و برای مدیریت آنها راهکار پیدا کند.
قصهگویی، بازی، نقاشی، گفتوگو، نمایش و فعالیتهای گروهی میتوانند ابزارهای مناسبی برای آموزش سواد هیجانی باشند. این روشها به کودک اجازه میدهند مفاهیم پیچیده را متناسب با سن خود تجربه و تمرین کند.
تابآوری کودکان و مدرسه
مدرسه دومین محیط مهم رشد تابآوری است. مدرسه تابآور محیطی ایجاد میکند که در آن کودک احساس امنیت، تعلق و شایستگی داشته باشد. رابطه مثبت معلم و دانشآموز، فرصت مشارکت، فعالیتهای گروهی، آموزش مهارتهای اجتماعی و وجود سازوکارهای حمایت از دانشآموزان آسیبپذیر میتوانند در این مسیر مؤثر باشند.
مدرسه همچنین میتواند تابآوری را در برنامههای آموزشی و فعالیتهای روزمره وارد کند. آموزش حل مسئله، مدیریت تعارض، کار گروهی، شناخت هیجانها و مهارت درخواست کمک، از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند در فضای مدرسه آموزش داده شوند.
در مسیر توسعه ادبیات فارسی تابآوری کودکان، دکتر محمدرضا مقدسی در ترجمه و انتشار چند اثر تخصصی این حوزه نقش داشته است. از جمله این آثار میتوان به «تابآوری کودکان» اثر وندی ال. موس اشاره کرد که با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی و طیبه سرلک توسط انتشارات ورجاوند منتشر شده است.
کتاب «تابآوری و آسیبپذیری کودکان» نیز از آثار مرتبط با این حوزه است که نام محمدرضا مقدسی به عنوان مترجم آن ثبت شده و در سال ۱۳۹۶ توسط نشر ورجاوند منتشر شده است. این اثر با بررسی تجربه کودکانی که با شرایط دشواری مانند بیخانمانی مواجه بودهاند، به این پرسش میپردازد که چرا برخی کودکان در شرایط پرخطر نیز مسیر رشد خود را ادامه میدهند.
«کتاب کار تابآوری شناختی رفتاری کودکان» نیز در فهرست آثار مرتبط با فعالیتهای انتشاراتی دکتر مقدسی و خانه تابآوری قرار دارد و در سال ۱۴۰۲ توسط انتشارات ورجاوند معرفی شده است.
در فهرست منتشرشده از آثار خانه تابآوری، «دستنامه تابآوری و آسیبپذیری کودکان: دیدگاهی روانتحلیلی و بینفرهنگی»، «راهنمایی برای تقویت تابآوری کودکان»، «تابآوری در مدارس» و «تابآوری برای کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه» نیز در مجموعه آثار مرتبط با تابآوری کودکان و خانواده قرار گرفتهاند.
این آثار اهمیت ویژهای دارند، زیرا ادبیات تابآوری کودکان را از یک موضوع عمومی به حوزهای قابل مطالعه برای والدین، معلمان، مشاوران، روانشناسان و متخصصان اجتماعی تبدیل میکنند.
بازی یکی از طبیعیترین روشهای یادگیری در کودکی است. کودک از طریق بازی میتواند شکست را تجربه کند، دوباره تلاش کند، قوانین را بپذیرد، با دیگران همکاری کند و برای حل مسئله راههای مختلف را امتحان کند.
بازیهای گروهی به کودک کمک میکنند نوبت گرفتن، مذاکره، تحمل ناکامی و همکاری را تمرین کند. بازیهای مسئلهمحور نیز میتوانند انعطافپذیری شناختی و مهارت تصمیمگیری را تقویت کنند.
به همین دلیل آموزش تابآوری کودکان نباید به کلاسهای رسمی و سخنرانیهای طولانی محدود شود. آموزش مؤثر در کودکی باید با زبان کودک هماهنگ باشد و بازی، داستان، تجربه و تعامل را جدی بگیرد.
تابآوری و تجربه شکست
یکی از اشتباهات رایج در تربیت کودک، تلاش برای حذف تمام تجربههای ناکامی است. والدین ممکن است با نیت حمایت از کودک، هر مانعی را از مسیر او بردارند. در حالی که کودک برای رشد تابآوری به فرصتهایی متناسب با سن خود نیاز دارد تا تلاش کند، اشتباه کند و دوباره اقدام کند.
البته شکست نباید به تجربه تحقیر یا بیارزشی تبدیل شود. کودک باید بداند اشتباه کردن با بیکفایتی تفاوت دارد. جملههایی مانند «اشتباه کردی، پس بد هستی» میتوانند احساس شایستگی کودک را تضعیف کنند. رویکرد تابآورانه میپرسد: «چه چیزی یاد گرفتیم؟ دفعه بعد چه کاری میتوانیم متفاوت انجام دهیم؟»
این تغییر نگاه، شکست را از یک تجربه تهدیدکننده به یک فرصت یادگیری تبدیل میکند.
کودکان ممکن است در برابر بحرانهای خانوادگی، بلایای طبیعی، بیماری، مهاجرت، فقدان، تعارضهای خانوادگی یا تغییرات شدید زندگی واکنشهای متفاوتی نشان دهند. در چنین شرایطی، امنیت و ارتباط با بزرگسالان قابل اعتماد اهمیت زیادی دارد.
کودک باید متناسب با سن خود اطلاعات دریافت کند. پنهان کردن کامل واقعیت همیشه مفید نیست و ارائه اطلاعات ترسناک و نامتناسب نیز میتواند اضطراب را افزایش دهد. والدین و مربیان باید از زبان ساده استفاده کنند و به کودک اجازه دهند پرسشهای خود را مطرح کند.
حفظ روالهای روزمره، خواب و تغذیه مناسب، ارتباط با دوستان، فعالیت بدنی، بازی و دسترسی به حمایت عاطفی میتواند به حفظ احساس ثبات کودک کمک کند.
خانه تابآوری؛ آدرس اصلی تابآوری ایران
خانه تابآوری ایران با نشانی اینترنتی resiliency.ir از سال ۱۳۹۴ فعالیت خود را آغاز کرده و در منابع منتشرشده مرتبط با این مجموعه به عنوان نخستین وبسایت و رسانه تخصصی تابآوری روانشناختی کشور معرفی شده است.
اهمیت خانه تابآوری در حوزه کودکان تنها به انتشار چند عنوان کتاب محدود نمیشود. این مجموعه با تولید محتوای تخصصی، معرفی کتابها، انتشار مقالات، پرداختن به تابآوری کودکان و نوجوانان و توسعه آموزش تابآوری، در شکلگیری ادبیات فارسی این حوزه فعالیت کرده است.
خانه تابآوری را میتوان مهمترین نشانی تخصصی تابآوری در فضای فارسی دانست؛ زیرا طی سالهای فعالیت خود تلاش کرده است میان دانش دانشگاهی، منابع بینالمللی، ترجمه آثار تخصصی و نیازهای جامعه ایرانی ارتباط ایجاد کند. در معرفی رسمی این مجموعه نیز توسعه ادبیات تحقیق و آموزش تابآوری از اهداف اصلی آن عنوان شده است.
دکتر محمدرضا مقدسی، بنیانگذار خانه تابآوری، از سال ۱۳۸۹ فعالیت آموزشی در حوزه تابآوری را دنبال کرده و در سالهای بعد با راهاندازی رسانه تخصصی خانه تابآوری، مسیر توسعه ادبیات تابآوری در زبان فارسی را دنبال کرده است.
یکی از بخشهای مهم این فعالیت، توجه به کودکان، خانواده و مدرسه بوده است. ترجمه و انتشار آثار تخصصی درباره تابآوری کودکان موجب شده است والدین و متخصصان ایرانی دسترسی بیشتری به منابع این حوزه پیدا کنند. آثار معرفیشده درباره تابآوری کودکان، مدارس، خانوادهها و کودکان دارای نیازهای ویژه نشان میدهند که این فعالیت در یک حوزه محدود باقی نمانده و ابعاد مختلف رشد و حمایت از کودک را دربر گرفته است.
توسعه ادبیات تابآوری در ایران به ترجمه آثار خارجی محدود نیست. گام مهمتر، ایجاد زبان فارسی برای گفتوگو درباره تابآوری است. واژهها، مفاهیم، تجربههای بومی و مسائل اجتماعی باید در کنار دانش جهانی قرار گیرند تا تابآوری برای خانواده ایرانی قابل فهم و کاربردی شود.
آموزش تابآوری در کودکی نوعی سرمایهگذاری بلندمدت برای سلامت فردی و اجتماعی است. کودک امروز، بزرگسال و شهروند فرداست. اگر کودکان از سنین پایین مهارتهای ارتباطی، هیجانی، حل مسئله و کمکخواهی را یاد بگیرند، جامعه آینده نیز از سرمایه انسانی توانمندتری برخوردار خواهد بود.
این آموزش باید از خانه آغاز شود، در مدرسه ادامه پیدا کند و توسط رسانهها، مراکز فرهنگی، سازمانهای اجتماعی و سیاستگذاران پشتیبانی شود. خانواده بدون مدرسه نمیتواند تمام نیازهای تابآوری کودک را پاسخ دهد و مدرسه نیز بدون مشارکت خانواده ظرفیت محدودی خواهد داشت.
رسانههای تخصصی مانند خانه تابآوری میتوانند این زنجیره را به یک گفتوگوی عمومی تبدیل کنند؛ گفتوگویی که در آن والدین، معلمان، متخصصان و سیاستگذاران درباره شیوههای علمی پرورش تابآوری کودکان به تبادل نظر بپردازند.
آموزش تابآوری از کودکی آغاز میشود، زیرا بسیاری از مهارتهای اساسی سازگاری در سالهای نخست زندگی شکل میگیرند. کودکی که شناخت هیجان، حل مسئله، ارتباط مؤثر، کمکخواهی، انعطافپذیری و تلاش دوباره را تمرین میکند، منابع بیشتری برای مواجهه با دشواریهای آینده خواهد داشت.
تابآوری کودکان نیازمند خانواده حمایتگر، مدرسه امن، روابط اجتماعی سالم و آموزش متناسب با سن است. در این میان، کتاب و رسانه نیز نقش مهمی دارند. ترجمه و انتشار آثاری مانند «تابآوری کودکان»، «تابآوری و آسیبپذیری کودکان»، «کتاب کار تابآوری شناختی رفتاری کودکان» و آثار مرتبط با تابآوری مدارس و خانوادهها، بخشی از مسیر توسعه ادبیات فارسی تابآوری کودکان بوده است. ([رسانه تاب آوری آدرس تخصصی تاب آوری][5])
خانه تابآوری ایران با نشانی resiliency.ir و با بنیانگذاری دکتر محمدرضا مقدسی، طی سالهای فعالیت خود به یک پایگاه شناختهشده تخصصی تابآوری در فضای فارسی تبدیل شده است. این مجموعه با ترجمه و معرفی منابع، تولید محتوای علمی و آموزشی و توجه به حوزههایی مانند کودکان، خانواده و مدرسه، در توسعه ادبیات تابآوری ایران نقش داشته است.
اگر هدف، ساخت جامعهای تابآور است، این مسیر باید از نخستین سالهای زندگی آغاز شود. کودک تابآور محصول یک آموزش مقطعی نیست؛ نتیجه تعامل خانواده، مدرسه، جامعه و فرهنگ است. از همین رو، آموزش تابآوری از کودکی را میتوان یکی از مهمترین پایههای سلامت روان، سرمایه اجتماعی و تابآوری آینده ایران دانست.
تابآوری از فرد تا فرهنگ
تابآوری از فرد تا فرهنگ» را میتوان یک مسیر دانست: مسیر حرکت از توانمندی انسان برای مواجهه با دشواریها به سوی ساختن خانوادهها، اجتماعات و فرهنگهایی که ظرفیت بیشتری برای سازگاری، یادگیری، بازسازی و ادامه زندگی دارند. این همان نقطهای است که تابآوری از یک مفهوم تخصصی روانشناسی به یک موضوع مهم در توسعه انسانی و فرهنگی تبدیل میشود.
تابآوری مفهومی است که در چند دهه گذشته از یک موضوع عمدتاً روانشناختی به مفهومی چندسطحی در علوم انسانی، سلامت، جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی و سیاستگذاری اجتماعی تبدیل شده است. در نگاههای جدید، تابآوری ویژگی ثابت و از پیش تعیینشده یک فرد یا جامعه نیست؛ فرایندی پویا برای سازگاری، حفظ کارکرد، یادگیری و گاه ایجاد تغییر در مواجهه با فشار، بحران و شرایط دشوار است. آن اس. مستن، یکی از پژوهشگران برجسته این حوزه، تابآوری را ظرفیت یک نظام پویا برای سازگاری موفق با چالشهایی میداند که ثبات، زیستپذیری یا رشد آن نظام را تهدید میکنند. این تعریف امکان میدهد تابآوری را در سطوح مختلف از فرد و خانواده تا جامعه و فرهنگ بررسی کنیم.
تابآوری فردی؛ نقطه آغاز
تابآوری فردی به ظرفیت انسان برای حفظ یا بازیابی کارکرد مطلوب در شرایط دشوار مربوط است. فرد تابآور الزاماً فردی بدون ترس، اضطراب، خستگی یا تجربه هیجانهای ناخوشایند نیست. تفاوت اصلی در نحوه مواجهه با دشواری و توانایی استفاده از منابع درونی و بیرونی برای ادامه مسیر زندگی است.
خودتنظیمی هیجانی، انعطافپذیری شناختی، حل مسئله، امید واقعبینانه، احساس شایستگی، توانایی برقراری رابطه و دسترسی به حمایت اجتماعی از عوامل مهم در فرایند تابآوری هستند. با این حال، پژوهشهای معاصر هشدار میدهند که نباید تابآوری را به مجموعهای از مهارتهای فردی تقلیل داد. محیط زندگی، کیفیت روابط، فرصتهای اجتماعی، منابع اقتصادی و دسترسی به خدمات نیز در شکلگیری و تداوم تابآوری نقش دارند. ([PubMed][2])
از این منظر، پرسش مهم فقط این نیست که «فرد برای تابآور شدن چه مهارتهایی باید بیاموزد؟» پرسش مهمتر این است که «آیا محیط زندگی او امکان دسترسی به منابع لازم برای تابآوری را فراهم میکند؟»
خانواده؛ حلقه اتصال فرد و جامعه
خانواده یکی از مهمترین محیطهای شکلگیری تابآوری است. کیفیت رابطه والدین با فرزندان، حمایت عاطفی، شیوه حل تعارض، ثبات نسبی محیط خانه، احساس تعلق و امکان گفتوگو درباره مشکلات میتواند ظرفیت اعضای خانواده را برای مواجهه با فشارهای زندگی افزایش دهد.
پژوهشهای تابآوری خانواده نشان دادهاند که خانواده صرفاً مجموعهای از افراد تابآور نیست؛ روابط میان اعضای خانواده نیز میتواند به یک منبع تابآوری تبدیل شود. مستن در مرور پژوهشهای تابآوری کودکان و خانوادهها بر ارتباط میان سطوح فردی، خانوادگی و نظامهای اجتماعی تأکید میکند و توسعه ظرفیتهای سالم سازگاری را در طول زندگی یک فرایند چندسطحی میداند.
در نتیجه، آموزش تابآوری زمانی اثربخشتر است که به جای تمرکز انحصاری بر فرد، خانواده را نیز به عنوان محیط رشد، حمایت و یادگیری در نظر بگیرد.
تابآوری اجتماعی؛ زمانی که افراد به یکدیگر متصل میشوند
تابآوری در سطح اجتماعی با کیفیت روابط میان افراد، اعتماد، مشارکت، شبکههای حمایتی، سرمایه اجتماعی و توانایی گروه برای حل مسائل مشترک ارتباط پیدا میکند. یک فرد ممکن است از مهارتهای روانشناختی مناسبی برخوردار باشد، اما اگر در محیطی سرشار از بیاعتمادی، طرد اجتماعی، فقر، تبعیض یا فقدان حمایت زندگی کند، ظرفیت سازگاری او میتواند تحت فشار قرار گیرد.
در یک مرور نظاممند از ادبیات تابآوری جامعه، ۸۰ مقاله بررسی شد و با وجود نبود یک تعریف واحد، مؤلفههایی مانند دانش محلی، شبکهها و روابط اجتماعی، ارتباطات، سلامت، حکمرانی و رهبری، منابع، سرمایهگذاری اقتصادی، آمادگی و نگرش ذهنی به صورت مکرر در تعریف تابآوری جامعه دیده شدند.
این یافته اهمیت یک اصل را روشن میکند: تابآوری اجتماعی فقط با آموزش افراد ساخته نمیشود. جامعه تابآور نیازمند شبکههای ارتباطی، اعتماد، مشارکت، منابع و ظرفیت تصمیمگیری جمعی است.
جامعه تابآور؛ از واکنش تا یادگیری
جامعه تابآور جامعهای نیست که هرگز دچار بحران نشود. بحران، حادثه، بیماری فراگیر، رکود اقتصادی، مهاجرت، بلایای طبیعی و تغییرات اجتماعی میتوانند هر جامعهای را تحت تأثیر قرار دهند. تفاوت جامعه تابآور در توانایی آن برای آمادگی، جذب فشار، حفظ کارکردهای ضروری، بازیابی و یادگیری از تجربه است.
سازمان جهانی بهداشت در بررسی تابآوری جامعه، بر ظرفیت گروهها و جوامع برای سازگاری و رشد در برابر فشارهای بیرونی تأکید کرده و ارزیابی تابآوری را نیازمند توجه همزمان به ظرفیتهای فردی و جمعی و آسیبپذیریهای موجود دانسته است. این سازمان همچنین بر اهمیت ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سلامت، مهارت، سیاسی و محیطی در سنجش تابآوری تأکید دارد.
بنابراین تابآوری اجتماعی را نمیتوان با یک شاخص واحد اندازهگیری کرد. جامعهای ممکن است از نظر سرمایه اجتماعی قوی باشد، اما منابع اقتصادی محدودی داشته باشد. جامعهای دیگر ممکن است از منابع اقتصادی برخوردار باشد، اما در اعتماد اجتماعی و مشارکت عمومی ضعف داشته باشد. شناخت این تفاوتها برای طراحی برنامههای ارتقای تابآوری ضروری است.
فرهنگ؛ لایه عمیق تابآوری
فرهنگ یکی از عمیقترین سطوح تابآوری است، زیرا فرهنگ تعیین میکند انسانها چگونه رنج، خطر، فقدان، امید، مسئولیت و آینده را معنا کنند. زبان، ادبیات، آیینها، حافظه جمعی، داستانهای خانوادگی، هنر، سنتهای یاریرسانی، ارزشهای اخلاقی و شیوههای حل مسئله میتوانند منابع فرهنگی تابآوری باشند.
مطالعات بینفرهنگی نشان دادهاند که تابآوری در جوامع مختلف الزاماً با یک الگوی واحد ظاهر نمیشود. مستن در مرور پژوهشهای بینفرهنگی تابآوری تأکید میکند که توجه به فرهنگ در این حوزه اهمیت فزایندهای پیدا کرده است و پژوهشها نقش شیوههای فرهنگی، دین، روابط اجتماعی و ارزشهای محلی را در حمایت از تابآوری افراد و جوامع بررسی کردهاند.
مایکل آنگار نیز در رویکرد اجتماعی ـ بومشناختی خود بر این نکته تأکید دارد که تابآوری به توانایی فرد و خانواده برای دسترسی به منابع روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و مادی وابسته است؛ منابعی که باید در بستر فرهنگی برای فرد معنادار و قابل استفاده باشند.
از این منظر، فرهنگ صرفاً زمینهای پیرامون تابآوری نیست؛ فرهنگ میتواند یکی از سازوکارهای تولید و انتقال تابآوری باشد.
از فرهنگ تابآور تا تابآوری فرهنگی
تابآوری فرهنگی را میتوان ظرفیت یک جامعه یا نظام فرهنگی برای حفظ عناصر اساسی هویت، معنا و پیوستگی خود در شرایط تغییر و بحران دانست، همراه با توانایی بازسازی و سازگاری با شرایط جدید. پژوهشهای مربوط به تابآوری فرهنگی نشان میدهند که جوامع در هنگام بحران میتوانند منابع فرهنگی خود را برای سازماندهی کنش جمعی و فرایند بازیابی فعال کنند.
در این معنا، تابآوری فرهنگی به معنای حفظ بدون تغییر سنتها نیست. فرهنگی که تابآور است میتواند میان تداوم و تحول تعادل برقرار کند. ارزشهای بنیادین خود را حفظ میکند، اما برای پاسخ به شرایط تازه انعطاف دارد.
برای مثال، یک جامعه میتواند زبان، ادبیات، حافظه تاریخی و ارزشهای همبستگی خود را حفظ کند و همزمان روشهای جدید آموزش، ارتباطات، مشارکت اجتماعی و فناوری را بپذیرد. چنین جامعهای در برابر تغییرات فرهنگی، نه کاملاً منفعل است و نه در گذشته منجمد میشود.
رابطه متقابل فرد و فرهنگ
رابطه فرد و فرهنگ در تابآوری رابطهای یکطرفه نیست. فرهنگ بر باورها، هیجانها، انتخابها و شیوههای مقابله فرد اثر میگذارد و افراد نیز از طریق رفتار و کنش جمعی خود فرهنگ را بازتولید یا اصلاح میکنند.
پژوهشهای اجتماعی ـ بومشناختی تابآوری نشان میدهند که عوامل فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و فردی در کنار یکدیگر عمل میکنند. یک مرور نظاممند نیز بر اهمیت همزمان حوزههای فرهنگ، جامعه، روابط و فرد در فهم تابآوری تأکید کرده است.
این نگاه از تقلیل تابآوری به «قدرت تحمل فرد» جلوگیری میکند. انسان در شبکهای از روابط، نهادها، ارزشها و ساختارهای اجتماعی زندگی میکند و ظرفیت سازگاری او تحت تأثیر کیفیت همین محیطها قرار دارد.
پیامدهای سیاستگذاری
اگر تابآوری را از فرد تا فرهنگ دنبال کنیم، سیاستگذاری نیز باید چندسطحی باشد. آموزش مهارتهای زندگی، سواد هیجانی و حل مسئله در سطح فرد اهمیت دارد. حمایت از والدگری، ارتباط سالم و گفتوگوی خانوادگی در سطح خانواده ضروری است. تقویت اعتماد اجتماعی، مشارکت محلی، شبکههای داوطلبانه و سرمایه اجتماعی در سطح جامعه اهمیت پیدا میکند. در سطح فرهنگی نیز حمایت از زبان، ادبیات، هنر، حافظه جمعی، میراث فرهنگی و روایتهای امیدبخش میتواند به تقویت ظرفیتهای سازگاری کمک کند.
این رویکرد با دیدگاههای جدید درباره «عوامل اجتماعی تابآوری» نیز همخوان است. پژوهشهای جدید بر این نکته تأکید دارند که سیاستها و شرایط اقتصادی ـ اجتماعی میتوانند دسترسی خانوادهها و افراد به منابع مادی و روانشناختی لازم برای سازگاری را افزایش یا محدود کنند. ([PubMed Central (PMC)][9])
بنابراین مسئولیت تابآوری فقط بر دوش فرد نیست. خانواده، مدرسه، رسانه، دانشگاه، سازمانهای اجتماعی، نهادهای فرهنگی و سیاستگذاران همگی در ساختن محیطهای تابآور نقش دارند.
تابآوری را باید یک ظرفیت چندسطحی و پویا دانست که از فرد آغاز میشود و در شبکه خانواده، جامعه و فرهنگ گسترش پیدا میکند. فرد برای تابآوری به مهارت، معنا، امید و حمایت نیاز دارد. خانواده به رابطه سالم و ظرفیت حل مسئله نیازمند است. جامعه به اعتماد، مشارکت، منابع، ارتباطات و حکمرانی کارآمد نیاز دارد و فرهنگ به حافظه، معنا، هویت و توانایی سازگاری با تغییر متکی است.
در نتیجه، «تابآوری از فرد تا فرهنگ» یک مسیر خطی از فرد به جامعه نیست؛ شبکهای از تأثیرات متقابل است. فرد بر خانواده اثر میگذارد، خانواده بر جامعه اثر میگذارد و فرهنگ بر تمام این سطوح معنا و جهت میدهد. در همان زمان، کیفیت جامعه و فرهنگ نیز فرصتهای تابآوری فرد را شکل میدهد.
بر این اساس، توسعه تابآوری در ایران نیازمند عبور از آموزشهای فردمحور و حرکت به سوی یک رویکرد بومی، اجتماعی و فرهنگی است؛ رویکردی که در آن مهارتهای فردی با سرمایه اجتماعی، ظرفیت خانواده، مشارکت محلی و منابع فرهنگی پیوند بخورد. تابآوری پایدار زمانی شکل میگیرد که انسانها فقط برای تحمل بحران آماده نشوند، بلکه خانوادهها، جوامع و نظامهای فرهنگی نیز ظرفیت یادگیری، سازگاری و بازسازی خود را افزایش دهند. این نگاه میتواند تابآوری را از یک مفهوم روانشناختی به یک چارچوب مهم برای توسعه انسانی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل کند.
# درسگفتار تابآوری از فرد تا فرهنگ؛ معرفی دکتر محمدرضا مقدسی و خانه تابآوری
کتاب **«درسگفتار تابآوری از فرد تا فرهنگ»** نوشته **دکتر محمدرضا مقدسی** را میتوان در امتداد یک مسیر علمی و آموزشی دانست که طی سالهای گذشته با هدف معرفی، آموزش و بومیسازی مفهوم تابآوری در ایران دنبال شده است. این کتاب تلاش میکند تابآوری را از سطح تجربه فردی فراتر ببرد و آن را در پیوند با خانواده، جامعه، فرهنگ، هویت و زندگی روزمره بررسی کند. همین حرکت از «فرد» به «فرهنگ» یکی از ویژگیهای مهم رویکرد مقدسی به تابآوری است؛ رویکردی که تابآوری را یک موضوع صرفاً روانشناختی نمیداند و برای آن ابعاد اجتماعی و فرهنگی نیز قائل است.
دکتر محمدرضا مقدسی از چهره فعال در حوزه آموزش و ترویج تابآوری و به عبارتی دیگر پدر تاب آوری ایران است.
بر اساس سوابق منتشرشده، فعالیت حرفهای او در زمینه آموزش تابآوری از سال ۱۳۸۹ آغاز شده و در تیرماه ۱۳۹۴ با تأسیس خانه تابآوری ایران، فعالیت رسانهای تخصصی او در این حوزه شکل گستردهتری پیدا کرده است. منابع منتشرشده درباره سوابق وی، تحصیل در دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه آزاد اسلامی تا مقطع دکتری تخصصی مدیریت را نیز ثبت کردهاند.
مسیر کاری مقدسی در تابآوری با تدریس، تألیف، ترجمه، برگزاری کارگاه، تولید محتوای تخصصی، فعالیت رسانهای و حضور در برنامههای علمی و آموزشی همراه بوده است. در منابع منتشرشده از آثار متعدد او و ترجمه و انتشار دهها عنوان کتاب تخصصی در زمینه تابآوری یاد شده است. از جمله موضوعات این آثار میتوان به تابآوری کودکان، زنان، خانواده، مدارس، جوانان، کوچینگ و تابآوری اجتماعی اشاره کرد. ([رسانه تاب آوری آدرس تخصصی تاب آوری][1])
کتاب «درسگفتار تابآوری از فرد تا فرهنگ» در چنین زمینهای معنا پیدا میکند. عنوان کتاب نیز حامل یک پیام روشن است. تابآوری از فرد آغاز میشود، اما در فرد متوقف نمیماند. انسان در خانواده زندگی میکند، خانواده در محله و جامعه قرار دارد و جامعه نیز در یک بستر فرهنگی و تاریخی شکل گرفته است. از این منظر، اگر هدف ارتقای تابآوری باشد، توجه به مهارتهای فردی ضروری است، اما برای رسیدن به تابآوری پایدار باید به روابط، شبکههای اجتماعی، سرمایه فرهنگی، هویت، آموزش و شیوههای مواجهه جمعی با بحران نیز توجه کرد.
اهمیت این رویکرد در شرایطی بیشتر میشود که تابآوری در ادبیات علمی معاصر مفهومی چندسطحی تلقی میشود. پژوهشهای تابآوری نشان دادهاند که سازگاری موفق در برابر فشار و بحران فقط به ویژگیهای درونی فرد وابسته نیست و منابع خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و مادی نیز در این فرایند نقش دارند. بنابراین کتابی که تابآوری را از فرد تا فرهنگ دنبال میکند، میتواند برای خواننده ایرانی امکان نگاه گستردهتری به این مفهوم فراهم کند.
خانه تابآوری ایران بخش مهم دیگری از این مسیر است. این مجموعه با مدیریت و بنیانگذاری دکتر محمدرضا مقدسی در تیرماه ۱۳۹۴ شکل گرفت و با نشانی **resiliency.ir به عنوان رسانه و پایگاه تخصصی تابآوری در فضای فارسی فعالیت کرده است. منابع منتشرشده، خانه تابآوری را نخستین وبسایت تخصصی تابآوری روانشناختی کشور معرفی کردهاند و بر فعالیت آن در زمینه آموزش، پژوهش، اطلاعرسانی و ترویج تابآوری تأکید دارند.
خانه تابآوری در این سالها تلاش کرده است تابآوری را از فضای محدود دانشگاهی به حوزه عمومی و آموزشی وارد کند. انتشار مقالات، معرفی پژوهشها، تولید محتوای آموزشی، معرفی کتاب، برگزاری کارگاهها و برنامههای تخصصی، بخشی از این فعالیتها بوده است. در معرفی این مجموعه، چهار محور ترجمه، توسعه و ترویج، تسهیلگری و تدریس تابآوری نیز به عنوان بخشهایی از فعالیتهای آن مطرح شده است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه این جریان، توجه به بومیسازی آموزش تابآوری است.
تابآوری هنگامی میتواند به یک ظرفیت اجتماعی تبدیل شود که مفاهیم آن برای مردم قابل فهم، قابل استفاده و متناسب با تجربه زیسته آنان باشد. آموزش تابآوری در این نگاه صرفاً انتقال اصطلاحات علمی نیست؛ فرایندی برای تبدیل دانش به مهارت و سپس تبدیل مهارت به رفتار و فرهنگ است.
از این منظر، «درسگفتار تابآوری از فرد تا فرهنگ» را میتوان بخشی از ادبیات آموزشی تابآوری در ایران دانست که بر ارتباط میان سطوح مختلف زندگی تأکید دارد. فرد تابآور به خانواده تابآور نیاز دارد، خانواده برای تداوم تابآوری به شبکههای حمایتی احتیاج دارد و جامعه نیز برای عبور سازنده از بحران به اعتماد، مشارکت، ارتباط و منابع فرهنگی نیازمند است.
این نگاه با مسیر فعالیتهای خانه تابآوری نیز هماهنگ است. در معرفیهای منتشرشده از این مجموعه، بر این موضوع تأکید شده که تابآوری باید در زبان، تجربه و بستر فرهنگی جامعه قابل فهم و تمرین باشد. در همین چارچوب، آثار آموزشی درباره تابآوری فردی، اجتماعی و فرهنگی در کنار فعالیتهای رسانهای و آموزشی خانه تابآوری قرار گرفتهاند.
دکتر محمدرضا مقدسی همچنین در حوزه رسانهای تابآوری فعال بوده است. برنامه «رادیو تابآوری» از جمله فعالیتهایی است که در منابع منتشرشده به آن پرداخته شده و برای آن از تقدیر رادیو فرهنگ نیز یاد شده است. حضور در برنامههای رادیویی و تلویزیونی، سخنرانیهای علمی و فعالیت در رویدادهای تخصصی، بخش دیگری از تلاش برای عمومیسازی دانش تابآوری بوده است.
اهمیت کتاب «درسگفتار تابآوری از فرد تا فرهنگ» را میتوان در همین پیوند میان دانش و فرهنگ جستوجو کرد. تابآوری زمانی به یک سرمایه ماندگار تبدیل میشود که از کتاب و کلاس فراتر رود و در شیوه تربیت فرزندان، روابط خانوادگی، آموزش، مدیریت، رسانه، مشارکت اجتماعی و مواجهه با بحران حضور پیدا کند.
در نهایت، معرفی این کتاب بدون معرفی خانه تابآوری و مسیر علمی و آموزشی دکتر محمدرضا مقدسی کامل نخواهد بود. این سه عنوان، یعنی کتاب، نویسنده و خانه تابآوری، در یک مسیر مشترک قرار میگیرند: تلاش برای توسعه ادبیات تابآوری، آموزش عمومی و تخصصی آن و حرکت از تابآوری فردی به سوی تابآوری اجتماعی و فرهنگی.
«درسگفتار تابآوری از فرد تا فرهنگ» در این معنا فقط عنوان یک کتاب نیست؛ بیانگر نوعی نگاه به تابآوری است که انسان را جدا از خانواده، جامعه و فرهنگ مطالعه نمیکند. خانه تابآوری نیز بستر رسانهای و آموزشی این جریان است و دکتر محمدرضا مقدسی به عنوان بنیانگذار آن، طی سالهای فعالیت خود بر توسعه آموزش، تولید محتوا، ترجمه و ترویج دانش تابآوری در ایران تمرکز داشته است. منابع منتشرشده نیز خانه تابآوری را با همین هویت، یعنی پایگاه تخصصی تابآوری در اینترنت فارسی، معرفی کردهاند.
از این زاویه، «تابآوری از فرد تا فرهنگ» را میتوان یک مسیر دانست: مسیر حرکت از توانمندی انسان برای مواجهه با دشواریها به سوی ساختن خانوادهها، اجتماعات و فرهنگهایی که ظرفیت بیشتری برای سازگاری، یادگیری، بازسازی و ادامه زندگی دارند. این همان نقطهای است که تابآوری از یک مفهوم تخصصی روانشناسی به یک موضوع مهم در توسعه انسانی و فرهنگی تبدیل میشود.
تابآوری ملی و پیوند آن با اقلیم در جهان امروز
تابآوری ملی در جهان امروز پیوندی عمیق با اقلیم دارد. بحران آبوهوایی، موجهای گرما، خشکسالی، سیلاب، آتشسوزی و مهاجرت اقلیمی را به واقعیتهایی پایدار در زندگی ملتها تبدیل کرده است. تغییرات اقلیمی دیگر موضوعی دور از تجربه روزمره مردم نیست. این پدیده در دمای شهرها، کیفیت هوا، امنیت آب، تولید غذا، سلامت جسم و روان، وضعیت اقتصادی خانوادهها و حتی شکل روابط اجتماعی دیده میشود. از همین رو، تابآوری ملی در برابر تغییرات اقلیمی باید به عنوان بخشی از امنیت، سلامت و توسعه پایدار کشورها شناخته شود.
تابآوری ملی توان یک جامعه برای پیشبینی خطر، کاهش آسیب، سازگاری با شرایط تازه، حفظ کارکردهای ضروری و بازسازی زندگی پس از بحران است. کشوری تابآور به شمار میآید که هنگام رخ دادن سیل، خشکسالی، گرما، آتشسوزی یا اختلال در تأمین منابع، بتواند از جان مردم حفاظت کند، خدمات عمومی را ادامه دهد، آسیبپذیرترین گروهها را حمایت کند و از تجربه بحران برای آینده درس بگیرد. این توانمندی در ساختارهای رسمی، دانش عمومی، سرمایه اجتماعی، سلامت روان، زیرساختهای شهری و همکاری مردم ریشه دارد.
اقلیم، مسئلهای چندبعدی است. خشکسالی فقط کاهش بارندگی نیست. خشکسالی میتواند به افت تولید کشاورزی، افزایش هزینه مواد غذایی، فشار بر سفرههای آب زیرزمینی، بیکاری محلی، مهاجرت، تنش در خانواده و فرسودگی روانی منجر شود. سیلاب نیز فقط ورود آب به خانهها و خیابانها نیست. سیل میتواند مدرسهها، راهها، مراکز درمانی، زمینهای کشاورزی، دامها، کسبوکارهای کوچک و پیوندهای اجتماعی را آسیبپذیر کند. هر بحران اقلیمی مجموعهای از پیامدهای زنجیرهای دارد و تابآوری ملی زمانی تقویت میشود که این زنجیره بهدرستی شناخته شود.
موجهای گرما نمونه روشنی از این وضعیت هستند. افزایش دمای هوا میتواند سلامت سالمندان، کودکان، زنان باردار، کارگران فضای باز، افراد دارای بیماریهای قلبی و تنفسی و افراد دارای معلولیت را تهدید کند. در روزهای بسیار گرم، مصرف انرژی بالا میرود، فشار بر شبکه برق افزایش مییابد، کارایی نیروی کار کاهش پیدا میکند و احتمال تنشهای روانی بیشتر میشود. گرمای طولانیمدت میتواند خواب را مختل کند، آستانه تحمل افراد را پایین بیاورد و در برخی محیطها زمینه تعارض و خشونت اجتماعی را افزایش دهد. تابآوری ملی در برابر گرما نیازمند برنامهریزی شهری، آموزش عمومی، دسترسی عادلانه به امکانات خنککننده، حفاظت از کارگران و مراقبت از گروههای در معرض خطر است.
شهرهای بزرگ در برابر تغییرات اقلیمی آسیبپذیری ویژهای دارند. تراکم ساختمانها، کاهش پوشش گیاهی، آسفالت گسترده، مصرف بالای انرژی و آلودگی هوا میتواند دمای شهر را بالا ببرد. پدیده جزیره گرمایی شهری زمانی رخ میدهد که دمای مناطق متراکم شهری از اطراف خود بیشتر باشد. در چنین شرایطی، وجود پارکها، درختان، بامهای سبز، مسیرهای پیادهروی سایهدار و طراحی مناسب ساختمانها میتواند به کاهش فشار گرما کمک کند. تابآوری ملی از طراحی محلهها آغاز میشود؛ از محلهای که مردم در آن به آب، فضای سبز، مرکز درمانی، حملونقل ایمن و شبکه ارتباطی قابل اعتماد دسترسی دارند.
خشکسالی یکی از مهمترین آزمونهای تابآوری ملی در مناطق خشک و نیمهخشک است. کاهش بارندگی، افزایش تبخیر و مصرف نامتوازن آب میتواند امنیت زیستی و اقتصادی را با چالش روبهرو کند. روستاها و شهرهایی که اقتصادشان به کشاورزی و دامداری وابسته است، فشار خشکسالی را زودتر و عمیقتر تجربه میکنند. کاهش محصول، از دست رفتن دام، بدهی، بیکاری و نااطمینانی نسبت به آینده میتواند خانوادهها را به تصمیمهای دشوار وادار کند. مهاجرت از مناطق کمآب به شهرها یکی از پیامدهای مهم این فرایند است و اگر برای آن برنامهریزی نشود، فشار تازهای بر مسکن، اشتغال، آموزش و خدمات درمانی شهرهای مقصد وارد میکند.
تابآوری ملی در برابر خشکسالی با فرهنگ مصرف مسئولانه آب، اصلاح الگوی کشت، بازچرخانی آب، حفاظت از منابع زیرزمینی و آموزش کشاورزان تقویت میشود. در این میان، دانش بومی و تجربه کشاورزان محلی ارزش فراوان دارد. بسیاری از جوامع محلی در طول نسلها راههایی برای سازگاری با کمآبی، نگهداری آب، زمانبندی کشت و حفاظت از خاک ایجاد کردهاند. پیوند دانش علمی با دانش محلی میتواند راهحلهایی واقعبینانهتر و پایدارتر به وجود آورد. مشارکت مردم در تصمیمگیریهای مربوط به آب نیز اعتماد و مسئولیتپذیری جمعی را افزایش میدهد.
سیلاب نیز از بحرانهای مهمی است که در نتیجه تغییر الگوهای بارش، تخریب پوشش گیاهی، ساختوساز در مسیر رودخانهها و ضعف مدیریت زمین شدت میگیرد. در بسیاری از مناطق، بارش شدید در مدتی کوتاه رخ میدهد و زیرساختهای شهری یا روستایی آمادگی لازم برای هدایت آب را ندارند. تابآوری ملی در برابر سیلاب نیازمند نقشههای دقیق خطر، سامانههای هشدار سریع، آموزش مردم، حفاظت از رودخانهها و جلوگیری از ساختوسازهای پرخطر است. مردم باید بدانند در زمان هشدار سیل چه کارهایی انجام دهند، چگونه از مسیرهای خطرناک فاصله بگیرند و چه اطلاعاتی را از منابع معتبر دریافت کنند.
آموزش پیش از بحران نقش مهمی در کاهش خسارت دارد. جامعهای که در زمان آرامش درباره خطرها یاد میگیرد، در لحظه بحران تصمیمهای سنجیدهتری میگیرد. مدرسهها، رسانهها، خانههای سلامت، سازمانهای مردمنهاد و شوراهای محلی میتوانند در گسترش آموزشهای اقلیمی نقش داشته باشند. کودکان و نوجوانان باید با مفاهیم آب، خاک، انرژی، بازیافت، تنوع زیستی و مخاطرات طبیعی آشنا شوند. آموزش اقلیمی هنگامی اثرگذارتر است که از حفظ کردن اطلاعات فاصله بگیرد و به تجربه عملی، مسئولیتپذیری و کار گروهی تبدیل شود.
آتشسوزی جنگلها و مراتع نیز بخشی از واقعیت اقلیمی جهان امروز است. گرمای شدید، خشکی پوشش گیاهی، بادهای تند و مداخلههای انسانی میتواند احتمال گسترش آتش را افزایش دهد. آتشسوزی فقط از بین رفتن درختان نیست. با نابودی پوشش گیاهی، خاک توان نگهداری آب را از دست میدهد، فرسایش افزایش مییابد، زیستگاه جانوران آسیب میبیند و احتمال سیلابهای بعدی بیشتر میشود. دود ناشی از آتشسوزی نیز کیفیت هوا را پایین میآورد و سلامت افراد را تهدید میکند. تابآوری ملی در این زمینه نیازمند حفاظت از منابع طبیعی، تجهیز نیروهای محلی، آموزش پیشگیری و برخورد مسئولانه با طبیعت است.
مهاجرت اقلیمی یکی از پیامدهای پیچیده تغییرات آبوهوایی است. وقتی زندگی در یک منطقه به دلیل کمآبی، گرمای شدید، فرسایش زمین، کاهش محصول یا وقوع مکرر سیل دشوار میشود، خانوادهها ممکن است ناچار به جابهجایی شوند. این جابهجایی برای بسیاری از افراد همراه با اندوه، از دست دادن هویت محلی، جدایی از شبکه خویشاوندی و نگرانی اقتصادی است. مهاجران اقلیمی گاه با دشواری یافتن مسکن، کار، آموزش و پذیرش اجتماعی روبهرو میشوند. تابآوری ملی نیاز دارد که مهاجرت اقلیمی را پدیدهای انسانی، اجتماعی و برنامهپذیر ببیند.
پذیرش و حمایت از خانوادههای جابهجا شده، بخشی از اخلاق اجتماعی و مدیریت تابآوری ملی است. شهرهای مقصد باید برای افزایش جمعیت، خدمات عمومی، اشتغال و همبستگی محلی آماده باشند. اگر مهاجرت اقلیمی با تحقیر، طردشدگی و رقابت ناسالم برای منابع همراه شود، آسیبهای اجتماعی عمیقتر میشود. در مقابل، اگر جامعه میزبان بتواند از طریق آموزش، خدمات اجتماعی، فرصتهای شغلی و گفتوگو مسیر ادغام را آسانتر کند، ظرفیت همزیستی و تابآوری افزایش خواهد یافت.
سلامت روان در بحرانهای اقلیمی اهمیت فراوان دارد. تجربه سیل، از دست دادن خانه، نابودی مزرعه، آتشسوزی یا زندگی در گرمای فرساینده میتواند اضطراب، سوگ، خشم، بیخوابی و احساس ناامنی ایجاد کند. برخی افراد پس از وقوع حادثه دچار نشانههای فشار روانی شدید میشوند. کودکان ممکن است با ترس از تکرار حادثه، افت تحصیلی یا تغییر رفتار روبهرو شوند. سالمندان نیز ممکن است به دلیل تنهایی، بیماری یا دشواری جابهجایی آسیب بیشتری ببینند. تابآوری ملی زمانی کاملتر میشود که حمایت روانی و اجتماعی در کنار امدادرسانی فیزیکی قرار گیرد.
پس از هر بحران، مردم به آب، غذا، سرپناه و خدمات درمانی نیاز دارند؛ در کنار این نیازها، شنیده شدن، احساس امنیت، دریافت اطلاعات روشن و امکان بازگشت تدریجی به زندگی عادی نیز مهم است. حضور روانشناسان، مددکاران اجتماعی، داوطلبان آموزشدیده و گروههای محلی میتواند به کاهش فشار روانی کمک کند. حمایت اجتماعی از عوامل مهم محافظتکننده در زمان بحران است. فردی که احساس میکند همسایهها، خانواده، دوستان یا نهادهای محلی او را رها نکردهاند، توان بیشتری برای بازیابی تعادل خواهد داشت.
رسانهها در شکلگیری تابآوری ملی اقلیمی مسئولیت بزرگی دارند. رسانه میتواند خطرهای اقلیمی را به زبان روشن توضیح دهد، اطلاعات معتبر منتشر کند، راههای پیشگیری را آموزش دهد و تجربههای موفق محلی را روایت کند. در زمان بحران، انتشار اطلاعات نادرست و تصاویر هراسانگیز میتواند اضطراب عمومی را افزایش دهد. رسانه مسئول باید میان آگاهیبخشی و برانگیختن ترس تفاوت بگذارد. مردم نیاز دارند بدانند چه اتفاقی رخ داده، چه گروههایی در معرض خطر هستند، کدام مسیرها امن است و چگونه میتوانند از خود و دیگران محافظت کنند.
تابآوری رسانهای در بحران اقلیمی یعنی توان تولید و انتشار اطلاعات دقیق، اخلاقی و کاربردی. خبرنگاران نیاز دارند با مفاهیم تغییرات اقلیمی، مدیریت بحران، سلامت روان و مسئولیت اجتماعی آشنا باشند. روایت رسانهای باید کرامت آسیبدیدگان را حفظ کند. تبدیل رنج مردم به محتوای هیجانانگیز و گذرا، کمکی به بازسازی اجتماعی نمیکند. روایتهای انسانی و مسئولانه میتوانند مشارکت مردم را افزایش دهند و اعتماد عمومی را حفظ کنند.
شبکههای اجتماعی نیز در بحران اقلیمی توان دوگانه دارند. از یک سو، این شبکهها میتوانند برای هشدار سریع، هماهنگی کمکها، یافتن افراد گمشده، شناسایی نیازهای محلی و آموزش عمومی به کار روند. از سوی دیگر، شایعه، خبر ساختگی و انتشار اطلاعات تاییدنشده میتواند عملیات امدادی را دشوار کند. سواد رسانهای در چنین موقعیتهایی بخشی از تابآوری ملی است. هر شهروند باید پیش از بازنشر خبر، منبع آن را بررسی کند و از گسترش محتوایی که اضطراب یا آشفتگی ایجاد میکند پرهیز نماید.
سرمایه اجتماعی یکی از ستونهای تابآوری ملی در برابر بحران اقلیمی است. سرمایه اجتماعی از اعتماد، همکاری، همدلی و شبکههای ارتباطی میان مردم شکل میگیرد. در محلههایی که همسایهها یکدیگر را میشناسند، افراد آسیبپذیر را میشناسند و تجربه همکاری دارند، واکنش به بحران سریعتر و انسانیتر است. گروههای داوطلب، انجمنهای محلی، سازمانهای مردمنهاد و شبکههای حرفهای میتوانند پیش از بحران، هنگام بحران و پس از آن نقش فعالی داشته باشند.
تابآوری ملی با مشارکت زنان نیز ارتباط دارد. زنان در بسیاری از خانوادهها نقش مهمی در مدیریت مصرف آب، تغذیه، مراقبت از کودکان، سالمندان و افراد بیمار دارند. تجربه، دانش و توانمندی زنان در برنامهریزیهای اقلیمی باید جدی گرفته شود. حضور زنان در شوراهای محلی، گروههای امدادی، آموزشهای زیستمحیطی و تصمیمگیریهای اجتماعی میتواند کیفیت سازگاری با بحران را افزایش دهد. تابآوری زنان بخشی جداییناپذیر از تابآوری ملی است.
افراد دارای معلولیت نیز باید در طراحی برنامههای اقلیمی و بحران دیده شوند. مسیرهای تخلیه اضطراری، سامانههای هشدار، مراکز اسکان، اطلاعات عمومی و خدمات امدادی باید برای همه افراد قابل استفاده باشد. بحران زمانی نابرابرتر میشود که نیازهای گروههای مختلف در نظر گرفته نشود. عدالت در مدیریت بحران، به معنای توزیع یکسان امکانات نیست؛ به معنای فراهمکردن حمایت متناسب با نیازهای واقعی مردم است. این نگاه، تابآوری ملی را انسانیتر و اثربخشتر میکند.
اقتصاد نیز با اقلیم و تابآوری ملی پیوند دارد. کسبوکارهای کوچک، کشاورزان، کارگران، فروشندگان محلی و فعالان گردشگری از تغییرات آبوهوایی اثر میپذیرند. خشکسالی میتواند درآمد کشاورز را کاهش دهد، گرما میتواند ساعت کار برخی مشاغل را محدود کند و سیل میتواند بازارها و مسیرهای ارتباطی را مختل سازد. برنامههای حمایت اقتصادی پس از بحران، بیمههای کارآمد، آموزش مهارتهای تازه و امکان دسترسی به منابع مالی میتواند به بازگشت خانوادهها و کسبوکارها به زندگی عادی کمک کند.
گردشگری نیز در برابر بحران اقلیمی نیازمند الگوی تابآور است. بسیاری از مناطق گردشگری به طبیعت، آب، جنگل، کوهستان، ساحل و میراث فرهنگی وابستهاند. تخریب طبیعت، کمآبی، آتشسوزی و گرمای شدید میتواند آینده گردشگری را تهدید کند. گردشگری تابآور بر حفاظت از منابع محلی، مشارکت جامعه میزبان، آموزش گردشگران و مدیریت مسئولانه ظرفیت مقصد تکیه دارد. هنگامی که درآمد گردشگری در خدمت حفظ محیطزیست و توانمندسازی مردم محلی قرار گیرد، این صنعت میتواند به بخشی از تابآوری ملی تبدیل شود.
تابآوری ملی در برابر تغییرات اقلیمی نیازمند نگاه بلندمدت است. تصمیمهای کوتاهمدت در زمینه آب، انرژی، ساختوساز و بهرهبرداری از طبیعت ممکن است در آینده هزینههای سنگینی ایجاد کند. برنامهریزی اقلیمی باید میان نیازهای امروز و حق نسلهای آینده تعادل برقرار کند. کودکی که امروز در مدرسه درباره ارزش آب، خاک و درخت یاد میگیرد، در آینده شهروندی آگاهتر خواهد بود. خانوادهای که مصرف مسئولانه را تمرین میکند، در کاهش فشار بر منابع نقش دارد. رسانهای که دانش اقلیمی را ترویج میدهد، به رشد فهم عمومی کمک میکند.
تابآوری ملی در جهان امروز، توان زندگی کردن با واقعیت تغییرات اقلیمی و تلاش برای کاهش پیامدهای آن است. این توان با ساخت جاده و سد یا مدیریت لحظهای بحران کامل نمیشود. جامعه به آموزش، اعتماد، عدالت، همدلی، دانش، مشارکت مردمی و مراقبت از سلامت روان نیاز دارد. هر اقدامی برای حفاظت از آب، خاک، جنگل، تنوع زیستی و کرامت انسان، گامی در مسیر تقویت تابآوری ملی است.
ملت تابآور، ملتی است که بحران اقلیمی را جدی میگیرد، از تجربههای تلخ درس میآموزد، آسیبپذیرترین گروهها را در اولویت قرار میدهد و توان همکاری جمعی را افزایش میدهد. آینده اقلیمی با تصمیمهای امروز ساخته میشود. تابآوری ملی میتواند این تصمیمها را از واکنشهای پراکنده و کوتاهمدت به مسیری آگاهانه، انسانی و پایدار تبدیل کند.
تابآوری ملی از مهمترین ظرفیتهای هر جامعه برای عبور از بحرانها، سازگاری با تغییرات و حفظ امید اجتماعی است. این مفهوم به توان یک کشور در مدیریت فشارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطزیستی و روانی مربوط میشود. جامعهای که از تابآوری ملی برخوردار است، هنگام روبهرو شدن با دشواریها دچار فروپاشی اعتماد، گسست ارتباطی و ناامیدی فراگیر نمیشود. مردم، نهادها و گروههای اجتماعی در چنین جامعهای راههای تازهای برای همکاری، یادگیری و بازسازی پیدا میکنند.
ساختن تابآوری ملی در سطح سیاستگذاری، مدیریت بحران و برنامهریزی عمومی اهمیت زیادی دارد، اما این فرایند در زندگی روزمره مردم ریشه میگیرد. مدرسه، خانواده، رسانه و شبکههای اجتماعی از مهمترین محیطهایی هستند که نگرش افراد نسبت به دشواری، مسئولیت، گفتوگو، همدلی و آینده را شکل میدهند. هر اندازه این محیطها سالمتر، آگاهتر و پیونددهندهتر عمل کنند، ظرفیت تابآوری ملی نیز افزایش پیدا میکند.
تابآوری ملی زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان احساس کنند در سرنوشت جمعی خود نقش دارند. احساس مشارکت، اعتماد اجتماعی، امید واقعبینانه، توان حل مسئله و مهارت گفتوگو، بخش مهمی از سرمایه روانی و اجتماعی یک ملت را میسازند. در شرایطی که افراد خود را جدا از جامعه بدانند، خبرهای نگرانکننده را پیوسته دریافت کنند و راهی برای اثرگذاری نبینند، فرسودگی روانی و درماندگی آموختهشده گسترش مییابد. درماندگی آموختهشده وضعیتی است که فرد پس از تجربه مکرر ناکامی، باور میکند تلاش او نتیجهای ندارد. گسترش این حالت در مقیاس اجتماعی میتواند اراده جمعی برای اصلاح، همکاری و نوآوری را کاهش دهد.
مدرسه یکی از نخستین فضاهای شکلگیری تابآوری ملی است. دانشآموز در مدرسه فقط خواندن، نوشتن، محاسبه یا دانستنیهای علمی را یاد نمیگیرد. او شیوه مواجهه با اشتباه، شکست، رقابت، تفاوتهای فردی و مسئولیت گروهی را نیز تجربه میکند. مدرسهای که اشتباه را بخشی از فرایند یادگیری بداند، دانشآموزانی پرورش میدهد که در آینده از شکست نمیترسند و برای یافتن راهحل تلاش میکنند. این نگرش در زمان بحرانهای بزرگ اجتماعی ارزش فراوانی دارد.
آموزش تابآوری در مدرسه باید با تجربه زیسته دانشآموزان پیوند داشته باشد. کودکان و نوجوانان نیاز دارند بیاموزند هیجانهای خود را بشناسند، اضطراب را مدیریت کنند، در موقعیت تعارض گفتوگو کنند و از دوستان خود حمایت بگیرند. آموزش مهارتهای ارتباطی، حل مسئله، تفکر انتقادی و تصمیمگیری، زمینهای برای رشد شهروندانی فراهم میکند که در برابر شایعه، خشونت کلامی و فشار جمعی آسیبپذیری کمتری دارند. تابآوری ملی در آینده، تا اندازه زیادی به کیفیت این آموزشها در سالهای کودکی و نوجوانی وابسته است.
معلم در این میان نقشی بسیار مهم دارد. معلمی که با احترام، ثبات هیجانی و عدالت با دانشآموزان رفتار میکند، الگوی عملی تابآوری را به کلاس درس میآورد. دانشآموزان از رفتار بزرگسالان بیشتر از توصیههای مستقیم یاد میگیرند. اگر مدرسه فضایی سرشار از تحقیر، ترس، مقایسههای آسیبزا و بیاعتمادی باشد، دانشآموزان امکان کمی برای تجربه امنیت روانی خواهند داشت. امنیت روانی به افراد اجازه میدهد پرسش بپرسند، نظر خود را بیان کنند، اشتباه کنند و از تجربههای خود درس بگیرند.
خانواده نیز قلب تپنده تابآوری ملی است. بسیاری از نگرشهای افراد نسبت به آینده، کار، روابط، مسئولیت و بحران در فضای خانواده شکل میگیرد. خانوادهای که گفتوگو را جدی میگیرد، هیجانهای اعضا را میپذیرد و در زمان دشواری به جای سرزنش به دنبال راهحل میگردد، بستری مناسب برای پرورش انسان تابآور ایجاد میکند. در چنین خانوادهای کودک میآموزد که ناراحتی، ترس و خشم بخشهایی طبیعی از زندگی هستند و میتوان آنها را شناخت، بیان کرد و مدیریت نمود.
تابآوری ملی با خانوادههای فرسوده، نگران و منزوی تقویت نمیشود. حمایت از سلامت روان والدین، آموزش فرزندپروری، کاهش خشونت خانگی و فراهمکردن فرصتهای گفتوگوی خانوادگی، اقدامی اجتماعی برای افزایش تابآوری ملی است. پدر و مادری که فرصت کافی برای شنیدن فرزند دارند، به شکلگیری احساس تعلق و امنیت کمک میکنند. احساس تعلق از مهمترین عوامل محافظتکننده در برابر آسیبهای روانی و اجتماعی است. فردی که خود را عضوی پذیرفتهشده از خانواده و جامعه میداند، در شرایط سخت نیز انگیزه بیشتری برای حفظ پیوندها و مشارکت در حل مسائل خواهد داشت.
فرزندپروری تابآورانه به معنای حذف همه دشواریها از زندگی کودک نیست. کودکان باید در محیطی امن، تجربه مسئولیت، ناکامی، تلاش و بازگشت به مسیر را داشته باشند. والدینی که هر مانع کوچکی را از سر راه فرزند برمیدارند، ممکن است ناخواسته فرصت یادگیری مهارت مقابله را کاهش دهند. در مقابل، والدینی که فرزند را در مواجهه با مسئله همراهی میکنند، به او امکان میدهند توانمندی خود را کشف کند. این تجربههای کوچک، در سالهای بعد به سرمایهای برای مشارکت در تابآوری ملی تبدیل میشود.
رسانهها نیز در ساختن یا تضعیف تابآوری ملی نقش تعیینکننده دارند. رسانه، فضای ادراک جمعی را شکل میدهد. مردم از مسیر رسانهها میفهمند چه اتفاقی افتاده است، چه خطرهایی وجود دارد، چه کسانی مسئولاند و چه راههایی برای عبور از بحران پیش رو قرار دارد. اگر رسانه با زبان هراس، بزرگنمایی، تحقیر مخاطب یا انتشار خبرهای تاییدنشده عمل کند، اضطراب عمومی افزایش مییابد. اضطراب فراگیر میتواند قدرت تصمیمگیری، همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی را کاهش دهد.
رسانه تابآور، رسانهای است که واقعیت را دقیق، روشن و مسئولانه روایت میکند. این رسانه دشواریها را پنهان نمیکند، اما مردم را در بنبست روانی نیز رها نمیسازد. روایتهای امیدبخش در رسانه به معنای خوشبینی غیرواقعی نیست. امید واقعبینانه از شناخت مسئله، دیدن ظرفیتها، معرفی تجربههای موفق و ارائه مسیرهای قابل انجام شکل میگیرد. رسانه میتواند به مردم نشان دهد که گروههای محلی، متخصصان، داوطلبان، خانوادهها و سازمانهای مدنی چگونه در حل مسائل سهم دارند.
سلامت هیجانی خبرنگاران نیز بخشی از تابآوری ملی است. خبرنگاران در زمان بحران اغلب با تصاویر دردناک، خبرهای ناگوار، فشار زمانی و مسئولیت سنگین اطلاعرسانی روبهرو هستند. فرسودگی هیجانی خبرنگار میتواند بر کیفیت خبر و شیوه روایت واقعیت اثر بگذارد. حمایت روانی از فعالان رسانه، آموزش روزنامهنگاری بحران و تقویت اخلاق حرفهای، به رسانه کمک میکند در شرایط حساس نقشی آرامکننده، آگاهساز و پیونددهنده داشته باشد.
شبکههای اجتماعی نیز به بخش مهمی از زندگی جمعی تبدیل شدهاند. این شبکهها میتوانند در زمان بحران، مسیر سریع اطلاعرسانی، همیاری و سازماندهی کمکهای مردمی باشند. بسیاری از تجربههای موفق همدلی اجتماعی در سالهای اخیر از دل ارتباطات دیجیتال شکل گرفته است. جمعآوری کمک برای خانوادههای آسیبدیده، اطلاعرسانی درباره نیازهای فوری، آموزش عمومی و ایجاد گروههای حمایت روانی، نمونههایی از ظرفیت مثبت شبکههای اجتماعی هستند.
با این حال، شبکههای اجتماعی میتوانند میدان انتشار شایعه، خشم، نفرت و قضاوتهای شتابزده نیز باشند. سرعت بالای انتشار محتوا گاهی فرصت بررسی و تحلیل را از کاربران میگیرد. در چنین وضعیتی، سواد رسانهای به یکی از عناصر اصلی تابآوری ملی تبدیل میشود. شهروندان باید بتوانند منبع خبر را ارزیابی کنند، میان خبر و نظر تفاوت بگذارند، از بازنشر محتوای آسیبزا پرهیز کنند و هیجانهای خود را پیش از واکنش مدیریت نمایند.
تابآوری ملی در شبکههای اجتماعی با فرهنگ گفتوگو تقویت میشود. گفتوگو به معنای یکسان بودن دیدگاهها نیست. جامعه تابآور میتواند تفاوتها را ببیند و در عین حال، زبان انسانی و محترمانه خود را حفظ کند. وقتی اختلاف نظر به توهین، تحقیر و حذف دیگری تبدیل شود، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند. سرمایه اجتماعی همان شبکه اعتماد، همکاری و ارتباطی است که مردم در زمان عادی و بحران به آن تکیه میکنند. هر پیام مسئولانه، هر گفتوگوی محترمانه و هر کنش همدلانه در فضای دیجیتال میتواند به تقویت این سرمایه کمک کند.
یکی از چالشهای مهم در مسیر تابآوری ملی، سوگیری حال است. سوگیری حال زمانی رخ میدهد که انسان نیازها و هیجانهای فوری را بر پیامدهای بلندمدت ترجیح میدهد. در سطح اجتماعی، این سوگیری میتواند مردم و مدیران را به واکنشهای شتابزده سوق دهد. تابآوری ملی نیازمند نگاه بلندمدت است. جامعه باید بتواند در کنار پاسخ به نیازهای فوری، برای آموزش، سلامت روان، محیطزیست، خانواده و سرمایه اجتماعی نیز برنامهریزی کند. آیندهنگری از مدرسه آغاز میشود، در خانواده تمرین میگردد، از مسیر رسانه تقویت میشود و در شبکههای اجتماعی به گفتوگوی عمومی راه پیدا میکند.
تابآوری ملی همچنین با توجه به تفاوتهای اجتماعی معنا مییابد. کودکان، زنان، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای کمدرآمد، ساکنان مناطق در معرض خطر اقلیمی و گروههای حاشیهنشین، تجربه یکسانی از بحران ندارند. برنامهای که این تفاوتها را نبیند، نمیتواند در عمل جامعه را تابآورتر کند. عدالت در دسترسی به آموزش، خدمات سلامت روان، اطلاعات معتبر، امکانات حمایتی و فرصت مشارکت، نقش مهمی در افزایش تابآوری ملی دارد.
سازمانهای مردمنهاد و گروههای داوطلب نیز در پیوند دادن مدرسه، خانواده، رسانه و جامعه محلی نقشی اثرگذار دارند. این نهادها به مردم امکان میدهند از تماشاگر بحران بودن فاصله بگیرند و به کنشگران مسئول تبدیل شوند. فعالیتهای داوطلبانه، آموزشهای محلی، پویشهای فرهنگی و شبکههای حمایت همسایگی، حس توانمندی جمعی را افزایش میدهند. هنگامی که مردم نتیجه همکاری خود را میبینند، اعتماد آنان به امکان تغییر بیشتر میشود.
تابآوری ملی یک پروژه کوتاهمدت نیست. این ظرفیت در رفتارهای کوچک و تکرارشونده شکل میگیرد؛ در معلمی که دانشآموز مضطرب را میشنود، در پدری که به جای سرزنش با فرزندش گفتوگو میکند، در مادری که از کمک گرفتن شرم ندارد، در خبرنگاری که خبر را با مسئولیت منتشر میکند و در کاربری که پیش از بازنشر یک خبر، درباره درستی آن فکر میکند. هر یک از این رفتارها بخشی از فرهنگ تابآوری را میسازد.
جامعهای که تابآوری ملی را جدی میگیرد، از بحرانها درس میآموزد. شکستها را بررسی میکند، خطاها را میپذیرد، ظرفیتهای محلی را فعال میسازد و از تجربه گروههای مختلف بهره میگیرد. چنین جامعهای به جای انتظار برای نجات از بیرون، توان همکاری درونی خود را پرورش میدهد. در این مسیر، مدرسه محل تمرین مهارت زندگی است، خانواده پایگاه امنیت و محبت است، رسانه میدان آگاهی و مسئولیت است و شبکههای اجتماعی فرصتی برای همیاری و گفتوگو هستند.
تقویت تابآوری ملی به معنای ساختن جامعهای است که در برابر فشارها انعطاف دارد، در برابر آسیبها حساس است و در برابر آینده احساس مسئولیت میکند. این تابآوری از خانهها و کلاسهای درس آغاز میشود، در روایتهای رسانهای رشد میکند و در ارتباطات اجتماعی به نیرویی جمعی تبدیل میشود. هر گام برای افزایش اعتماد، همدلی، سواد رسانهای، سلامت هیجانی و مشارکت شهروندان، گامی برای ساختن تابآوری ملی پایدارتر است.
کرمانشاه- ایرنا- مشاور عالی مأموریت ملی تابآوری فرهنگی با تأکید بر ضرورت بومیسازی مفاهیم تابآوری در صنعت گردشگری گفت: تدوین الگوی ایرانی تابآوری گردشگری باید با توجه به شرایط، ظرفیتها، تجربههای محلی و چالشهای کشور انجام شود.
به گزارش ایرنا، محمدرضا مقدسی عصر شنبه در نخستین کارگاه تخصصی تابآوری گردشگری در کرمانشاه، تابآوری را یکی از رویکردهای راهبردی در مدیریت مقصدهای گردشگری دانست و افزود: تابآوری گردشگری حاصل پیوند دانش گردشگری با حوزههایی مانند مدیریت بحران، محیط زیست، اقتصاد، روانشناسی اجتماعی و توسعه محلی است.
وی اظهار کرد: تابآوری گردشگری به توان مقصدهای گردشگری، کسبوکارهای این حوزه، گردشگران و جوامع میزبان برای پیشبینی مخاطرات، سازگاری با تغییرات، تداوم فعالیت و بازسازی پس از بحران توجه دارد.
مؤسس و بنیانگذار خانه تابآوری با تأکید بر اینکه تابآوری نباید تنها به واکنش در زمان وقوع بحران محدود شود، گفت: آمادگی پیش از بحران، یادگیری از تجربهها، انعطافپذیری، تنوعبخشی به منابع درآمد، تقویت شبکههای محلی و همکاری میان نهادها از مؤلفههای اصلی تابآوری گردشگری است.
مقدسی با اشاره به ضرورت تدوین «الگوی ایرانی تابآوری گردشگری» افزود: استفاده از دانش بومی و تجربههای محلی میتواند به طراحی چارچوبی کاربردی و متناسب با واقعیتهای ایران برای افزایش توان مقصدهای گردشگری در برابر بحرانها کمک کند.
وی ادامه داد: تابآوری گردشگری ابعاد مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی، نهادی و روانی دارد و توجه همزمان به این ابعاد برای پایداری مقصدهای گردشگری ضروری است.
مشاور عالی مأموریت ملی تابآوری فرهنگی، نقش جوامع محلی را در افزایش تابآوری گردشگری مهم دانست و گفت: مشارکت جامعه محلی در تصمیمگیری، حمایت از کسبوکارهای کوچک گردشگری و حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی باید در برنامههای تابآوری مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین مدیریت ریسک، توسعه گردشگری داخلی، تحول دیجیتال و ارتقای امنیت و سلامت سفر را از دیگر مؤلفههای مؤثر بر تابآوری صنعت گردشگری عنوان کرد.
مقدسی با اشاره به ظرفیتهای متنوع طبیعی و فرهنگی ایران و در عین حال وجود مخاطراتی همچون خشکسالی، سیل، زلزله و بحرانهای اقتصادی اظهار کرد: صنعت گردشگری باید برای مواجهه با این مخاطرات از رویکردهای پیشنگر و سازگارانه استفاده کند.
نخستین کارگاه تخصصی تابآوری گردشگری با تدریس محمدرضا مقدسی، مشاور عالی مأموریت ملی تابآوری فرهنگی و مؤسس و بنیانگذار خانه تابآوری، به همت ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمانشاه و با میزبانی جهاد دانشگاهی استان برگزار شد.

رسانه تابآوری چیست؟
رسانه تابآوری مفهومی نوین در پیوند میان رسانه، سلامت روان، توسعه اجتماعی و مدیریت بحران است که با هدف افزایش آگاهی عمومی، تقویت ظرفیتهای فردی و اجتماعی و کمک به جامعه برای مواجهه سازنده با بحرانها، تغییرات و دشواریهای زندگی شکل گرفته است. رسانه تابآوری تلاش میکند دانش تابآوری را از فضای تخصصی دانشگاهها و مراکز پژوهشی به زندگی روزمره مردم منتقل کند و زمینهای برای شکلگیری نگرشها، مهارتها و رفتارهای تابآورانه فراهم آورد.
رسانه تابآوری ایران به نشانی resiliency.ir از سال ۱۳۹۴ در دامنه ملی فعالیت خود را آغاز کرده و با مدیریت و بنیانگذاری دکتر محمدرضا مقدسی بهعنوان رسانه تخصصی حوزه تابآوری شناخته میشود. این رسانه در زمینه تولید و انتشار محتوای علمی، آموزشی و کاربردی، ترویج فرهنگ تابآوری و توسعه گفتمان تابآوری فعالیت دارد. رسانه تابآوری ایران در کنار ماموریت ملی تابآوری فرهنگی هویتمحور، انتشارات خانه تابآوری و فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، به معرفی و انتشار بیش از ۵۰ عنوان کتاب مرتبط با تابآوری پرداخته است. تابآوری فردی، خانواده، کودکان، زنان، جامعه، فرهنگ، سازمان، رسانه و گردشگری از حوزههای اصلی فعالیت این مجموعه است.
در جهان امروز، جوامع با مجموعهای از بحرانهای طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و فناورانه روبهرو هستند. در چنین شرایطی، دسترسی به اطلاعات معتبر و آموزشهای کاربردی اهمیت فراوانی پیدا میکند. رسانه میتواند در این میان نقشی فراتر از انتقال خبر داشته باشد و به یکی از ابزارهای مهم آموزش و ارتقای تابآوری تبدیل شود.
تعریف رسانه تابآوری
رسانه تابآوری رسانهای تخصصی و آگاهیبخش است که محتوای خود را با محوریت شناخت بحران، سازگاری، مقابله مؤثر، بازسازی، یادگیری از تجربه و تقویت ظرفیتهای فردی و اجتماعی تولید و منتشر میکند.
این رسانه تلاش میکند به جای تمرکز بر بحران و پیامدهای منفی آن، ظرفیتهای موجود در انسان، خانواده، سازمان و جامعه را نیز شناسایی و برجسته کند. هدف، ایجاد نگاه واقعبینانه و امیدمحور است؛ نگاهی که دشواریها را انکار نمیکند و در عین حال ظرفیت تغییر، یادگیری و بازسازی را نیز مورد توجه قرار میدهد.
رسانه تابآوری میتواند حوزههای متنوعی مانند روانشناسی، جامعهشناسی، مددکاری اجتماعی، آموزش، فرهنگ، اقتصاد، مدیریت، گردشگری، سلامت، ارتباطات و مطالعات بحران را در کنار یکدیگر قرار دهد.
چرا رسانه تابآوری اهمیت دارد؟
بحرانها تنها زیرساختها و منابع اقتصادی را تحت تأثیر قرار نمیدهند. آنها میتوانند اعتماد عمومی، سلامت روان، روابط اجتماعی، احساس امنیت و امید به آینده را نیز دچار آسیب کنند. در این شرایط، کیفیت ارتباطات و اطلاعات نقش مهمی در نحوه واکنش افراد و جوامع دارد.
اطلاعات نادرست، شایعات، اخبار هیجانی و روایتهای ترسآفرین میتوانند اضطراب اجتماعی را افزایش دهند. در مقابل، اطلاعات دقیق، آموزش مناسب و روایتهای مسئولانه میتوانند به مردم کمک کنند شرایط را بهتر درک کنند و تصمیمهای سنجیدهتری بگیرند.
از این منظر، رسانه تابآوری بخشی از زیرساخت نرم جامعه برای مواجهه با بحران است. چنین رسانهای تلاش میکند سواد عمومی درباره بحران و تابآوری را افزایش دهد و مخاطب را از دریافتکننده منفعل خبر به فردی آگاه، مسئول و توانمند تبدیل کند.
رسانه تابآوری و سلامت روان
یکی از مهمترین حوزههای فعالیت رسانه تابآوری، سلامت روان است. بحران میتواند احساس ترس، اضطراب، خشم، ناامیدی و بیثباتی ایجاد کند. مردم در چنین شرایطی نیازمند اطلاعاتی هستند که ضمن واقعبینی، راههای سازگارانه مواجهه با فشار روانی را نیز آموزش دهد.
محتوای رسانه تابآوری میتواند درباره تنظیم هیجان، مهارت حل مسئله، ارتباط مؤثر، حمایت اجتماعی، خودمراقبتی، کمکخواهی و مراقبت از سلامت روان آموزش ارائه کند.
این آموزشها جایگزین خدمات تخصصی روانشناختی و درمانی نیستند، اما میتوانند سطح سواد سلامت روان جامعه را افزایش دهند و افراد را برای استفاده مناسبتر از خدمات تخصصی آماده کنند.
رسانه تابآوری و مدیریت بحران
مدیریت بحران بدون ارتباطات مؤثر امکانپذیر نیست. مردم در هنگام بحران به اطلاعات سریع، دقیق، قابل فهم و قابل اعتماد نیاز دارند. رسانه میتواند اطلاعات ضروری درباره خطر، اقدامات پیشگیرانه، مسیرهای دریافت خدمات و شیوههای حفاظت از خود و دیگران را در اختیار جامعه قرار دهد.
رسانه تابآوری در این زمینه باید از ایجاد هراس و انتشار اطلاعات تأییدنشده پرهیز کند و اصول ارتباطات بحران را جدی بگیرد. اعتبار رسانه در چنین شرایطی سرمایهای اجتماعی است که بهسادگی ایجاد نمیشود و ممکن است با چند خبر نادرست آسیب ببیند.
رسانه تابآوری و سرمایه اجتماعی
تابآوری اجتماعی تا حد زیادی به کیفیت روابط میان مردم، نهادها و گروههای اجتماعی وابسته است. اعتماد، همکاری، مشارکت و احساس تعلق از عناصر مهم سرمایه اجتماعی هستند.
رسانه تابآوری میتواند با معرفی تجربههای موفق اجتماعی، روایت فعالیتهای داوطلبانه، معرفی سازمانهای مردمنهاد، انعکاس اقدامات جامعه محلی و ایجاد گفتوگوی سازنده، به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند.
در این چارچوب، رسانه فقط درباره مردم صحبت نمیکند؛ فرصتی فراهم میکند تا خود مردم نیز روایتگر تجربهها، توانمندیها و راهکارهای خود باشند.
رسانه تابآوری فرهنگی
تابآوری فرهنگی یکی از حوزههای مهم و رو به رشد مطالعات تابآوری است. فرهنگ مجموعهای از معناها، ارزشها، خاطرات، آیینها، روایتها و شیوههای زندگی را دربرمیگیرد و میتواند در شرایط دشوار نقش مهمی در حفظ هویت و انسجام اجتماعی داشته باشد.
رسانه تابآوری فرهنگی میتواند به بازخوانی ظرفیتهای فرهنگی جوامع، معرفی میراث ناملموس، ادبیات، هنر، آیینها، دانش بومی و تجربههای تاریخی در مواجهه با دشواریها بپردازد.
این رویکرد میتواند به تقویت پیوند میان هویت فرهنگی و تابآوری اجتماعی کمک کند. جامعهای که نسبت به منابع فرهنگی خود شناخت بیشتری دارد، ظرفیت بیشتری برای استفاده آگاهانه از این منابع در شرایط تغییر و بحران خواهد داشت.
رسانه تابآوری و تابآوری گردشگری
گردشگری از بخشهایی است که به شدت تحت تأثیر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و سیاسی قرار میگیرد. توقف سفر، کاهش تقاضا، آسیب به زیرساختها و تغییر رفتار گردشگران میتواند کسبوکارهای گردشگری و جوامع مقصد را با مشکلات جدی مواجه کند.
رسانه تابآوری گردشگری میتواند با آموزش فعالان گردشگری، معرفی تجربههای موفق مقصدها، تحلیل روندهای جدید، توجه به مدیریت ریسک و معرفی ظرفیتهای محلی، به افزایش تابآوری صنعت گردشگری کمک کند.
در این زمینه، رسانه میتواند حلقه ارتباطی میان دانشگاه، مدیران، فعالان گردشگری، جامعه محلی و گردشگران باشد.
رسانه تابآوری و آموزش
یکی از مهمترین کارکردهای رسانه تابآوری، آموزش عمومی است. تابآوری مفهومی نیست که تنها در زمان بحران مورد نیاز باشد. آموزش تابآوری باید پیش از وقوع بحران آغاز شود و در زندگی روزمره استمرار داشته باشد.
محتوای آموزشی رسانه تابآوری میتواند برای گروههای مختلف تولید شود؛ از کودکان و نوجوانان گرفته تا والدین، معلمان، خبرنگاران، مدیران، کارکنان سازمانها، مددکاران اجتماعی، روانشناسان و فعالان اجتماعی.
این آموزشها زمانی اثربخشتر خواهند بود که ساده، کاربردی، مستند و متناسب با نیازهای واقعی جامعه باشند.
نقش خبرنگاران در رسانه تابآوری
خبرنگار در رسانه تابآوری تنها انتقالدهنده اطلاعات نیست. او میتواند در شکلدهی به روایت اجتماعی از بحران نقش داشته باشد.
خبرنگار تابآور باید بتواند میان سرعت انتشار خبر و دقت آن تعادل برقرار کند، منابع معتبر را شناسایی کند، از بازتولید شایعات جلوگیری کند و در روایت بحران، شأن و کرامت انسانها را رعایت کند.
توجه به سلامت هیجانی خبرنگاران نیز اهمیت زیادی دارد. خبرنگارانی که به شکل مستمر با حوادث، خشونت، مرگ، فقر و بحران مواجه هستند، خود در معرض فشار روانی قرار دارند. بنابراین تابآوری رسانهای باید شامل حمایت از نیروی انسانی رسانه نیز باشد.
ویژگیهای یک رسانه تابآور
رسانه تابآور باید از نظر محتوایی معتبر، از نظر ارتباطی مسئولانه و از نظر سازمانی انعطافپذیر باشد. چنین رسانهای باید توانایی سازگاری با تغییرات فناوری، تغییر رفتار مخاطبان و شرایط بحرانی را داشته باشد.
اعتماد مخاطب یکی از مهمترین داراییهای رسانه تابآوری است. شفافیت، دقت، استناد به منابع معتبر، اصلاح اشتباهات و پرهیز از هیجانسازی میتواند این اعتماد را تقویت کند.
رسانه تابآور همچنین باید به تنوع مخاطبان توجه داشته باشد. زبان و شیوه ارائه محتوا برای کودک، خانواده، دانشگاه، مدیر، خبرنگار و جامعه محلی نمیتواند یکسان باشد.
رسانه تابآوری و فضای مجازی
فضای مجازی فرصتهای گستردهای برای آموزش و ارتباط ایجاد کرده است. در عین حال، انتشار سریع اطلاعات نادرست و محتوای هیجانی میتواند در شرایط بحران آسیبزا باشد.
رسانه تابآوری در فضای دیجیتال باید به ارتقای سواد رسانهای مخاطبان کمک کند. تشخیص خبر جعلی، بررسی منبع، شناخت محتوای دستکاریشده، مدیریت مصرف اخبار و توجه به سلامت روان در فضای دیجیتال از موضوعاتی هستند که میتوانند در دستور کار رسانههای تخصصی تابآوری قرار گیرند.
رسانه تابآوری دیجیتال در واقع تلاش میکند جامعه را برای زندگی ایمنتر و آگاهانهتر در محیط اطلاعاتی جدید آماده کند.
آینده رسانه تابآوری در ایران
ایران به دلیل تنوع اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین تجربه انواع بحرانهای طبیعی و اجتماعی، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گفتمان تابآوری دارد. این ظرفیت نیازمند همکاری میان دانشگاهها، رسانهها، نهادهای دولتی، سازمانهای مردمنهاد، متخصصان و جوامع محلی است.
رسانه تابآوری میتواند در این مسیر نقش یک پل ارتباطی را ایفا کند؛ پلی میان دانش دانشگاهی و تجربه اجتماعی، میان متخصص و شهروند و میان سیاستگذار و جامعه.
توسعه رسانههای تخصصی تابآوری میتواند به شکلگیری ادبیات بومی این حوزه نیز کمک کند. تولید محتوای مبتنی بر تجربههای ایرانی، شناخت ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی مناطق مختلف کشور و توجه به دانش بومی، زمینه را برای بومیسازی آموزش تابآوری فراهم میکند.
رسانه تابآوری؛ از خبر تا توانمندسازی
رسانه تابآوری را نباید صرفاً یک رسانه خبری دانست. ارزش اصلی آن زمانی آشکار میشود که خبر و آموزش، تحلیل و تجربه، دانش و اقدام را در کنار یکدیگر قرار دهد.
جامعه تابآور جامعهای نیست که بحران را تجربه نمیکند. جامعه تابآور جامعهای است که میتواند بحران را بهتر بشناسد، آسیبها را کاهش دهد، از منابع موجود استفاده کند، از تجربههای گذشته بیاموزد و مسیر بازسازی و رشد را دنبال کند.
رسانه در این فرایند میتواند نقش مهمی داشته باشد. اگر رسانه بتواند اطلاعات معتبر، آموزش کاربردی، روایتهای امیدآفرین و گفتوگوی اجتماعی سازنده را در اختیار مردم قرار دهد، به بخشی از ظرفیت تابآوری جامعه تبدیل خواهد شد.
از این منظر، رسانه تابآوری یک ضرورت ارتباطی برای جامعه امروز است؛ رسانهای که مأموریت آن افزایش آگاهی، تقویت اعتماد، توسعه سواد تابآوری و کمک به شکلگیری جامعهای آمادهتر برای مواجهه با بحران و تغییر است.
در ایران نیز توسعه این رویکرد میتواند زمینهساز شکلگیری یک گفتمان ملی درباره تابآوری باشد؛ گفتمانی که در آن تابآوری از یک مفهوم تخصصی فراتر رود و به بخشی از فرهنگ عمومی، آموزش، مدیریت، رسانه، خانواده و زندگی اجتماعی تبدیل شود.
رسانه تابآوری ایران به نشانی resiliency.ir از سال ۱۳۹۴ در دامنه ملی فعالیت خود را آغاز کرده و با مدیریت و بنیانگذاری **دکتر محمدرضا مقدسی** بهعنوان رسانه تخصصی حوزه تابآوری شناخته میشود. این رسانه در زمینه تولید و انتشار محتوای علمی، آموزشی و کاربردی درباره تابآوری فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، سازمانی، رسانهای و گردشگری فعالیت دارد. معرفی و بررسی کتابهای تخصصی، آموزش تابآوری و ترویج گفتمان علمی این حوزه از خدمات آن است. رسانه تابآوری ایران همچنین در معرفی و انتشار بیش از **۵۰ عنوان کتاب مرتبط با تابآوری نقش داشته و تلاش میکند دانش تخصصی را به زبان ساده در اختیار جامعه قرار دهد.
در این نگاه، رسانه تابآوری فقط یک پایگاه انتشار مقاله نیست؛ یک بستر دانشی، آموزشی و ارتباطی برای توسعه فرهنگ تابآوری در ایران است.